انسان مجموعه ای از جسم و روح، یا روان و تن است كه با تقویت روان می توان جسم بیمار را نیز نیرویی تازه بخشید و یا در كالبد او روح تازه ای دمید. انسان در تمامی لحظات، آگاهانه یا ناآگاهانه در كلیه جنبه های زندگی در جستجو و تلاش برای یافتن و حفظ تعادل و توازن است. هرگاه نیرویی این توازن و تعادل را بر هم زند، نیرویی متضاد در وجود شخص ایجاد می شود كه تقابل آن با نیروی بیرونی موجب بروز بیماری های جسمی یا آشفتگی و اضطراب روحی خواهد شد. پریشانی های روحی بر خلاف ناراحتی های جسمی قابل رؤیت نیستند و حتی در برخی موارد یك آشفتگی روحی خود را به صورت یك بیماری جسمی آشكار می كند و تا زمانی كه عامل روحی اولیه از بین نرفته است، بیماری جسمی ناشی از آن نیز درمان نمی پذیرد. بیشتر تجربه های زندگی در ضمیر ناخودآگاه ذهن ما ثبت می شود. بر پایه نتایج پژوهش های روان شناسان، روان آگاه یك انسان سالم قادر است در هر ثانیه 126 واحد اطلاعاتی را مرور و بررسی كند، در حالی كه این رقم در روان ناآگاه به بیش از یك میلیون واحد اطلاعاتی در هر ثانیه می رسد. دستگاه خون، تنفس، تنظیم حرارت بدن، و تنظیم ضربان قلب تحت تأثیر روان ناآگاه اداره و تنظیم می شوند. حتی فعالیت های بسیار معمولی مغز مانند بویایی، چشایی، بینایی و شنوایی كه به نظر آگاهانه می آیند نیز در ابتدا باید به وسیله روان ناآگاه شناسایی شوند و پس از آن در حیطه روان آگاه نفوذ كنند . با توجه به این نكات می توان دریافت كه بیشتر تجربیات زندگی ما در روان ناآگاه صورت می گیرد. نابسامانی های محیطی همیشه اتفاق می افتند و این در حالی است كه روان انسان تلاش می كند تا در هر لحظه با فشارهای روحی و جسمی ناشی از این عوامل و نابسامانی ها مبارزه كند و آنها را به یك تعادل نسبی برساند. هرگاه فشار این نابسامانی ها از حد قابل تحمل انسان فراتر رود امكان بروز علایم و آثار بیماری های گوناگون وجود دارد. در اغلب موارد علایم این بیماری ها در نقاطی از بدن كه پیش از این دچار آسیب دیدگی یا ضعف بوده اند نمایان می شود. مثلاً علایم ناشی از یك فشار روحی شدید می تواند در محل یك شكستگی قدیمی و بهبود یافته استخوان دوباره درد ایجاد كند. اغلب مردم این نوع دردها را به عنوان درد های عصبی می شناسند
در بیشتر موارد در ناحیه ای كه دچار درد عصبی است هیچ گونه ناهنجاری جسمی یافت نمی شود و هیچگونه ارتباط مشخصی بین جراحت قبلی و آثار بیماری جدید وجود نخواهد داشت. مسئله كلیدی دیگری كه در مورد اینگونه بیماری ها می بایستی به آن توجه داشت، این است كه مسائل و مشكلات مشابه می توانند در افراد مختلف عكس العمل های متفاوتی را ایجاد كنند. مثلاً مرگ مادر در خانواده ای می تواند فرزندی را اسیر افسردگی كند، اضطراب را برای فرزند دیگر به همراه داشته باشد و در فرزند سوم هیچ گونه تأثیری بر جای نگذارد. این در حالی است كه هر سه فرزند به مادر خود علاقمند بوده اند و به او عشق می ورزیده اند. در این موارد بدون كمك هیپنوتیزم نمی توان به علت ایجاد تغییرات متفاوت به وسیله یك محرك مشابه پی برد. اما با روشن شدن علت از طریق كاربرد روش هیپنوتراپی می توان امكانات گسترده ای را برای از میان بردن آن و بهبود وضع بیمار فراهم آورد.
كاربرد دو شیوه هیپنوآنالیز و هیپنوتراپی در تشخیص عامل اصلی بروز بیماری هایی كه از نظر جسمی هیچ گونه دلیلی برای ایجاد آنها وجود ندارد و یا نمی توان هیچ نشانه ای از علایم رنج آور را در بدن بیمار یافت، بسیار مؤثر خواهد بود. مثلاً اگر شخصی از تنگی نفس رنج می برد اما در بررسی های بالینی هیچگونه نشانه ای از بیماری دستگاه تنفسی در وی یافت نمی شود، می توان علت بروز بیماری را در اضطراب ها و فشارهای روحی فرد جستجو كرد. در این گونه موارد اضطراب و فشارهای روحی در طی سالیان متوالی روی هم انباشته شده اند و در نهایت آثار خود را به صورت یك بیماری جسمی آشكار كرده اند. به جرئت می توان گفت كه اغلب بیماری هایی كه به این شكل بروز می كنند و در اصطلاح پزشكی بیماری های روان – تنی نام گرفته اند، در خاطرات گذشته و احساسات نهفته در روان ناآگاه بیمار ریشه دارند. احساسات و خاطراتی كه روان آگاه به علل و دلایل گوناگون از جمله احساس گناه آنها را سركوب كرده و در ظاهر به باد فراموشی سپرده است .
