تاریخچه هیپنوتیزم
۱۳۹۱-۱۰-۱۳
Show all

دکترحریری

اعتبار علمی هیپنوتیزم - دکتر حریری در دومین کنگره بین المللی هیپنوتیزم

دکتر حریری

دکتر محمد جواد حریری - هیپنوتیزم بیدارمن دکتر حریری ( محمد جواد )  پزشک و هیپنوتراپیست ( هیپنوتیزم درمان گر )  ، عضو انجمن جهانی هیپنوتیزم و عضو انجمن علمی  هیپنوتیزم  بالینی ایران هستم .

تصورات غلطی درباره هیپنوتیزم وجود دارد که باعث شده خیلی از افراد جامعه به هیپنوتیزم بدبین شوند و نتوانند از تاثیرات مثبت درمانی آن بهره گیرند .  

متاسفانه بسیاری از مردم هیپنوتیزم را یک کار خارق‌العاده می‌دانند که انسان را اسیر دست هیپنوتیزم‌گر می‌کند اما هیپنوتیزم در حقیقت، یک پدیده طبیعی مغز انسان است، همان‌طور که خواب و بیداری وضعیت‌های مختلف و طبیعی مغز انسان هستند.

واقعیت این است که هیپنوتیزم در زندگی روزانه اشخاص ممکن است بارها اتفاق بیافتد. برای مثال دانشجویان و دانش آموزان وقتی استاد در حال صحبت است گاه هیپنوتیزم افکارشان می شوند. 

هیپنوتیزم فرآیندی علمی است که به کمک آن سطح هوشیاری و آگاهی انسان گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود و توجه و تمرکز افزایش می‌یابد. در این حالت فردی که هیپنوتیزم شده است می‌تواند به بخش‌ ناهوشیار (یا ضمیر ناخودآگاه) دسترسی داشته باشد. 

هیپنوتیزم تکنیکی برای تمرکز حواس، با بهره‌گیری از روش‌های علمی اثبات‌ شده است و می‌تواند به انسان در دستیابی به ضمیر ناخودآگاهش کمک کند.  فرد هیپنوتیزم شده تقریبا شبیه فرد خوابیده است بدن او ریلکس و چشمانش بسته است. البته در همه موارد هیپنوز کلینیکال هم این گونه نیست که فرد چشمانش بسته باشد. هیپنوز در حالت بیداری هم وجود دارد که به آن Alert Hypnosis گفته می شود.

هیپنوتیزم یکی از شیوه‌های کار پزشکان، روانپزشکان و روان‌شناس است و بر پایه‌ی اصول پزشکی و روان‌شناسی انجام می‌شود. کسی که هیپنوتیزم را انجام می‌دهد باید دارای گواهینامه‌ی علمی هیپنوتیزم باشد. 

انجام هیپنوتیزم بدون داشتن مهارت و گواهینامه‌ی علمی، کاری غیرقانونی و غیراخلاقی است. هیپنوتیزم به روش‌های گوناگونی انجام می‌شود و مراحل هر روش تفاوت‌هایی با هم دارند.

هدف من  از ایجاد این سایت معرفی روشهای درمان با شیوه  هیپنوتیزم بیدار است تا افراد بتوانند از برکات و مزایای هیپنوتیزم استفاده ببرند.

۱- پذیرش ۲- تمرکز ۳- تلقین ۴- انجام فرآیند ۵- بازگشت

– پذیرش: نخستین گام برای انجام هیپنوتیزم این است که فرد بخواهد هیپنوتیزم شود چون هیپنوتیزم فرآیندی نیست که به زور انجام شود. اگر کسی نخواهد هیپنوتیزم شود یا با هیپنوتراپیست (هیپنوتیزم کننده) همکاری نکند هیپنوتیزم نخواهد شد. خوب است بدانید که برخی پذیرش هیپنوتیزم در انسان‌های گوناگون به یک اندازه نیست و برخی از افراد هیپنوتیزم پذیر نیستند.

– تمرکز: تمرکز کردن و آرام‌سازی ذهن بسیار مهم است اگر کسی که می‌خواهد هیپنوتیزم شود نتواند تمرکز کند فرآیند هیپنوتیزم با چالش روبه‌رو می‌شود و انجام هیپنوتیزم شکست خواهد خورد. برای آرامش و تمرکز از فرد خواسته می‌شود بدنش را در شرایط آرام و ریلکس قرار دهد. می‌تواند دراز بکشد یا بنشیند. تنفسش را عمیق و منظم کند. ماهیچه‌هایش را شل و تمرکز کند. فکر خود را آرام کند و به خود تلقین کند که می‌خواهد بخوابد.

– تلقین: تلقین را می‌توان محرکی نامید که به انجام فرآیند هیپنوتیزم کمک می‌کند و مثلا به فرد می گویند بخواب و فرد در شرایط خواب عصبی قرار می‌گیرد. تلقین و محرک‌ها می‌تواند دیداری یا شنیداری باشند. یکی از نمونه‌های محرک دیداری برای تلقین، متمرکز شدن به یک نقطه است. برای محرک شنیداری می‌توان از گوش دادن به صدای تیک تاک ساعت یا صدای موسیقی ملایم و یا صدای خود هیپنوتراپیست باشد.
هیپنوتراپیست در فرآیند تلقین، فرد را به آرامش فرا می‌خواند و در تلقین‌هایش فرد رابه ریلکس و آرام شدن تشویق می‌کند ومی خواهد که در راحترین وضعیت ممکن قرار گیرد و فرد به آرامش قبل از خواب نزدیک می شود.

– انجام فرآیند هیپنوتیزم: در این هنگام فرد هیپنوتیزم شده است . همان‌گونه که گفتم هنگامی که کسی هیپنوتیزم می‌شود می‌تواند به سطوح عمیق‌تر هوشیاری و نیز ناخودآگاه ذهنش دسترسی داشته باشد. هیپنوتراپیست‌ها در این هنگام به درمان کسی که هیپنوتیزم شده است می‌پردازند.

– بازگشت: پس از انجام هیپنوتیزم باید کسی که هیپنوتیزم شده است را بار دیگر به کمک تلقین‌های دیداری و شنیداری به شرایط طبیعی بازگرداند. و از حالت هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی بیرون آورد.

رفع اضطراب و استرس  ، پرخاشگری ، افسردگی ، حملات پانیک ، بیش فعالی ،  رفع فوبیاها ، رفع بیماریهای روان تنی ( بیماریهای جسمی با منشاء عصبی ) ، فشار خون عصبی ، لکنت زبان ،   ، افزایش اعتماد به نفس ، افزایش عزت نفس ، رفع سردردهای تنشی و میگرن ، اختلالات خواب ، اضطراب اجتماعی  ، تصویر سازی ذهنی – درمانی ، آموزش خود هیپنوتیزم ، مدیریت خاطرات بد ،  بیماری وسواس ، سندرم روده تحریک پذیر ، کمک در پیشگیری از آلزایمر ،  میگرن ، تقویت حافظه ،اضطراب امتحان   ، ایجاد تمرکز فکر و  تقویت حافظه ویژه دانش آموزان و دانشجویان ، افزایش خلاقیت ویژه هنرمندان و مبتکران و برطرف کننده برخی معضلات و عادات مانند ناخن جویدن ، سیگا ر کشیدن  ،  چاقی و لاغری ناشی از پرخوری یا کم خوری و یا اضطرابی است .