این گونه بیماری ها یا بیماری هایی كه بخشی از علل آنها روان تنی است همه از یك معادله ساده پیروی می كنند :
آمادگی قبلی + فشار روحی = بیماری های روان تنی
آمادگی قبلی می تواند شامل وضع سلامت جسمی و روحی شخص در گذشته، قابلیت و صلاحیت كنونی روحی وی و همچنین تأثیر عوامل محیطی باشد. فشارهای روحی می تواند به مجموعه ای از ترس ها، اضطراب ها و نگرانی های واقعی یا خیالی شخص مربوط باشد. این فشارها ممكن است حقیقی باشند یا تنها در تخیل انسان رخ دهند. فشارهای محیطی شامل حوادث ناگواری است كه درست پیش از ظهور علایم بیماری برای بیمار اتفاق افتاده باشد. شرایطی مانند مرگ افراد خانواده، وقوع جنگ، حوادث طبیعی، شرایط نابسامان مالی و اجتماعی، مشكلات خانوادگی و… می توانند دست به دست هم دهند و محیط مساعدی را برای ایجاد بیماری روان تنی، در شخص مساعد فراهم آورند.
از شایع ترین بیماری های روان تنی می توان به انواع حمله های ترس (1)، نابسامانی ها و اختلالات اضطرابی (2) ، افسردگی ، وسواس ، بیماری های محیطی و مانند آن اشاره كرد. در اغلب این بیماری ها ریشه های مشترك «گناهان سركوب شده» و «خصومت» به عنوان عامل اصلی بروز بیماری حضور دارند. در این گونه موارد می توان از هیپنوتراپی برای ایجاد محیطی متعادل و موزون در درون خسته بیمار استفاده كرد و بسیاری از بیماران پس از دستیابی به این مرحله بهبودی می یابند. بسیاری از موارد سردرد ، دل درد، صدای گوش، لكنت زبان، حساسیت، ترس، دلهره و اضطراب، افسردگی، بی حوصلگی و بی خوابی به دلیل اختلالات درونی ایجاد می شوند. در یك طرف این اختلالات همان گونه كه اشاره شد، فشار نیروی متقابل روان ناآگاه قرار دارد كه با از بین بردن آن می توان تعادل درونی را دوباره برقرار كرد؛ در این حالت یا بیماری روان- تنی از بین می رود و یا شدت آن به میزان بسیار زیادی كاهش می یابد. در مواردی كه هیچ یك از معاینات و آزمایش های پزشكی در یافتن عامل سبب شناختی بیماری به جایی نمی رسند، پذیرش ریشه های غیر جسمی بیماری بیماران با مقاومت كمتری رو به رو خواهد بود. هنگامی كه بیمار این حقیقت را می پذیرد كه بیماری او جنبه روان- تنی دارد در واقع نخستین گام را در جهت بهبود و درمان خویش برداشته است. بدون پذیرش این حقیقت از سوی بیمار دستیابی به بهبودی به هیچ عنوان امكان پذیر نخواهد بود. اعتماد به شخص درمانگر (THERAPIST) نكته مهمی است كه در بهبودی بیماران اهمیت بسزایی دارد .
درمانگر شخصی است كه بیمار بتواند با اعتماد كامل مشكلات خود را در مراحل اولیه درمان با وی در میان بگذارد. شمار اندكی از بیماران می توانند به تنهایی و بدون درمانگر به بهبودی دست یابند. استفاده از شیوه خود هیپنوتیزم (SELF HYPNOSIS) بدون نظارت كارشناس هیچگونه تأثیری در بهبودی این گونه بیماران نخواهد داشت زیرا در خود هیپنوتیزم دستیابی به دو فرایند بازگشت (REGRESSION) و تخلیه (ABREACTION) كه مهمترین بخش درمان به شمار می رود به سادگی امكان پذیر نخواهد بود. از آنجا كه ریشه های بیماری روان- تنی در ضمیر ناخودآگاه فرد قرار دارد، امكان این كه شخص خود به آنها دست بیابد وجود نخواهد داشت. در خاتمه باید به این نكته اشاره كرد كه قدرت هوش و اراده شخص در بهبود این گونه بیماری ها بسیار ناچیز است و سهم اساسی در درمان بر عهده دو عامل میزان تمایل بیمار برای بهبودی و بینش سازی صحیح برای وی است. به منظور بینش سازی صحیح برای بیمار، حضور شخص درمان گر الزامی خواهد بود.
با سلام خدمت آقای دکتر حریری
خانم من حدود یک سال و نیم پیش دچار بدن درد شدید خصوصا در ناحیه دست و پا شد بعد از اون هم صورتش یه مقدار بی حس شد و تو بلع غذا هم مشکل پیدا کرد.یه بار هم دچار تشنج شد که گفتن در اثر تداخل دارویی میتونه باشه. به انواع پزشکان مراجعه کردیم که انواع آزمایش ها، MRI، نوار عصب و نوار مغز گرفتن گفتن مشکل خاصی مشاهده نمیشه به نظر میاد در اثر استرس باشه و یجور بیماری سایکوسوماتیک باشه که با مراجعه به متخصص اعصاب و روان الان یک ساله که داره داروهای ضد افسردگی مصرف میکنه. بعضی روزا یه مقدار بهتر میشه ولی بعضی روزا دوباره بدن درد میاد سراغش. میخواستم ببینم نظر جنابعالی برای درمانش چیه؟
سلام دوست عزیز
هر دو مشکل همسر شما با استفاده از روش هیپنوتیزم درمانی قابل حل هستند و افراد زیادی با مشکلات مشابه همسر شما در همین مرکز درمان شده اند و بنده به کارکرد این روش درمانی اطمینان کامل دارم.
معمولا در 10 تا 12 جلسه این مساله درمان میشود ولی برای تشخیص دقیق تر برای شرح حال تشریف بیاورند تا هم مشکل ایشان بررسی شود، هم یک مرتبه هیپنوتیزم را تجربه کنند و هم تعداد جلسات مورد نیاز، مشخص گردد.