877 دیدگاه ها

  1. حسن گفت:

    سلام علیکم.خدا قوت؟غرض از مزاحمت:راستش مدتی میشه که بنده دچار وسواس فکری شدم اونم از نوع حآد وشدید. اونم بدلیل اینکه کارم خوانندگی هست وبه حنجرم بسیار حساسم.هرجائیکه میرم مهمونی چیزی بهم تعارف میکنند وقتی میخورم به خودم میگم نکنه غذا یا شربت یا چایی که واسم آوردن چیزی ریخته باشن داخلش وصدام رو خراب کنه…همین تلقین ها موجب شده کمی زود رنج بشم ونسبت به هرچیزی حساس…الانم چند روزی میگذره ازآخرین دیدو بازدیدی که بایکی از دوستان داشتم که وقتی بهم چای تعارف کرد باخودم گفتم نخورم بهتره…اما بعدش با خودم گفتم شاید زشت باشه…و بالاخره خوردم…که متاسفانه بااین تلقین های الکی الان احساس میکنم واقعا اون لطافت وزیبایی صدام کاسته شده…ومتاسفانه این اتفاق بارها و بارها برام اتفاق افتاده ولی باگذشت زمان حل شده!!!عاجزانه از شما میخام یه راه حلی بگید که برای همیشه از شرّ این تلقین و وسواسات فکری خلاص شم.ســــــــــپاســــــــــگــــــــــزارم

  2. مینا گفت:

    سلام آقای دکتر به شمااحتیاج فوری دارم کاش آدرس وشماره تلفن مطب خودرادرج میکردید.همسرم به خاطرگذشته من داره دیوونه میشه آخه من وهمسرم هفت سال پیش خیلی همدیگرادوست داشتیم ولی من به اجبار خانوادم ازدواج کردم وبعدازپنج ماه همسرم فوت کرد یکسال بعدباهمسرفعلیمازدواج کردم ولی قبل ازازدواج درمحل کارم توسط رئیس شرکت که همسایه خانیمان بودموردتجاوزقرارگرفتم.همسرم ازاین موضوع اطلاع پیداکردولی به خاطرعلاقه زیادبه من نمیتونه راضی به طلاق بشه هرشب وروزدرمورداین گذشته تلخ من صحبت میکنه واشک میریزه.من دنبال راه حلی برای پاک کردن ذهنش هستم وگرنه میخواد برای تلافی همین بلاراسردخترریس شرکت یابهتره بگم دختر همسایمون دربیاره.توروخدا کمکم کنید

  3. سمیرا گفت:

    سلام من افسردگی گرفتم و دست به خودکشی زدم ایا درمان میشوم متاسفانه ساکن اصفهان هستم خاطرات گذشته هر دفعه افسرده ام میکنه

  4. سمیرا گفت:

    سلام افسردگی شدید دارم و دست به خود کشی زدم ایا درمان میشم؟؟؟متاسفانه ساکن اصفهانم

  5. بهار گفت:

    با عرض سلام
    پسری ۱۳ ساله دارم که بعد از ظهر ساعت ۳/۵ از مدرسه به خانه می آید و چون ما (من و۲ فرزند ۲ قلوی ۴/۵ ساله)معمولا بین ساعت ۶تا ۷ به منزل می آییم واودر این فاصله تنهاست واز نظر من پسر بسیار خوبی است ولی کمی میترسد مثلا از عروسک واینکه وقتی به خانه میاییم میبینم در اتاقش است ودر را بسته نه اینکه قفل باشد و شبها تا زمانیکه یکی از برادرهایش نرود در اتاق بخوابد اونیز نمخوابد واحساس ترس دارد ومسئله دوم اینکه نگرانم که در سن بلوغ است خدایی نکرده کاری گناه انجام ندهد و نمی دونم چطور اورا باید از این مسائل آگاه ساخت ممنون میشم اگر راهنماییم بفرمایید که شما می توانید به من کمک کنید از طریق این طبابت یا خیر!

  6. نغمه گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دکتر مهربان و ارجمند
    خانمی هستم ۲۸ ساله که از دوران کودکی حدود ۹ سالگی گاهی تمام بدنم داغ می شد و عرق سرد می کردم و ترس از دست دادن والدینم به سراغم می آمد.در سن ۱۹ سالگی با عشق ازدواج کردم و در سن ۲۰ سالگی صاحب یک پسر شدم اما متأسفانه در سن ۲۱ سالگی به دلیل مشکلات فراوان اخلاقی همسرم از او جدا شدم و با پسرم به منزل پدر و مادرم برگشتم.تک فرزند هستم و از زمانی که جدا شدم پدر و مادرم با دل و جان از من و فرزندم حمایت می کنند و همه جور امکاناتی را برای ما فراهم کردند.متأسفانه الآن مجدد این ترس به سراغم آمده(به شدت به پدر و مادرم و ابسته هستم)الآن اغلب اوقات این ترس مرگ آنها و حتی مرگ خودم را دارم و بدون آنها احساس می کنم من هم وجود ندارم.دانشجوی ترم ۳ کارشناسی مدیریت جهانگردی هستم.شبها تا صبح بیدارم و سیگار می کشم و با مصیبت به دانشگاه می روم و اغلب تو طول روز خوابم.به مشاور مراجعه کردم اما نتوانست مشکلم را حل کند.دارم از بین میرم.خواهش می کنم کمکم کنید و اگر با هیپنوتیزم مشکلم حل می شود دستور بفرمایید تا خدمت شما برسم.در ضمن به دلیل احساس افسردگی و بی حسی من تمام کارهای پسرم با مادرم است.تنها امیدم بعداز خدا به شماست.اگر مرا راهنمایی بفرمایید بی نهایت سپاسگزارم.
    با آرزوی توفیق روز افزون الهی و با تشکر از شما دکتر عالیقدر

  7. مسعود گفت:

    با عرض سلام وخسته نباشی خدمت شما.پسری۱۱ساله دارم مشکل عدم تمرکز دارد پارسال نورفیبدک روش انجام دادیم خیلی کم خوب شده دوستم برای پسرش با هیپنوتیزم انجام داد خیلی بهتر شده می خواستم بدونم این مشکل کامل حل می شود وعوارضی ندارد.باتشکرازشما

  8. ستاره گفت:

    آیا برای درمان اضطراب و وسواس فکری آزاردهنده در زمان بارداری میتوان از روش هیپنوتیزم استفاده کرد؟

  9. سجاد گفت:

    سلام جناب دکتر بنده دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی هستم و دچار فوبیا ( هراس اجتماعی و عدم اعتماد به نفس در جمع ) به روانپزشک هم مراجعه و برخی داروهای ضد اضطراب را هم استفاده که اثری نداشت به نظر جنابعالی با هیبنوتیزم مشکل بنده به طور اساسی حل خواهد شد ؟ لطفا راهنمایی بفرمایید

  10. سلام گفت:

    با سلام دختر ۸ساله ام دارای لکنت میباشد آیا درمانی دارد یا خیر؟

  11. فاطمه کاظم تبار زهرایی گفت:

    سلام دکتر
    همسرم اززندگی لذت نمیبره و افکارمنفی ک داره مانع رسیدن به اهدافش,میشه و اینکه بعضی وقتا میگه انگارنمیدونم تو زندگی چی میخوام و از زندگی لذت نمیبره این مشکل و ۵سال هست داره,و اینکه مادرایشون فوت کردن سال۸۶،میخواستم بدونم این افکار منفی با اومدن پیش شما از بین میره خوب میشه؟همش فکرش درگیره,تعداد جلسات هم لطفا بگین وقیمت ویزیت رو.ممنون