موفق باشید
با سلام . اقای دکتر من دختری 30 ساله هستم که مدتیه احساس ناخوشایند درونی دارم با توجه به آزمایش و جواب دکتر متخصص داخلی که با شنیدن حالاتم به من گفتند که مشکل افسردگی داری . البته من در چند ماه گذشته برای موضوعی استرس سنگینی را تجربه کردم و چون به قفسه سینم فشار میاورد فکر میکردم قلبیه و حتی تو یک هفته 3 بار دکتر و 3 بار نوار قلبی در نهایت دکتر ها برام کلرودیوپوکساید تجویز می کردند که من خیلی مصرف نکردم. الان جسمم درگیر شده و من اون ادم سابق نیستم تقریبا از تعطیلات عید بیشتر شد. مشکل من خدارو شکر حل شد ولی اثرات اون استرس ها فکر کنم هنوز مونده . البته از روزی که دکتر بهم گفت افسردگی سعی کردم به خودم کمک کنم و کمی بهترم حتی، منتها اگر با هیپنوتیزم مشکلم حل بشه ممنون میشم راهنماییم کنید تا بهتر بشم.
سلام بهار جان.
نوشته اید “مشکل من خدارو شکر حل شد ولی اثرات اون استرس ها فکر کنم هنوز مونده ” و “کمی بهترم” الان دقیقا چه مشکلی دارید؟ تلفنی با مطب تماس بگیرید.
موفق باشید.
با سلام من مردی 58 ساله از مدتها قبل موقع صحبت کردن دچار گرفتگی صدا وبریده بریده حرف زدن شده ام و بخصوص موقع عصبانیت و اضطراب بیشتر شده بطوریکه امکان تکلم مشکلتر میگردد . و موقع مکالمه تلفنی صدایم طوری است که همواره مخاطب سوال میکند که آیا کسالتی دارم و مریضم که صدام اینجوری در میاد و موقع حرف زدن ماهیچه های گلو و یا حنجره انتقدر گرفتکی دارد که بایستی انرژی زیادی برای تولید صدا باید اعمال کنم .مراجعات زیادی کردم حتی پند سال قبل هم یکبار بوتاکس تزریق کردم و افاقه نکرد . حدود 9 ماه فبل پزشک گوش حلق وبینی بعد از آزمایش و لارنسکوپی داروی risperidone 1mg و chlordiazepooxide 5 mg روزانه تجویز کرد که اوایل به نظر میرسید که کمی بهتر شدم ولی ادامه ان به بهبودی کافی منجر نشد و از طرفی risperidone باعث خواب آلودگی من صبها بود و بعد از دو دوره سه ماهه مصرف داروهای فوق قطع کردم و ادامه ندادم و وضعیت گفتاری من هم همان حالت اولیه شد . میخواستم سوال کنم اولا ایا احتما ل میدهید این مشکل یعنی اسپاسم عضلات و یا دیستونی مرتبط با تارهای صوتی ناشی از علل روان تنی از جمله افسردگس ، استرس ، اضظراب و یا عوامل دیگری باشد و با هیپنوتیزم قابل درمان باشد؟ و اصولا این کیس از منظر علمی برای جنابعالی مورد توجه است که خدمت برسم ؟ پیشاپیش از راهنمایی که میفرمایید متشکرم.
سلام مهدی جان.
کمک به درمان و انجام اقدامات درمانی برای افرادی که خواهان درمان باشند همواره مورد توجه و اهتمام من بوده است. گاهی لازم است در درمان روشهای گوناگون یکی پس از دیگری آزموده شود تا آنکه تاثیر کافی و مناسب دارد پیدا شود, همچنان که گاهی در دارو درمانی هم مجبور میشویم داروهای گوناگون را بیازماییم تا داروی موثر و مناسب برای آن فرد پیدا شود. شما هم که دو روش بوتاکس و دارو درمانی را آزموده اید و برایتان مناسب نبوده است لذا تنها روش هیپنوتیزم درمانی باقی میماند که در صورت وجود ریشه های روحی روانی در بیماری شما با هیپنوتیزم مشکلتان برطرف شود.
موفق باشید.
جناب دکتر حریری با سلام
اینجانب حدود بیست سال دچار بیماری کلیت عصبی هستم که استرس واضطراب آن را تشدید می کند لطفاً در صورت امکان درمان با هیپنوتیزم مرا راهنمایی بفرمایید
سلام آقای دکتر حریری…من یه دختر 23 ام…تقریبا یه ساله دارم از یه بیماری ای که نمی دنم چیه رنج می برم….احساس خستگی می کنم…شبا خوابم نمی بره…تو ناحیه قفسه سینم و بازوهام احساس درد سوزشی و تیر کشنده می کنم…معدم مشکل داره نمی تونم هر غذایی رو بخورم…پیش هر دکتری رفتم…قلبم مشکل نداشت و آزمایش خونم نرمال بود…پیش روانپزشک رفتم بهم کپسول فلوکستین و آلپرازولام داد گفت وسواسی داری…اما بعد گذشت 8 ماه نه اینکه بهتر نشدم بلکه بدترم شدم…همش فکر می کنم یه مریضی بد دارم….یه روز میگم زخم معده دارم…یه رو میگم طحالم مشکل داره یه روز غده های لنفاوی گردنمو دست می زنم فکر می کنم بزرگ شدن….هر روز دنیا یه مریضی….شایدم واقعا مریضم…بعضی وقتا به خودم میگم داری با خودت چیکار می کنی نهایتش اینه که میمیری راحت میشی…دیگه خسته شدم از خودم و هر چی درد و مریضیه….کمک می خوام..همین
سلام پریسا جان.
اینطور که الآن نوشته اید بیشتر از اینکه وسواس فکری باشد دچار خودبیمارانگاری شده اید . شاید نزد آن روان پزشک به شکل دیگری مطرح کرده اید که وسواس تشخیص گذاشته اند. الآن چه کمکی از من میخواهید؟ پاسخ به sh را در این لینک بخوانید: اینجـــا موفق باشید.
با سلام،
من مدتی است وقتی نگران هستم یا استرس دارم دائما روی منافذ پوستی روی بازو هام و می کنم وتمام دستم لک شده ولی خودم دوست ندارم این کار و انجام بدم ولی نا خود اگاه این کار و میکنم و بعدش پشیمان می شم ولی تا الان نتونستم به خودم کمک کنم.و همچنین نزدیک به 4 سال پای راستم ورم کرده و هیچ دکتری نتوانسته درمانش کنه…… واقعا خسته شدم از این دردهایی که هیچ کسی درمانی براش نداره…….
با سلام و خسته نباشید خدمت دکتر حریری… میخواستم بپرسم میشه با هیپنوتیزم روی افزایش قد تاثیر گذاشت ؟ من قدم 155 هست و 16 سالمه بخدا اعتماد بنفسم خیلی کم شده دارم دیوونه میشم یکی بهم میگفت که میشه با هیپنوتیزم هر بیماری که محال باشه رو درمان کرد… هر کاری باشه میکنم فقط قدم بلند شه… لطفا جوابمو سریع بدید ممنون.
سلام محسن جان.
تا کنون هیچ دانشمندی چنین ادعایی را مطرح یا تایید نکرده است . و در مورد افزایش قد هم در کتب و مقالات مربوط به علم هیپنوتیزم ، کسی در این مورد کاری انجام نداده است و جزء کاربردهای هیپنوتیزم تا کنون نبوده است. خداوند یارتان باشد .
سلام الهام خانم.
ظاهرا به پزشكان مختلفي مراجعه فرموده ايد، در اين صورت تشخيصي را كه براي شما گذاشته اند را بفرماييد . اينكه فرموده ايد: “درگذشته هراتفاقي كه تصورشوبكنيدبرام افتاده” به نظر مي رسد در گذشته اتفاقات بدي برايتان افتاده باشد . نياز است توضيحات بيشتري بفرمائيد تا راهنمائي شويد. ضمن اينكه ازدواج درمان بيماري نبوده است . متشكرم
با سلام آقای دکتر حریری خسته نباشید
چند سالی است من از یک اختلالی در بدنم رنج میبرم اختلال جنسی به صورت یک دفعه ای این اتفاق برای من افتاد و با اولین فردی که به زندگیم اومد در سن 18 سالگی این میل من به کلی محو شد الان 28 سالمه تو موقعیت ازدواجم اوایل فکر میکردم مشکلم جسمی است با انجام تمام آزمایشات متوجه شدم جسمم کاملا سالمه و مشکلم روان تنی میخواستم راهنمائیم کنید آیا با روش هیپنوتیزم من میتونم به خودم کمک کنم ؟؟؟؟
خیلی نگرانم و این نگرانی و تشویش حالم و خرابتر میکنه
سلام سارینا خانم.
بیماریهای روان تنی با هیپنوتیزم بخوبی مداوا میشوند . البته مشکل شما باید دقیقتر مورد بررسی قرار بگیرد. اینکه بتوانید خودتان به خودتان کمک کنید اگر منظورتان خوددرمانی است ، من توصیه نمیکنم ؛ بلکه باید اجازه بدهید که من یا همکاران من به شما کمک کنند. موفق باشید .
سلام . امیدوارم خوب باشین . من دختری هستم 25 ساله الان تقریبا یک سالی میشه که راجب ضمیرناخودآگاه مطالب زیادی میخونم و خوشحالم ازاین بابت که تونستم با قدرت درونی خودم آشنا باشم .. من تا قبل یکی دوسال پیش خیلی افسرده بودم و خودمو موجود پوچ و بی اراده میدونستم که همه جی رو تقدیر برامون رقم میزنه و ما فقط نظاره گریم اما خداروشکر بالاخره تونستم رازاین زندگیرو دریابم که همچی دست خودمه و خودم سرنوشت خودم را رقم خواهم زد .. الان بیشتر دوس دارم روشهای هیپنوتیزم را یاد بگیرم تا بتونم ضمیر ناخودآگاهمو وخودمو پروگرم کنم بنظرتون خودم تنهایی این کارارو انجام بدم آسیبی ب خودم نمیرسونم ؟؟؟؟؟؟؟
همینکه من قدم تقریبا متوسطه بنظرتون با تاکید روزمره به ضمیر ناخودآگاهم با این سنم میتونم قدم رو افزایش بدم ؟؟؟؟
با تشکر
سلام ژیلا خانم.
خود درمانی در هیچ مرحله و در هیچ سطحی صحیح و مجاز نیست علی الخصوص در مورد هیپنوتیزم درمانی . وقتیکه فقط با دو یا سه جلسه مراجعه به من میتوانید خود هیپنوتیزم را یاد بگیرید و تلقینات صحیح و نادرست را بشناسید و هیپنوتیزم و تلقینات را بطور صحیح بکار ببرید ، چه لزومی دارد که خطرات خود درمانی را به جان بخرید؟
در مورد افزایش قد ، هنوز کسی گزارشی مبنی بر افزایش قد با هیپنوتیزم انجام نداده است . بنظر میرسد که این مقوله با هیپنوتیزم قابل رفع نباشد . البته پای یوسف هم همینطور و برای اولین بار بود ، که تنهابا هفت جلسه هیپنوتراپی ( که شامل خودهیپنوتیزم هم بود) این نتیجه درخشان را ببار آورد ، اگر وا قعا مایل به انجامش هستید ، بسم الله !