  12. بهار گفت:

    سلام اقای دکتر ممنون از سایت خوبتون من ۳۴سالمه و تقریبا ده ساله درست نخوابیدم وقتی میخوابم مدام خواب میبینم خیلی خوابهای درهم و بی معنی هستند ولی انقدر زیادن که حتی بعد از بیدار شدنم حس میکنم هنوز مغزم در حال خواب دیدنه گاهی نمیتونم تشخیص بدم چیزی که به یاد میارم خاطرس یا خواب میتونید منو راهنمایی کنید که چطور میتونم ازپس این مشکل بر بیام ؟

  13. حامد گفت:

    سلام . آقای دکتر من جوانی ۲۸ ساله و مجرد و دارای مدرک کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری هستم سه سال که بیماری پنیک دارم و این بیماری ۲۵ سالگی که سرباز بودم زمان خدمت به سراغم اومد همه نوع آزمایش و حتی نوار مغز و ام آر آی انجام دادم همه چیز سالم و طبیعی بود و دکتر به من گفت فقط باید برم متخصص اعصاب و روان و من رفتم متخصص اعصاب و روان و دوره درمانم رو کامل کردم ۶ ماه قرص سیتالوپرام مصرف کردم و خوب شدم بعد از ۲ ماه دوباره بیماری به سراغم اومد و فقط سرگیجه میگیره منو اونم بعضی مواقع که جاهای شلوغ هستم یا ناراحت میشم یا جایی که دوس ندارم میرم . دوباره پیش دکتر رفتم گفت باید تا یکسال دارو مصرف کنی و من یکسال دیگه هم دارو مصرف کردم دوباره خوب شدم و دارو رو کم کم قطع کردم اما بعد از دو ماه دوباره بیماری به سراغم اومد الانم یکسال هست که دارو رو مصرف میکنم اما سرگیجه صبح ها که سرکار هستم به سراغم میاد و منو اذیت میکنه . الانم قرص سرترالین ۵۰ مصرف میکنم اما صبح ها که سرکار هستم سرگیجه منو اذیت میکنه . خواهش میکنم منو راهنمایی کنید.

    • سلام حامد جان.
      اگر پانیک شما با داروها خوب شده و فقط سرگیجه دارید، پس دارودرمانی برای شما موثر بوده و فقط سرگیجه دارید که اگر قابل تحمل نیست با پزشکتان مطرح کنید تا تغییراتی در داروی شما بدهند. شادکام باشید.

  14. گلشید گفت:

    سلام.اقای دکتر میخواستم بدونم با هیبنوتیزم میشه قرمز شدن صورت به هنگام خجالت یا ترس از صحبت کردن در جمع رو از بین برد؟؟این مشکل باعث فراری شدن من از جمع دوستام و مخصوصا فامیلم شده طوری که وقتی کسی ازم سوال میبرسه صورتم قرمز میشه و تبش قلب میگیرم.ایا راهی برای درمان قطعی من هست؟

  15. سپیده گفت:

    سلام
    آقای دکتر ببخشید هیپنوتیزم برای فراموش کردن مشکل نارحتی زیاد به دلیل شکست عشقی و از دست دادن اعتماد به نفس به همین جهت و داشتن احساس ناخوشایند بسیار زیاد به دلیل هدر دادن بخشی از گذشته باز بخاطر همان شکست عشقی کارساز است؟
    میدونم با هیپنوتیزم نمیشه همه چیو فراموش کرد اما میخاستم بدونم میشه با این روش درمان این احساسات بد در وجودمو از بین ببرم؟

    • سلام سپیده جان.
      اگر آن رابطه به کل تمام شده و شما دیگر او را نمی بینید و تمام عکسها یادگاریها و شماره تلفنهایش را دیلیت و پاک کرده اید و دور ریخته اید و از گروه های مجازی که او هم در آن است خارج شده اید، و مدت چند ماه به این شکل گذشته است (حدود ۶ ماه) اما هنوز مشکل دارید بله با هیپنوتیزم میشود به شما کمک کرد. شادکام باشید.

  16. مهدی گفت:

    با سلام.
    آقای دکتر من احساس میکنم علائم افسردگی و عصبی بودن را دارم.
    لطفا راهنماییم کنید. مشکلاتی که دارم این موارد هستن :
    ۱. برای ارائه مطلب در دانشگاه به صورت کنفرانس مشکل دارم ، به نظر خودم ترس نیست و نوعی بی علاقه بودن به درس هست مثلا برای یک درس مرتبط به کامپیوتر (که رشته تخصصیم هست) مشکلی ندارم اما برای درسی مثل ادبیات هیچ علاقه ای به ارائه ندارم و اطمینان دارم در زمان ارائه با مشکل مواجه میشم.

    ۲. حافظه من ضعیف هست و حتی بعد از چند بار خواندن یک مطلب بعد از چند دقیقه فراموشش میکنم. در حالی که موزیک ها رو بعد از چند بار گوش دادن کامل حفظ میکنمو در حافظه بلند مدتم باقی میمونه.

    ۳. در فضا های بسته با صدای بسیار کم صحبت میکنم گاهی دیگران اصلا حرف من رو متوجه نمیشن، اما در فضا های آزاد این مشکل وجود نداره. سرعت حرف زدنم هم بالاست ، شاید به دلیل کار زباد با کامپیوتر باشه.

    ۴. در کنترل چشم هام مشکل دارم ، بدون اینکه متوجه باشم و وقتی توجهم به موضوعی جلب شده چشم ها رو تا حد زیادی باز میکنم و بعد از چند لحظه متوجه میشم که این کار رو غیر ارادی انجام دادم. این کار رو انقدر انجام دادم که پیشانیم یه مقدار چروک شده.

    و در آخر ازتون تشکر میکنم که اطلاعاتتون رو با بقیه به اشتراک میزارید. و همونطور که شما بدون چشم داشت اطلاعاتتون رو به بقیه منتقل میکنید من هم حاضرم اگر مشکلی برای سایتتون ایجاد شد بدون چشم داشت حلش کنم. فقط کافیه ایمیل بفرستید.

    • سلام مهدی جان.
      از لطف شما ممنونم. در ۱ و ۲ شما انگیزه کافی در آن موارد ندارید که باید روی انگیزه شما کار کنم. و نتیجه اینکه حافظه شما خوب است ولی در مورد موارد درسی شما کاربرد عملی آن را باید پیدا کنید و روی آن کار کنید تا در ذهنتان بماند. در موارد ۳ و ۴ باید آن فرایندهای ذهنی شما را کشف و برایتان روی آنها کار کنم. شادکام باشید.

  17. فهیمه گفت:

    سلام دکتر لطفا جواب منم بدید

  18. محمد گفت:

    سلام و خسته نباشید خدمت شما.
    آقای دکتر چندتا سوال میخواستم بپرسم،کسی که اعتیاد به مواد مخدر داره و یا کسی که تو بدنش پلاتین هست و یا کسی که بیماریه صرع داره میشه هیپنوتیزمشون کرد؟خطراتش چی هست؟اگه لطف کنین درمورده خود هیپنوتیزمشونم توضیحی بدین ممنون میشم.

  19. mehdi گفت:

    اقای دکتر محبت بفرمائید جواب سوال مرا بدهید. سپاسگزارم.

  20. نهال گفت:

    سلام اقاى دکتر میخواستم ازتون خواهش کنم اگر پزشکى در همین رشته در شهر تبریز سراغ دارید برایم معرفى فرمایید البته مورد تأیید شما باشد

    • سلام نهال عزیز
      ممکن است در شهر تبریز هیپنوتراپیست وجود داشته باشد اما من نمی شناسم . ضمن اینکه هر هیپنوتراپیستی تکنیکهای خاص درمانی خود را دارد. به همین جهت است که از سراسر کشور جهت تکنیکهای درمانی خاص به اینجانب مراجعه دارند و نتیجه مثبت نیز دریافت میکنند. برایتان آرزوی سلامتی دارم.

  21. ساناز گفت:

    سلام آقای دکتر ممنون از راهنمایها تون
    بخشید من همیشه اضطراب دارم حتی زمانیکه در مسیر و جاده هستم بشدت دچار اضطراب میشم و مجبورم برای رفتن از یه مسیر قرض ضد اضطراب بخورم
    دکتر از فضاهای سربسته و تنگ و کوچه های بن بست هم بشدت میترسم به نحویکه اگه در این موقعیت ها گیر کنم حتما بلایی سرم میاد
    خواهش می کنم کمکم کنید

    • سلام ساناز عزیز
      اضطرابها و ترسهای ناشناخته هر دو جزء مواردی است که به درمانهای هیپنوتیزمی خوب پاسخ می دهند . اضطرابها بسته به نوع بیماری و با تکنیکهایی که بکار میبرم با ۶ جلسه تا ۸ جلسه و فوبیاها یا همان ترسهای ناشناخته از جمله ترس از فضای بسته با ۶ جلسه قابل درمان است . موفق و موید باشید.

  22. الهام گفت:

    سلام اقای دکتر :
    من برادری دارم که ۱۷ سال دارد ومدام پریشان است و کارهای یواشکی انجام میدهد و وقتی ما علل کار را از او جویا میشویم دروغ میگوید با هیپنوتیزم میتوانیم متوجه شویم که چه کارهایی میکند؟
    من به درستی در مورد این دانش نمیدانم تصور من از هیپنوتیزم همان است که در فیلم ها دیده ام که فردی به خواب میرود و هر ان چه که از او بپرسی به درستی پاسخ میدهد ایا این گونه است؟
    ایا میتوان با هیپنوتیزم کارهایی را که از ما قایم میکند بفهمیم؟
    منتظر پاسختان هستم.

    • سلام الهام جان. سال نو مبارک.
      خیر هیپنوتیزم برای کشف اسرار خصوصی مردم نیست. مراقب نوع دوستانش باشید مبادا به راههای خلاف کشیده شده باشد. با او دوست و همزبان باشید تا به شما اعتماد کند و اگر اسراری از او فهمیدید درصدد کمک به افزایش شناخت او کنید تا خودش راه درست را بشناسد و به آن خودتشویقی شود. شاید شما نتوانید اینکارها را انجام دهید، هرچه سریعتر از یک مشاور و روانشناس نوجوان کمک بگیرید. شادکام باشید.

  23. مهدی گفت:

    سلام خدمت جناب آقای دکتر حریری
    من مشکلم رو خدمت تون عرض کردم که ۳۲ساله ام و به خاطر ترس و اضطراب موفق به ازدواج نشده ام و مدام افکار منفی به سراغ ام میاد اینکه نکنه موفق نشم نکنه در انتخاب اشتباه کنم و برای خودم و خانواده ام با توجه به فرزند اول بودنم ازدواج کردن خیلی اهمیت پیدا کرده فروردین امسال با خودم قرار گذاشته بودم تا آخر امسال ازدواج کنم چندین جا خواستگاری رفتم اما نشد و مدام به خودم میگفتم تا شهریور شخص مورد نظر رو پیدا میکنم اما نشد و مدام هم سن و سال های خودم رو میدیدم که دارن ازدواج میکنن اوایل فقط بخاطر عدم موفقیتم ناراحت میشدم و میگفتم تا آخر سال هنوز فرصت دارم اما دی ماه رسید و متوجه شدم به آخر سال دارم میرسم و هنوز کاری نکردم و خانواده ام رو ناراحت میدیدم و انگار احساس میکردم که اونها هم نا امید شدن و این بیشتر به من فشار می آورد تا اینکه دچار استرس شدید همراه با ترس و نگرانی و لرز و کم خوابی و کم غذایی شدم طوری که دست و پام بی حس میشه و فشار زیادی میشم برای خواستگاری هم دچار ترس و اضطراب میشم که نکنه اشتباه کنم البته و افکار منفی . زمانی که به این قضایا فکر نمیکنم آروم میشم و به محض اینکه افکار به سراغم میاد دوباره استرس های شدید شروع میشه ازتون خواهش میکنم جوابم رو بدید که هیپنوتیزم میتونه مفید باشه ؟ با تشکر از وقتی که میذارید

  24. مهدی گفت:

    سلام خدمت آقای دکتر حریری عزیز
    من ۳۲ساله ام و بعلت عدم موفقیت در پیدا کردن همسر مناسب بعد از چندین سال تلاش و از طرفی ترس و اضطراب زمان خواستگاری بخاطر عدم شناخت از طرف مقابل باعث شده تا الان نتونم موفق بشم امسال با خودم قرار گذاشته بودم که ازدواج کنم و تمام سعی ام رو کردم که فرد مناسبم رو پیدا کنم اما هر چی به انتهای سال نزدیک میشدم بخاطر عدم موفقیت ترس و اضطراب ام بیشتر میشد و الان حدود یک ماه و نیمه دچار استرس شدید همراه با لرز و حالت تهوع و کم خوابی و کم غذایی شدم به دکتر روانپزشک و روانشناس و دکتر طب گیاهی مراجعه کردم اما هیچ کدوم فایده نداشت و موثر نبود و فقط زمانی که به ازدواج فکر نمیکنم و سعی میکنم خودم رو مشغول کاری کنم آرامش دارم اما به محض اینکه صحبت از ازدواج و خواستگاری میشه دوباره استرس و اضطراب میشم و جرات خواستگاری رفتن رو از دست دادم و احساس میکنم توانایی و جرات لازم رو ندارم و مدام افکار منفی سراغم میاد و آزارم میده . آیا هیپنوتیزم میتونه کمکی به من کنه ؟

    • سلام مهدی جان. سال نو مبارک.
      بله شما را می شناسم و مدتی است چند جلسه تشریف آورده اید و به بهبودی شما امیدوارم. شما بحمدالله اهل کمالات هستید و مقید هستید و مورد خاصی را برای ازدواج میخواهید که باید دقت بفرمایید تا مورد مناسب و دلخواه خودتان را پیدا کنید متاسفانه ضمیر ناخودآگاه شما این جستجو را با ناکامی اشتباه گرفته است، که در واقع ناکامی نیست و لذا ضمیر ناخودآگاه شما برای رفع این به اصطلاح ناکامی عجله و شتاب را ضروری دانسته است و این شتاب و فورس موجب آزار و بی ثباتی شما شده است که در صدد قطع این ارتباطات نادرست هستیم. شادکام باشید.