باسلام خدمت شما اقاي دكتر حريري
من يه مساله اي برام پيش اومده كه با مطالعه اين مقاله فكر ميكنم بي ارتباط با
بيماريهاي روان تني نباشه
من پوست خيلي قشنگي داشتم و صورتم پر بود و حالت گرد داشت دلم ميخواست
صورتم كمي چاقتر بشه و بدنم هم حدود 3 كيلو لاغر تربشه خب اين دوتا يه جورايي
تناقض هم داره چون از نظر پزشكي همه بدن به تناسب هم چاق و لاغر ميشه
از طرفي هم هميشه ترس اينو داشتم كه پوستم حتي يه ذره چروك برداره و به شدت از پوستم مراقبت ميكردم طوري كه بعضي وقتها از ترس اشعه فرابنفش خورشيد از خونه بيرون نميرفتم يااگه مجبور ميشدم حتما از خونه بيرون برم مدام دلهره اينو داشتم كه نور افتاب صورتمو خراب كنه اگه كسي از صورتم تعريف ميكرد نگران ميشدم كه نكنه چشمش بگيره و اتفاقا يه چند روزي بود يكي از دوستام مدام از گونه هام تعريف ميكرد و ميگفت خوشبحالت گونه داري يا ميگفت چرا تو صورتت چاقه ولي بدنت لاغره
اين حرفاش منو نگران ميكرد
خلاصه اينكه هميشه نگران اين بودم كه صورتم يه ذره لاغرتر بشه ياپوستم زيباييش كمتر بشه واسه همين مدام مراقب صورتم بودم و از طرفي هم چون ميخواستم
بدنم 3 كيلو لاغر تر بشه و نميخواستم صورتم لاغر بشه در سالن لاغري از جلبك
موضعي واسه لاغر شدن بدنم استفاده ميكردم كه صورتم لاغر نشه
از طرفي هم يه چند روزي فشار روحي زيادي داشتم و مدام گريه ميكردم
يه روز كه از خواب بيدار شدم متوجه شدم صورتم لاغر شده با اينكه وزنم بالاتر رفته بود
و عجيبتر اينكه روز به روز هم لاغر تر ميشه و حتي فرم صورتم عوض شده و گونه هام
آب شده و حتي نامتقارن شده
اولين باره همچين مسالهاي برام پيش مياد و كسايي هم كه از جلبك موضعي استفاده ميكردن هيچ كدوم تغييري تو صورتشون نداشتن واين مورد فقط واسه من پيش اومده
يعني با وجود اينكه تلاش ميكردم كه صورتم چاق تر و خوش فرم تر بشه ودر عين حال بدنم لاغرتر بشه برعكسش اتفاق افتاد بدنم چاقتر شده و صورتم لاغرتر اين موضوع خيلي منو افسرده كرده چون صورتم اينقدر لاغر شده كه پزشك پيشنهاد تزريق چربي داد
واز طرفي هيچ پزشكي علت اين موضوع رو تشخيص نداد
ببخشيد كه خيلي طولاني شد فكر كردم اگه همه جزئياتو بگم بهتر باشه
ميخواستم ببينم نظر شما چيه اين مشكل من ممكنه از نوع بيماري هاي روانتني باشه؟
و از طريق هيپنوتيزم ممكنه تعادل بدنم برگرده و صورتم مثل قبلش بشه؟
خيلي ممنونمم از شما و سايت خوبتون
سلام عاطفه خانم .
مورد جالبیه. اونقدر روی خودتون حساسیت بخرج دادین که ناخودآگاه بدنتان برعکس آن عمل کرده . شاید نوع توجهی که به بدن خودتون داشتید و نوع حرفهایی که به خودتان میزده اید باعث تلقین غلط یا تلقین منفی شده است .
در هر صورت بنظر میاد که این تغییرات با آن فشار روحی زیادی که داشتید بی ارتباط نباشد . با هیپنوتیزم میتوان تاثیرات باقیمانده از آن فشارهای روحی زیاد را برطرف کرد هرچند که شاید الان احساس کنید که مدتی از آن گذشته و الان فشاری ندارید. همچنین تاثیرتلقین های غلط یا تلقین های منفی را هم میشود با هیپنوتیزم برطرف کرد. موفق باشید.
26 دیدگاه ها
با سلام خدمت آقای دکتر حریری
خانم من حدود یک سال و نیم پیش دچار بدن درد شدید خصوصا در ناحیه دست و پا شد بعد از اون هم صورتش یه مقدار بی حس شد و تو بلع غذا هم مشکل پیدا کرد.یه بار هم دچار تشنج شد که گفتن در اثر تداخل دارویی میتونه باشه. به انواع پزشکان مراجعه کردیم که انواع آزمایش ها، MRI، نوار عصب و نوار مغز گرفتن گفتن مشکل خاصی مشاهده نمیشه به نظر میاد در اثر استرس باشه و یجور بیماری سایکوسوماتیک باشه که با مراجعه به متخصص اعصاب و روان الان یک ساله که داره داروهای ضد افسردگی مصرف میکنه. بعضی روزا یه مقدار بهتر میشه ولی بعضی روزا دوباره بدن درد میاد سراغش. میخواستم ببینم نظر جنابعالی برای درمانش چیه؟
سلام دوست عزیز
هر دو مشکل همسر شما با استفاده از روش هیپنوتیزم درمانی قابل حل هستند و افراد زیادی با مشکلات مشابه همسر شما در همین مرکز درمان شده اند و بنده به کارکرد این روش درمانی اطمینان کامل دارم.
معمولا در 10 تا 12 جلسه این مساله درمان میشود ولی برای تشخیص دقیق تر برای شرح حال تشریف بیاورند تا هم مشکل ایشان بررسی شود، هم یک مرتبه هیپنوتیزم را تجربه کنند و هم تعداد جلسات مورد نیاز، مشخص گردد.