  25. محبوبه گفت:

    سلام آقای دکتر
    برادر من ۲۹ سالشه تو سن ۱۳ سالگی دچار صرع شد و طبق دستور پزشک معالج از طرف خانواده هیچ سختگیری در مورد خواسته های ایشان صورت نگرفت و متاسفانه باعث ایجاد مشکلات رفتاری و شخصیتی برای ایشان شد به طوری که زندگی مشترک و اجتماعی ایشان دچار مشکلات جدی شده وجالب اینکه بعد ار رفتار نادرست میگه من اصلا دلیل این رفتارهایم را نمی دانم ! دروغ زیاد میگه اعتماد به نفس پایینی داره واصلا نه گفتن رو بلد نیست تو دنیای خیالی خودش زندگی میکنه مسئولیت پذیر هم نیست میشه لطفا کمک کنید تا بدونم باید چکار کنم تا بتونم کمکش کنم.
    با سپاس

  26. مصطفی گفت:

    سلام آقای دکتر . وقت شما بخیر. من از اینکه با شما و علمتون آشنا شدم خیلی خوشحالم. بزرگترین مشکل من این است که من در شش سال پیش یک مدرک مهمی را مخفی کردم ولی بعد از گذشت چند ماه از آن نتوانستم به یاد آورم که آن را کجا گذاشتم. به علت وسعت محل و ازدحام آنجا هر کاری که میتوانستم برای یاد آوری محل آن کردم ولی متاسفانه موفق نشدم. حالا سوال من این است آیا هیپنوتیزم میتواند به من در یاد آوری آن کمک کند؟ چگونه؟ از لطف و راهنمایی شما متشکرم

  27. انا گفت:

    باسلام.
    من سوال مهمی دارم لطفا سریعا بهم جواب بدین.ممنون میشم.
    اگر منابع هیپنوتیزم تا این حد بالاست چرا مورد استفاده عمومنیست؟؟؟

    • سلام آنا جان. سال نو مبارک.
      احتمالا منظورتان ” منافع ” است . سوالات را بترتیب قدمت هر زمان که فرصت باشد و بیمار نداشته باشم پاسخ میگویم و بعلت مشغله های درمانی زمانبندی خاصی ندارد. جامعه آماری شما را نمیدانم چگونه انتخاب شده است ، یعنی اینکه استنباط شما را از اینکه “عموم مردم” استفاده نمیکنند مشخص نیست از چه کسانی سوال فرموده اید . بعضی ها هنوز هیپنوتیزم را نمی شناسند، بعضی باور نادرستی از آن دارند، بعضی بخاطر همان باور نادرست از هیپنوتیزم می ترسند، بعضی برای کسب اطلاعات در مورد یک موضوع بجای مراجعه به کتابهای علمی، به افرادی از در و همسایه و اقوام که اطلاعات کاملی ندارند رجوع و به حرف آنها استناد میکنند، اصلا بعضی بحمدالله مشکل ندارند ( طبق آمار ۱۶ تا ۲۴ درصد افراد کشور اختلالات روانی شامل اضطراب و افسردگی و غیره دارند یعنی در کمترین مقدار ۷۶ درصد افراد سلامت روانی قابل قبولی دارند) حقیقت این است که هیپنوتیزم درمانی صرفه اقتصادی ندارد و شکیبایی زیادی را می طلبد به این علت که هیپنوتیزم درمانی زمانبر است و زمان و آن انرژی که صرف میشود بیش از مبلغی است که دریافت میشود وگرنه دلیلی ندارد که در تهران چند نفر انگشت شمار و در اندکی از شهرستانها تنها یک یا دونفر مشغول انجام این روش باشند در حالیکه طبق آمار موجود بیش از ۷۰۰۰ نفر پزشک و روانشناس این آموزش را دیده اند و مجوز دارند. شادکام باشید.

  28. نگار گفت:

    دکتر من انقدر ضعیف شدم که حتی ترم یک دانشگاه مشروط شدم
    ترم های بعد هم بااینکه ازهمه بیشتر درس میخوندم اما معدلام به شدت پایین میشد
    لطفا مفصل راهنماییم کنید دکتر که چیکار کنم خوب بشم دیگه خانوادمم به خاطر شکست هام قبولم ندارن و جلوشون شرمندم میخام بلند شم و دیگه ازاینهمه شرمندگی و پوچی و درجازدن خستم و شرم دارم تو چشم خانوادم ازاینهمه پوچی نگاه کنم شدم فقط یه صرف کننده بی مورد
    بیصبرانه منتظر جوابتونم

  29. نگار گفت:

    سلام
    من۲۳ سالمه.بیماری کندن موی سردارم
    قبلا نمیدونستم بیماری یه فکرمیکردم خودم گرفتاراین مشکلم۷سالی هست گرفتار این بیماری یم ..وسواس جبری خفیفی هم دارم..ب طوری که همه چیز باید روی نظم خاصی باشه بیشتر درمورد درسم.مثلا تمام کتاب ها باید جور باشه اگه ی چیزی کم باشه ذهنم درگیره
    یامثلا خیلی توی خوندن وسواس دارم کند خوانم و همش میرم ازاول میخونم
    دانش اموز خیلی درسخونی بودم
    اماازدوم دبیرستان به شدت افت کردم..انقد درسخون و زرنگ بودم که معلم هام ارزوشون بود دخترشون باشم و رواسمم قسم میخوردن
    اما از اونهمه توانایی رسیدم ب این پوچی
    کنکورمم رو هم خیلی خراب کردم معدلام هم خیلی بدشد اصلا انگار حافظم خراب شده
    من خیلی به درس علاقه داشتم و دوست داشتم پزشک بشم الانم دارم
    اما همه چی برای من زیرو رو شد
    حافظه ام..تواناییام..روحیه ام…همه چی خراب شد
    و الان اصلا ازاین شرایط الانم راضی نیستم
    هربار اراده کردم مشکلاتمو برطرف کنم و دوباره زندگیو ازسر بگیرم مغلوب شدم
    بعد یه لیسانس دوباره تصمیم گرفنم کنکور بدم چندماهی درس خوندم اما تمام درسها یادم رفته حافظم خیلی بدشده خیلی کند میخونم مطالبی ک میخونم یادم میره خیلی ناامیدم اصلا زندگی شادی ندارم
    دوسدارم تغییر کنم و به اهدافم برسم ..دوست دارم بتونم درسبخونم و پزشک شم
    چیکار کنم این مشکلاتی که مانعه رسیدن به اهدافمه رو برطرف کنم؟؟
    ایا هیپنوتراپی به من کمک میکنه؟؟دکتر هم رفتم برای بیماریم بهم دارو داده ولی داروها منو بیشتر خاب میکنه و بازم موهای سرمو میکنم..
    لطفا راهنماییم کنید چیکار کنم زندگی رو جوری که میخام بسازم و ب اهدافم برسم؟ایا من میتونم تغییر کنم و بشم همون دختر قبلی؟
    تحقیق کردم و میگن با هیپنوتیزم تمام مشکلاتم برطرف میشه و حتی حافظمم جوری خوب میشه که میتونم گذشته بدمو جبران کنم
    من هنوزم میخام زندگی کنم هنوز فرصت دارم به خاسته هام برسم ..چندنفرو میشناسم ۳۲سالشونه و الان توی رشته پزشکی دارن درس میخونن
    هیچوقت نمیگم دیره..منتهی کمک میخام
    لطفا کمک کنید و بگید من خوب میشم؟
    خیلیا گفتن هیپنوتیزم معجزه میکنه ومشکلات روانی ادمو رفع میکنه صحت داره؟
    من شهرستانم میتونم تلفنی از شما مشاوره بگیرم؟

  30. عبدالکریم گفت:

    سلام آقای دکتر،بنده ۳۶ساله از یک شهرستان دور افتاده هستم این روزها اضطراب کلافه م کرده،یه قدری وسواسی فکری دارم هیچ تمایلی به ارتباط جنسی (فقط با همسر خودم )ندارم درصورتیکه به شدت عاشق ش هستم از پله برقی،قله و …می ترسم اعتماد به نفس بسیار پایین دارم از کنفرانس در کلاس درس به شدت می ترسم اضطراب قبل از نزدیکی هم دارم تن به یک جراحی ساده سرپایی هم نمیدم احساس میکنم هر لحظه ممکن است به خاطر اضطرابی که دارم سکته میکنم از خوابیدن میترسم که نکنه به خواب ابدی فرو بروم از هیپنوتیزم هم میترسم که نکنه بیدار نشوم کینه ای و کم ظرفیت شدم بدیهی است باید باین اوضاع واحوال افسرده هم باشم میدانم شما در مسایل جنسی کار نمیکنید اما کم میلی ،آیا ریشه در همین مسایل مذکور ندارد؟می تونید از این آشفته حالی منو نجات بدهید.بسیار ممنون و سپاسگزارم.

  31. فهیمه گفت:

    سلام خسته نباشید من در گذشته وسواس فکری داشتم وهنوز هم دارم همه چیو سخت میگیرم زندگی رو به خودم زهر میکنم میخوام واسه ارشد بخونم ولی انقدر که دانشگاه خوب واسم مهمه ادامه تحصیل شاید نباشه همش میخوام به خودم ثابت کنم که من میتونم قبول شم ولی چون هدفم درست نیست بی انگیزه ام و هی شکست میخورم خیلی مودی هستم یه روز درس رو دوست دارمو فکرمیکنم دارم کار درستی میکنم و روز دیگه نه؟چرا من انقدر اصرار دارم که خودمو به خودم ثابت کنم؟الام دارم واسه ام بی ای سراسری میخونم من حتی مدیریت دوست ندارم ولی چون رشته سختی بود انتخابش کردم همش میگم تحصیلات من نباید به لیسانس ختم شه دوست دارم مفید باشم چرا من اینجوری ام بیشتر روزها خسته ام و حوصله ندارم یعنی آدمی نیستم که کاری رو بلند مدت انجام بدم من مشکلم چیه؟کاش زودتر جواب بدید کنکور چند روز دیگه است که فکر کنم باز شکست میخورم

    • سلام فهیمه جان. سال نو مبارک.
      وسواس فکری از مواردی است که من با هیپنوتیزم درمان میکنم. کمال گرا هستید و این دو مورد در چند روز درمان نمیشود بلکه زمان بر است و اول باید هدف گذاری صحیحی داشته باشید تا بتوان روی انگیزه شما کار کرد. شادکام باشید.

  32. ندا گفت:

    سلام روزتون بخیر خسته نباشید. دکتر چند تا سوال دارم …اول اینکه میگن همه ی ادمها قبلا یکدوره زندگی کردن والان یک زندگی جدید رو دارن سپری میکنن(روح ما قبلا تو ۱جسم دیگه بوده والان توی جسم ماست) این واقعیت داره؟؟
    و دوم اینکه میشه با هیپنو تیزم این زندگی قبلی رو دید ؟؟؟
    این گذشته خیلی منو درگیر خودش کرده. نمیتوم هیچ تصمیمی بگیر چه تو زندگی چه مسائل عاطفی….

    • سلام ندا جان.
      دانشمندان تراز اول دنیا در مورد این موضوع به نتیجه واحدی نرسیده اند و اختلاف نظر دارند. اغلب روانپزشکان تراز اول اعتقاد دارند افرادی که در حالتهای خاص چنین ادراکاتی را پید اکرده اند ساخته و پرداخته ذهن آنان است و اصالت ندارد و قابل پیگیری و اثبات هم نیست هرچند که آن افراد به آن ادراکات باور شدیدی هم داشته باشند، من هم نظرم به این دسته متمایل است. شادکام باشید.

  33. سارا گفت:

    با سلام
    من برای یاد گیری و به خاطر سپردن مطالب دچار مشگل هستم قدرت تمرکز خوبی ندارم به نظر شما این مورد رو میشه درمان کرد و چند جلسه نیاز هست
    با تشکر

  34. سعید گفت:

    سلام آقای دکتر
    من چند سالی هست که به زندگی بدبین شدم و شبها همیشه کابوس میبینم و از خواب میپرم،قبل از خواب افکارم خیلی به هم میریزه و تنفسم خیلی سطحی و کم میشه بطوری که اگه کسی نگاه کنه فکر میکنه اصلا نفس نمیکشم و زمانیکه خواب میرم نفسم کاملا متوقف میشه و از ترس یک دفعه از جا بلند میشم و تندتند نفس میکشم یعنی احساس میکنم نفس کشیدنم غیر ارادی نیست و حتما باید بیدار بمونم و نفس بکشم و ساعتها بیدار میمونم و میترسم اگر خواب برم بمیرم آیا میتونید به من کمک کنید؟

    • سلام سعید جان.
      مشکل شما اضطرابی است و با هیپنوتیزم برایتان میتوانم برطرف کنم وآنچه را که فرموده اید “بدبینی ” باید با هم دقیقا بررسی کنیم تا ماهیت آنرا به دقت بدانم و پلن درمان هیپنوتیزمی برایتان طراحی کنم. شادکام باشید.

  35. محمد گفت:

    سلام
    من قصد ازدواج با خانومی را دارم و برایم خیلی مهم است که بدونم آیا ایشان در زمان گذشته با فردی دیگر در ارتباط بوده است یا خیر ؟ آیا بوسیله هیپنوتیزم می توان به این اطلاعات دست پیدا کرد یا خیر ؟
    با تشکر

    • سلام محمد جان.
      هیپنوتیزم درمانی برای کشف اسرار خصوصی افراد نیست . اگر در سایر موارد زندگی هم بدبینی دارید هرچند به نظرتان بدبینی های منطقی باشند باید به روانپزشک مراجعه کنید و درصورت نیاز باید درمان پارانویا را شروع کنید. شادکام باشید.

  36. user گفت:

    سلام اقای دکتر واقعا خودمم نمیدونم چمه تو رو به امام زمان نجاتم بدین من ۱۸ سالمه تا موقع ای که دیپلم گرفتم هیچ مشکلی نداشتم فقط درس می خوندم و فیلم میدیدم و می خوابیدم ولی الان که دانشگاه رفتم تا یکی دو ماه اول حالم خوب بود ولی بعدش حالم بد شد دیگه میترسیدم که الان که بچه ها بخوابن من اگه خوابم نبره.چه کار کنم از غروب دیگه همش بیقرار و استرس داشتم همش به من می گفتن که تو به خودت تلقین می کنی شایدم راست می گن به طوری نتونستم تحمل کنم که ااومدم خونمون مشکل خوابم حل شده تا حدی ولی اصلا غذا نمی تونم بخورم خصوصا غذا ها مامانمو حالم بد میشه دکترا میگن افسردگیه نورتریپتلینو اینارو خوردم نتنها خوبم نکرد بلکه بدترمم کرد اصلا انگار که خودم و گم کردم اخلاقم به کلی عوض شده هیچ کاری دوست ندارم انجام بدم تو رو خدا راهنماییم کنین خیلی چیزای دیگس که.در من تعغیر کرده ، خواهش میکنم جوابمو بدین ..