موفق باشید
با سلام . اقای دکتر من دختری 30 ساله هستم که مدتیه احساس ناخوشایند درونی دارم با توجه به آزمایش و جواب دکتر متخصص داخلی که با شنیدن حالاتم به من گفتند که مشکل افسردگی داری . البته من در چند ماه گذشته برای موضوعی استرس سنگینی را تجربه کردم و چون به قفسه سینم فشار میاورد فکر میکردم قلبیه و حتی تو یک هفته 3 بار دکتر و 3 بار نوار قلبی در نهایت دکتر ها برام کلرودیوپوکساید تجویز می کردند که من خیلی مصرف نکردم. الان جسمم درگیر شده و من اون ادم سابق نیستم تقریبا از تعطیلات عید بیشتر شد. مشکل من خدارو شکر حل شد ولی اثرات اون استرس ها فکر کنم هنوز مونده . البته از روزی که دکتر بهم گفت افسردگی سعی کردم به خودم کمک کنم و کمی بهترم حتی، منتها اگر با هیپنوتیزم مشکلم حل بشه ممنون میشم راهنماییم کنید تا بهتر بشم.
سلام بهار جان.
نوشته اید “مشکل من خدارو شکر حل شد ولی اثرات اون استرس ها فکر کنم هنوز مونده ” و “کمی بهترم” الان دقیقا چه مشکلی دارید؟ تلفنی با مطب تماس بگیرید.
موفق باشید.
با سلام من مردی 58 ساله از مدتها قبل موقع صحبت کردن دچار گرفتگی صدا وبریده بریده حرف زدن شده ام و بخصوص موقع عصبانیت و اضطراب بیشتر شده بطوریکه امکان تکلم مشکلتر میگردد . و موقع مکالمه تلفنی صدایم طوری است که همواره مخاطب سوال میکند که آیا کسالتی دارم و مریضم که صدام اینجوری در میاد و موقع حرف زدن ماهیچه های گلو و یا حنجره انتقدر گرفتکی دارد که بایستی انرژی زیادی برای تولید صدا باید اعمال کنم .مراجعات زیادی کردم حتی پند سال قبل هم یکبار بوتاکس تزریق کردم و افاقه نکرد . حدود 9 ماه فبل پزشک گوش حلق وبینی بعد از آزمایش و لارنسکوپی داروی risperidone 1mg و chlordiazepooxide 5 mg روزانه تجویز کرد که اوایل به نظر میرسید که کمی بهتر شدم ولی ادامه ان به بهبودی کافی منجر نشد و از طرفی risperidone باعث خواب آلودگی من صبها بود و بعد از دو دوره سه ماهه مصرف داروهای فوق قطع کردم و ادامه ندادم و وضعیت گفتاری من هم همان حالت اولیه شد . میخواستم سوال کنم اولا ایا احتما ل میدهید این مشکل یعنی اسپاسم عضلات و یا دیستونی مرتبط با تارهای صوتی ناشی از علل روان تنی از جمله افسردگس ، استرس ، اضظراب و یا عوامل دیگری باشد و با هیپنوتیزم قابل درمان باشد؟ و اصولا این کیس از منظر علمی برای جنابعالی مورد توجه است که خدمت برسم ؟ پیشاپیش از راهنمایی که میفرمایید متشکرم.
سلام مهدی جان.
کمک به درمان و انجام اقدامات درمانی برای افرادی که خواهان درمان باشند همواره مورد توجه و اهتمام من بوده است. گاهی لازم است در درمان روشهای گوناگون یکی پس از دیگری آزموده شود تا آنکه تاثیر کافی و مناسب دارد پیدا شود, همچنان که گاهی در دارو درمانی هم مجبور میشویم داروهای گوناگون را بیازماییم تا داروی موثر و مناسب برای آن فرد پیدا شود. شما هم که دو روش بوتاکس و دارو درمانی را آزموده اید و برایتان مناسب نبوده است لذا تنها روش هیپنوتیزم درمانی باقی میماند که در صورت وجود ریشه های روحی روانی در بیماری شما با هیپنوتیزم مشکلتان برطرف شود.
موفق باشید.
جناب دکتر حریری با سلام
اینجانب حدود بیست سال دچار بیماری کلیت عصبی هستم که استرس واضطراب آن را تشدید می کند لطفاً در صورت امکان درمان با هیپنوتیزم مرا راهنمایی بفرمایید
سلام یوسف جان.
روی استرس و اضطراب شما کار میکنم. تلفنی وقت بگیرید و تشریف بیاورید.
موفق باشید.
سلام آقای دکتر
میشه با هیپنوتیزم دوربینی یا نزدیم بینی را درمان کرد؟
سلام موسوی عزیز
خیر با هیپنوتیزم دوربینی یا نزدیک بینی را نمی توان درمان کرد. موفق باشید.
سلام آقای دکتر
من 28 ساله ام و مبتلا به بیماری اختلال شخصیت مرزی.آیا این بیماری با هیپنوتیزم قابل درمانه؟
سلام پریسا جان.
این موضوع درمان هیپنوتیزمی دارد. هر وقت مایلید با وقت قبلی تشریف بیاورید. موفق باشيد.
سلام آقای دکتر حریری…من یه دختر 23 ام…تقریبا یه ساله دارم از یه بیماری ای که نمی دنم چیه رنج می برم….احساس خستگی می کنم…شبا خوابم نمی بره…تو ناحیه قفسه سینم و بازوهام احساس درد سوزشی و تیر کشنده می کنم…معدم مشکل داره نمی تونم هر غذایی رو بخورم…پیش هر دکتری رفتم…قلبم مشکل نداشت و آزمایش خونم نرمال بود…پیش روانپزشک رفتم بهم کپسول فلوکستین و آلپرازولام داد گفت وسواسی داری…اما بعد گذشت 8 ماه نه اینکه بهتر نشدم بلکه بدترم شدم…همش فکر می کنم یه مریضی بد دارم….یه روز میگم زخم معده دارم…یه رو میگم طحالم مشکل داره یه روز غده های لنفاوی گردنمو دست می زنم فکر می کنم بزرگ شدن….هر روز دنیا یه مریضی….شایدم واقعا مریضم…بعضی وقتا به خودم میگم داری با خودت چیکار می کنی نهایتش اینه که میمیری راحت میشی…دیگه خسته شدم از خودم و هر چی درد و مریضیه….کمک می خوام..همین
سلام پریسا جان.