  37. azade گفت:

    امیدوارم ولی…………
    دکتر به نظرتون چیکار کنم؟
    اینطوری نمیتونم ادامه بدم،ممنون میشم اگه راهنماییم کنین چون شرایط خوبی ندارم..

  38. سعید گفت:

    سلام دکتر حریری، مردی ۳۲ ساله هستم مشکل کمبود اعتماد به نفس دارم از اوایل زندگیم اضطراب و استرس داشته ام خیلی کمرو و خجالتی هم هستم در این باره خیلی مطالعه کردم ولی هر کاری می کنم نمی تونم از شر این وضعیت خلاص شوم آیا با هیپنوتیزم میشه این وضعیت رو از بین برد و اگه جواب مثبت است چند جلسه هیپنوتراپی نیاز هست؟ممنون

  39. morteza گفت:

    سلام من خرداد ۹۳ گوشام شروع به درد کردن و وزوز موقتی کرد.رفتم دکتر اعصاب دارو داد بعد یک ماه درد گوش خوب شد وبه صورت یکدفعه داروی اعصاب رو قطع کردم.دو هفته بعد از قطع قرص ها گوشام شروع به وزوز ۲۴ ساعته کرد و تا الان (۲۳و۱۰و۹۳)حتی یک لحظه هم قطع نشده.(فک می کنم عوارض قرص ها باشه چون تو راهنمای قرص وزوز رو به عنوان عوارض نوشته بود یا با توجه به اینکه نباید قرص اعصاب رو ناگهانی قطع کنی بخاطر قطع ناگهانی قرص ها بوده)میخوام ببینم روش شما چاره ساز هست؟
    پیشاپیش از جوابتون ممنونم

    • سلام مرتضی جان.
      در کتابهای هیپنوتیزمی در مورد رفع وزوز گوش با هیپنوتیزم موارد محدودی را بیان کرده اند من همان سالهای اولیه (حدود ۱۵ سال پیش) چند مورد را کار کردم موفقیت آمیز نبود و دیگر روی این مسئله اقدام و اصرار نکردم. شادکام باشید.

  40. mehdi گفت:

    سلام دکتر جان.
    مهدی هستم از شمال(کارمند و ۳۷ سال). بعد از مرگ یکی از دوستانم(روز تدفین) در نیمه های شب بطور اتفاقی بیدار شدم (۲ شب) و به من تلقین شد که امشب نوبت مرگ من می باشد. حالم بد شد و به بیمارستان رفتم و متاسفانه فشار ۱۵ روی ۱۰ و ضربان قلب بالا بود.فردای ان روز نیز فشارم بالا بود و ضربان قلب هم همینطور. خلاصه از انجا که ورزشکارم از این موضوع که فشارم بالا هست مرا ازار میداد. بعد از چند روز به این مساله فکر کردم که اگر فشارم و ضربان قلبم برود بالا،چکار باید بکنم . ممکن است بمیرم و همین امر سبب افزایش اضطراب و بد شدن حالم شده است. حالتم طوری شده است که از تنهائی به دلیل ترس از مجددا دچار اضطراب شدن ، می ترسم و خانواده را نگران کرده ام و از اینکه خودم مسئول خانواده خودم هستم و باید از انها مواظبت کنم رنج می برم.. به روانپزشک مراجعه کردم و دارو مصرف می کنم .سوال من اینه که آیا می تونم این ترس از بیماری و دچار اضطراب شدن را فراموش کنم؟ نکته اینکه نوارقلب، اکو، عکس از قفسه سینه، و کلیه آزمایشاتم سالم بوده است. ایا شما می توانید به من کمک کنید؟

  41. م.. گفت:

    سلام من خانمی هستم۳۰ ساله ۳ ساله ازدواج کردیم همسرم خیلی زود عصبانی میشه و کنترل خودشو از دست میده و میزنه همه چیزو میشکنه دچار سردرد و دندون دردهایی هست که هر دکتری رفته میگن چیزیش نیست ودلیل عصبی داره. به نظر شما با هیبنوتیزم قابل درمان هست؟

  42. ترانه گفت:

    با سلام.داستان رو کاملا توضیح میدم.از سن ۱۲سالگی برای اولین بار از خانه فرار کردم بخاطر فشار هایی که خانواده ام به من وارد میکردن چند ساعتی تو خیابان میگشتم بعد میرفتم خونه فامیلا ولی بعدها که بزرگتر شدم وقتی از خانه فرار میکردمبا دوست پسرهایم بودم در یه ساعت ۷تا پسر رو ازشون پول و شارز میکشیدم از این کار خوشم میومد ادامه دادم تا وقتی که خانوادم موباییل .تبلت خلاصه همه چی رو ازم گرفتن و تو خونه حبسم کردن.پدرم منو کتک میزد کم کم روال عادی شد ۸ ماه از این قضیه میگذره و توبه کردم ولی گذشته ازارم میده با تشکر

  43. بنیامین گفت:

    سلام و خسته نباشید . آیا امکان دارد بنده بوسیله هیپنوتیزم بتوانم یک نفر رو از فکرم کامل پاک کنم و یا وابستگی فکری ام از بین ببرم ؟
    ممنون از وقتی که گذاشتید

    • سلام بنیامین جان.
      به پاراگراف اول صفحه رفع آزار خاطرات بد نگاه کنید. اطلاعاتی که داده اید کامل نیست باید ابتدا این موضوع را بدقت موشکافی و بررسی کنیم تا ببینم برای وابستگی فکری شما از کدامیک از تکنیکها بهتر است استفاده کنم . موفق باشید.

  44. محیا گفت:

    راستش من راهنمایی خواستم
    متوجه ایمیلتون محیا می‌گه:

    دیدگاه شما در انتظار بررسی است. 

    دی ۱۱, ۱۳۹۳ در ۲:۲۵ ب.ظ

    راستش خودمم نمیدونم مشکلم چیه
    از هر شاخه به شاخه ای میپرررم
    صاز نقاشی به کامپیوتر از کامپیوتر به ورزش و از ورزش به فروشندگی و از فروشندگی به اشپزی ….و همه رو ناتمام رها میکنم
    همه رشته ها رو دوست دارم ولی زود جدابیتشون رو از دست میدن واسم و من میرم سراغ رشته بعدی
    تو درس خوند فوق العاده تنبلم و دوست دارم کار عملی انجام بجای کتاب گرفتن دستم
    خ
    نمیدونم مشکلم چیه که دنبال درمانش برم

    • سلام محیا جان.
      به نظرم نیاز واقعی خودتان ، هدف واقعی خودتان در زندگی را هنوز پیدا نکرده اید . وقتی هدف واقعی را پیدا کنید آنگاه تنها به سراغ کارهایی میروید که پیش نیاز رسیدن به آن هدف است. شاید این کارهایی را که یاد گرفته اید پیش نیاز هیچ هدفی نبوده است . در واقع شما باید یک مهندسی معکوس بکنید تا ببینید مثلا در ۱۰ سال آینده واقعا میخواهید به کجاها رسیده باشید، آنرا ببینید و پیش نیازهای آنرا ( و فقط آنرا ) تلاش کنید بدست آورید. مثلا اگر میخوتهید فروشنده شوید وقتتان را صرف ساز زدن نکنید! شادکام باشید.

  45. محیا گفت:

    دکتر جاان واقعا مشکل من چیه

  46. محیا گفت:

    راستش من راهنمایی خواستم
    متوجه ایمیلتون نشدم

  47. کیا گفت:

    سلام آقای دکتر،خیلی خوشحالم که با سایت شما آشنا شدم.خدارو شکر میکنم که گاهی وقتا آدمایی به دنیا میاره که برای بهبود زندگی آدما زندگی می کنن.
    من پسری ۲۳ ساله هستم از ۱۲ سالگی دچار یه انحراف جنسی شدم و از ۱۵ سالگی فهمیدم که اینکار گناهه و ضرر داره و هرچی تلاش کردم ترک کنم نتونستم و اکثر وقتا احساس گناه میکنم.بعد از تولدم پدرم فوت کرد و مادرم عصبی و زود رنج شد و توی دوران کودکیم وقتی شیطونی میکردم به شدت کتکم میزد و با کوچکترین خطا مثلا اگر یه لیوان از دستم میفتاد یا غذامو نمیخوردم انواع تنبیهات سخت و دردناک مثلا یه چیزی میزاشت روی آتیش و با اون منو می سوزوند و….کلا خیلی سخت گیر بود،همیشه وقتی عصبانی میشد بهم میگفت دوسم نداره و بهم بی توجهی میکرد،همیشه جلوی بازی کردن منو میگرفت و هیچوقت نتونستم تفریحی داشته باشم چون میترسید بلایی سرم بیاد و همیشه نسبت به همه چیز بد بین بود و هست تا حدی که حتی یه بارم نزاشت دوستی پیدا کنم و بااون جایی برم میگه اگه با کسی دوست بشی میبرتت کلیتو با قلبت در میاره میکشتت و میندازتت دور.معمولا با هیچ کس رابطه رفت و آمد نداریم به جز عید نوروز.
    حالا میخوام این خاطرات بد واقعا منو و آینده منو کنترل نکنه.الان دانشگاه میرم وهمیشه خییییلی استرس داشتم و با هیچکس هم صحبت نمیشدم و نسبت به همه چیز بدبین بودم و فکر میکردم همه از من بدشون میاد و نمیتونستم توی کارای گروهی شرکت کنم.من همه کسو دوس دارم ولی فکر میکردم هیچکس منو دوس نداره و خیلی زود رنجم و زود ناراحت میشم.
    کتابای زیادی برای از بین بردن این افکار و احساساتم خوندم و خیلی روی خودم کار کردم بارها احساساتمو روی کاغذ نوشتم تا از بین برن کلی فیلم دیدم و به رفتار آدما باهم توجه کردم تا صحبت کردن درست و رفتار اجتماعی را یاد بگیرم و الان خیییییییییییییلی بهتر شدم و تقریبا یه آدم نرمال شدم ولی هنوز نمیتونم توی یک جمع عمومی صحبت کنم صدام میلرزه و گاهی وقتا خجالت میکشم و فکر میکنم کسی دوس نداره حرفامو بشنوه و اکثر وقتا وقتی میخوام با کسی صحبت کنم حرفامو یادم میره و باید کلی فکر کنم چی میخواستم بگم.راستی اخلاق مادرمم خیلی بهتر شده.
    همیشه فکر میکنم یکی از پشت منو تعقیب میکنه و همیشه احساس میکنم همه توی ذهنمو میخونن و درموردم قضاوت میکنن واسه همین وقتی این احساسو دارم خییلی استرس میگیرم.با دیدن بچه ی کوچیک و نوزاد هم خیلی استرس میگیرم خیلی دوسشون دارم حتی بغلشون میکنم ولی وقتی نزدیکم میشن خیلی میترسم و استرس میگیرم.
    وقتی با سایت شما به صورت اتفاقی آشنا شدم خیلی امیدوار شدم و خییلی غبطه خوردم که چرا اینهمه مدت از وجودش بیخبر بودم.
    میخوام دیدم نسبت به زندگی از اینکه هست خیییییییییییییلی بهتر شه و ترس و استرسها و احساسات و افکار منفی درونم کامل از بین بره و اون انحراف جنسیمو اگه بشه ترک کنم.آیا با هبپنوتیزم میشه انحراف جنسی(استمناع) رو هم درمان کرد؟
    کلا واسه مشکلاتم چند جلسه لازمه؟ ممنون از زحمات شما.

    • سلام کیا جان.
      آنجا که نوشته اید:”ولی هنوز نمیتونم توی یک جمع عمومی صحبت کنم صدام میلرزه و گاهی وقتا خجالت….” این سوشیال فوبیا است و قدری هم اعتماد به نفس پایین دارید. اما آنجا که گفتهاید :” همیشه فکر میکنم یکی از پشت منو تعقیب میکنه و همیشه احساس میکنم همه توی ذهنمو میخونن ” راباید بررسی بیشتری بکنیمکه ببینم آیا از شدت اضطراب است و یا حالتهای توهمی است .در هر صورت فشارهای زیادی که در زندگی داشته اید باعث تعارضاتی در وجود شما شده است و به نظرم اگر حالتهای توهمی نباشد حدود ۱۱ جلسه با هم داشته باشیم کفایت میکند. شادکام باشید.

  48. محیا گفت:

    میشه راهنماییم کنید
    من حتی با دکتر …. هم صحبت داشتم اما همون جلسه اول با هم به توافق نطر نرسیدیم

    چون من خودم در مورد هیپنوتیزم و.. کتاب زیاد خوندم به هیپنوتیزم اعتقاااد راسخ دارم

    فقط راهنماییم کنید من مشکلم چیه که دو دقیقه سر کتاب ننیتونم بشینم و بسیار راحت همه مطالبی رو حتی با اشتیاق خوانده ام را فراموش میکنم

    • آیا مطالعه آزاد دارید یا دانشجویید؟ چون فرق میکند. مطالبی که میخوانید اگر تمرین عملی نکنید فراموش میکنید مثل زبانهای خارجی . مطالبی که به آن نیاز ندارید را فراموش میکنید. مطالبی که نیاز ندارید انگیزه ای برای خواندنش پیدا نمیکنید که بنشینید و بخوانید.

  49. محیا گفت:

    چندین بار پیام گذاشتم اما ثبت نشده
    نمیدونم چرا؟

  50. محیا گفت:

    راستش خودمم نمیدونم مشکلم چیه
    از هر شاخه به شاخه ای میپرررم
    صاز نقاشی به کامپیوتر از کامپیوتر به ورزش و از ورزش به فروشندگی و از فروشندگی به اشپزی ….و همه رو ناتمام رها میکنم
    همه رشته ها رو دوست دارم ولی زود جدابیتشون رو از دست میدن واسم و من میرم سراغ رشته بعدی
    تو درس خوند فوق العاده تنبلم و دوست دارم کار عملی انجام بجای کتاب گرفتن دستم
    خ
    نمیدونم مشکلم چیه که دنبال درمانش برم

    • سلام محیا جان.
      به نظرم نیاز واقعی خودتان ، هدف واقعی خودتان در زندگی را هنوز پیدا نکرده اید . وقتی هدف واقعی را پیدا کنید آنگاه تنها به سراغ کارهایی میروید که پیش نیاز رسیدن به آن هدف است. شاید این کارهایی را که یاد گرفته اید پیش نیاز هیچ هدفی نبوده است . شادکام باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.