اینطور که الآن نوشته اید بیشتر از اینکه وسواس فکری باشد دچار خودبیمارانگاری شده اید . شاید نزد آن روان پزشک به شکل دیگری مطرح کرده اید که وسواس تشخیص گذاشته اند. الآن چه کمکی از من میخواهید؟ پاسخ به sh را در این لینک بخوانید: اینجـــا موفق باشید.
با سلام،
من مدتی است وقتی نگران هستم یا استرس دارم دائما روی منافذ پوستی روی بازو هام و می کنم وتمام دستم لک شده ولی خودم دوست ندارم این کار و انجام بدم ولی نا خود اگاه این کار و میکنم و بعدش پشیمان می شم ولی تا الان نتونستم به خودم کمک کنم.و همچنین نزدیک به 4 سال پای راستم ورم کرده و هیچ دکتری نتوانسته درمانش کنه…… واقعا خسته شدم از این دردهایی که هیچ کسی درمانی براش نداره…….
سلام نیلوفر عزیز.
نگرانی و عادتهای نادرست با هیپنوتیزم قابل درمان هستند . موفق باشید .
با سلام و خسته نباشید خدمت دکتر حریری… میخواستم بپرسم میشه با هیپنوتیزم روی افزایش قد تاثیر گذاشت ؟ من قدم 155 هست و 16 سالمه بخدا اعتماد بنفسم خیلی کم شده دارم دیوونه میشم یکی بهم میگفت که میشه با هیپنوتیزم هر بیماری که محال باشه رو درمان کرد… هر کاری باشه میکنم فقط قدم بلند شه… لطفا جوابمو سریع بدید ممنون.
سلام محسن جان.
تا کنون هیچ دانشمندی چنین ادعایی را مطرح یا تایید نکرده است . و در مورد افزایش قد هم در کتب و مقالات مربوط به علم هیپنوتیزم ، کسی در این مورد کاری انجام نداده است و جزء کاربردهای هیپنوتیزم تا کنون نبوده است. خداوند یارتان باشد .
سلام.اقاى دکتر.
پنج پيش يکشب دچاردردشديدكمرومخصوصادل دردشدم والبته تهوع شديد.رفتم بيمارستان ونزديك بوداپانديسموعمل كنن.بامسكن اومدم خونه.ام اراي..واسكن ازكل شكم وستون فقرات وسونوگرافى دستگاه تناسلى.ايكس ري كليه وازمايش كلي.اماهيچ مشکلى نبودودردميكشيدم.سالي چندباربمدت يكماه.دچاردردمىشم.زندگيم فلجشدههيچ مسکنى هم جواب نمىده.درگذشته هراتفاقي كه تصورشوبكنيدبرام افتاده.فكرميكردم باازدواج مجدداگرعصبى باشه خوب مىشه امابدترشدحالاوقتى خوابم ىاهرحالتى باشم ىه دفعه انگارباچکش محکم مىکوبن روناخنهاى پام.به هردکترى مراجعه کردم باىه مشت قرص مرا فرستادن خونه.خواهش مىکنم کمکم کنيدمن به دردخيلي صبورم.اماچقدرچيزي.نگم.ودردبکشم
سلام الهام خانم.
ظاهرا به پزشكان مختلفي مراجعه فرموده ايد، در اين صورت تشخيصي را كه براي شما گذاشته اند را بفرماييد . اينكه فرموده ايد: “درگذشته هراتفاقي كه تصورشوبكنيدبرام افتاده” به نظر مي رسد در گذشته اتفاقات بدي برايتان افتاده باشد . نياز است توضيحات بيشتري بفرمائيد تا راهنمائي شويد. ضمن اينكه ازدواج درمان بيماري نبوده است . متشكرم
با سلام آقای دکتر حریری خسته نباشید
چند سالی است من از یک اختلالی در بدنم رنج میبرم اختلال جنسی به صورت یک دفعه ای این اتفاق برای من افتاد و با اولین فردی که به زندگیم اومد در سن 18 سالگی این میل من به کلی محو شد الان 28 سالمه تو موقعیت ازدواجم اوایل فکر میکردم مشکلم جسمی است با انجام تمام آزمایشات متوجه شدم جسمم کاملا سالمه و مشکلم روان تنی میخواستم راهنمائیم کنید آیا با روش هیپنوتیزم من میتونم به خودم کمک کنم ؟؟؟؟
خیلی نگرانم و این نگرانی و تشویش حالم و خرابتر میکنه
سلام سارینا خانم.
بیماریهای روان تنی با هیپنوتیزم بخوبی مداوا میشوند . البته مشکل شما باید دقیقتر مورد بررسی قرار بگیرد. اینکه بتوانید خودتان به خودتان کمک کنید اگر منظورتان خوددرمانی است ، من توصیه نمیکنم ؛ بلکه باید اجازه بدهید که من یا همکاران من به شما کمک کنند. موفق باشید .
سلام . امیدوارم خوب باشین . من دختری هستم 25 ساله الان تقریبا یک سالی میشه که راجب ضمیرناخودآگاه مطالب زیادی میخونم و خوشحالم ازاین بابت که تونستم با قدرت درونی خودم آشنا باشم .. من تا قبل یکی دوسال پیش خیلی افسرده بودم و خودمو موجود پوچ و بی اراده میدونستم که همه جی رو تقدیر برامون رقم میزنه و ما فقط نظاره گریم اما خداروشکر بالاخره تونستم رازاین زندگیرو دریابم که همچی دست خودمه و خودم سرنوشت خودم را رقم خواهم زد .. الان بیشتر دوس دارم روشهای هیپنوتیزم را یاد بگیرم تا بتونم ضمیر ناخودآگاهمو وخودمو پروگرم کنم بنظرتون خودم تنهایی این کارارو انجام بدم آسیبی ب خودم نمیرسونم ؟؟؟؟؟؟؟
همینکه من قدم تقریبا متوسطه بنظرتون با تاکید روزمره به ضمیر ناخودآگاهم با این سنم میتونم قدم رو افزایش بدم ؟؟؟؟
با تشکر
سلام ژیلا خانم.
خود درمانی در هیچ مرحله و در هیچ سطحی صحیح و مجاز نیست علی الخصوص در مورد هیپنوتیزم درمانی . وقتیکه فقط با دو یا سه جلسه مراجعه به من میتوانید خود هیپنوتیزم را یاد بگیرید و تلقینات صحیح و نادرست را بشناسید و هیپنوتیزم و تلقینات را بطور صحیح بکار ببرید ، چه لزومی دارد که خطرات خود درمانی را به جان بخرید؟
در مورد افزایش قد ، هنوز کسی گزارشی مبنی بر افزایش قد با هیپنوتیزم انجام نداده است . بنظر میرسد که این مقوله با هیپنوتیزم قابل رفع نباشد . البته پای یوسف هم همینطور و برای اولین بار بود ، که تنهابا هفت جلسه هیپنوتراپی ( که شامل خودهیپنوتیزم هم بود) این نتیجه درخشان را ببار آورد ، اگر وا قعا مایل به انجامش هستید ، بسم الله !
باسلام خدمت شما اقاي دكتر حريري
من يه مساله اي برام پيش اومده كه با مطالعه اين مقاله فكر ميكنم بي ارتباط با
بيماريهاي روان تني نباشه
من پوست خيلي قشنگي داشتم و صورتم پر بود و حالت گرد داشت دلم ميخواست
صورتم كمي چاقتر بشه و بدنم هم حدود 3 كيلو لاغر تربشه خب اين دوتا يه جورايي
تناقض هم داره چون از نظر پزشكي همه بدن به تناسب هم چاق و لاغر ميشه
از طرفي هم هميشه ترس اينو داشتم كه پوستم حتي يه ذره چروك برداره و به شدت از پوستم مراقبت ميكردم طوري كه بعضي وقتها از ترس اشعه فرابنفش خورشيد از خونه بيرون نميرفتم يااگه مجبور ميشدم حتما از خونه بيرون برم مدام دلهره اينو داشتم كه نور افتاب صورتمو خراب كنه اگه كسي از صورتم تعريف ميكرد نگران ميشدم كه نكنه چشمش بگيره و اتفاقا يه چند روزي بود يكي از دوستام مدام از گونه هام تعريف ميكرد و ميگفت خوشبحالت گونه داري يا ميگفت چرا تو صورتت چاقه ولي بدنت لاغره
اين حرفاش منو نگران ميكرد
خلاصه اينكه هميشه نگران اين بودم كه صورتم يه ذره لاغرتر بشه ياپوستم زيباييش كمتر بشه واسه همين مدام مراقب صورتم بودم و از طرفي هم چون ميخواستم
بدنم 3 كيلو لاغر تر بشه و نميخواستم صورتم لاغر بشه در سالن لاغري از جلبك
موضعي واسه لاغر شدن بدنم استفاده ميكردم كه صورتم لاغر نشه
از طرفي هم يه چند روزي فشار روحي زيادي داشتم و مدام گريه ميكردم
يه روز كه از خواب بيدار شدم متوجه شدم صورتم لاغر شده با اينكه وزنم بالاتر رفته بود
و عجيبتر اينكه روز به روز هم لاغر تر ميشه و حتي فرم صورتم عوض شده و گونه هام
آب شده و حتي نامتقارن شده
اولين باره همچين مسالهاي برام پيش مياد و كسايي هم كه از جلبك موضعي استفاده ميكردن هيچ كدوم تغييري تو صورتشون نداشتن واين مورد فقط واسه من پيش اومده
يعني با وجود اينكه تلاش ميكردم كه صورتم چاق تر و خوش فرم تر بشه ودر عين حال بدنم لاغرتر بشه برعكسش اتفاق افتاد بدنم چاقتر شده و صورتم لاغرتر اين موضوع خيلي منو افسرده كرده چون صورتم اينقدر لاغر شده كه پزشك پيشنهاد تزريق چربي داد
واز طرفي هيچ پزشكي علت اين موضوع رو تشخيص نداد
ببخشيد كه خيلي طولاني شد فكر كردم اگه همه جزئياتو بگم بهتر باشه
ميخواستم ببينم نظر شما چيه اين مشكل من ممكنه از نوع بيماري هاي روانتني باشه؟
و از طريق هيپنوتيزم ممكنه تعادل بدنم برگرده و صورتم مثل قبلش بشه؟
خيلي ممنونمم از شما و سايت خوبتون
سلام عاطفه خانم .
مورد جالبیه. اونقدر روی خودتون حساسیت بخرج دادین که ناخودآگاه بدنتان برعکس آن عمل کرده . شاید نوع توجهی که به بدن خودتون داشتید و نوع حرفهایی که به خودتان میزده اید باعث تلقین غلط یا تلقین منفی شده است .
در هر صورت بنظر میاد که این تغییرات با آن فشار روحی زیادی که داشتید بی ارتباط نباشد . با هیپنوتیزم میتوان تاثیرات باقیمانده از آن فشارهای روحی زیاد را برطرف کرد هرچند که شاید الان احساس کنید که مدتی از آن گذشته و الان فشاری ندارید. همچنین تاثیرتلقین های غلط یا تلقین های منفی را هم میشود با هیپنوتیزم برطرف کرد. موفق باشید.