نجات از معلولیت با هیپنوتیزم بیدار دکتر حریری
نجات از معلولیت با هیپنوتیزم
۱۳۹۲-۰۱-۱۹
دردهائی که با استرس ارتباط دارند
۱۳۹۲-۰۱-۲۴
Show all

هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی

 پرسشهای متداول در باره هیپنوتیزم ، هیپنوتیزم بیدار -هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی

هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی روش درمانی نویی نیست بلکه سابقه ای به قدمت بشر دارد، بطوریکه در کتاب شفای ابن سینا به عنوان یک پدیده در درمان نیز مطرح شده است. هیپنوتیزم در دوره ای به عنوان طب مکمل معرفی شده بود، ولی از سال ۱۹۹۸ به عنوان یک درمان کامل و در بطن دانش پزشکی جهان پذیرفته شده است . هیپنوتیزم درمانی یک روش جایگزین نیست، تمام بیماری ها را نمی توان با یک روش منفرد درمان کرد و هیپنوتیزم نه ادعا می کند نه توانایی این را دارد که به عنوان یک تکنیک جایگزین روانپزشکی در درمان بیماری های رفتاری و روانی باشد. روانپزشکی دیدگاه دارویی دارد و با تجویز دارو بیماری های رفتاری را درمان می کند، ولی هیپنوتیزم به عنوان یک علم یا پدیده ای است که در آن انسان به ضمیر ناخودآگاه و سیستم غیر ارادی بدن دست یافته و با ایجاد یک پیوند مناسب بین این حوزه و ضمیر خودآگاه، فرد را به شکوفایی ذهنی می رساند. هیپنوتیزم در درمان بیماری هایی از قبیل ترس های ناشناخته و بیمار گونه ، اضطراب های ناشی از ترس، بیماری های روان تنی و یا تیک های عصبی و برخی مسائل روانی و نیز کاهش و یا حتی از بین بردن درد زایمان کمک می کند.
به دلیل عدم اطلاع رسانی در خصوص کاربردهای این علم در درمان بیماری ها، این واژه ناملموس مانده است که ما درصددیم روش های درمانی هیپنوتیزم و کاربردهای آن را در رشته طب منعکس کنیم.

بسیاری از افراد جامعه به این حقیقت پی برده اند که هیپنوتیزم درمانی در معالجه اکثر بیماریهای جسمی، روانی، عاطفی، هیجانی و . . . همچنین در درمان ضربه های روانی، اضطراب، افسردگی، ترس های ناشناخته و عصبی  یا فوبیا ها، مشکلات رفتاری، و … تاثیرات موثر و مهمی دارد. لذا در سالهای اخیر، در کشورهای مختلف علاقه مردم در زمینه هیپنوتیزم درمانی افزایش شگرفی پیدا کرده است.  در هیپنوتیزم درمانی  درمانگر برای کمک به درمان یک بیماری یا تقویت یک صفت مطلوب بیمار را یاری می کند تا در حالت هیپنوز قرار گیرد و تلقیناتی با هدف درمان به بیمار ارائه می شود. به این نوع هیپنوتیزم، هیپنوتیزم بالینی یا  Clinical Hypnotism می گویند. لازمه آن این است که درمانگر بلد باشد چگونه فرد را به سمت هیپنوز راهنمایی کند و چه نوع تلقیناتی به او ارایه دهد. “هیپنوتیزم درمانی” یا “هیپنوتراپی” یک روش درمان است که در یک مرحله یا مراحلی از آن از هیپنوتیزم استفاده می شود. هـیـپـنـوز یـک کـار آمـوزشی است. به مریض تفهیم می شود که بیماری اش از چه نوع ماهیتی است. فرد شناخت بهتری از بیماری خود پیدا می کند و به او تلقیناتی داده می شود که چگونه باید با این بیماری مقابله کرد. بنابراین لااقل بیش از یک جلسه لازم است. ترجیحا جلسات بیشتر کمک کـنـنـده اسـت. امـا اگـر فرد هیپنوزپذیری خوبی داشـتـه بـاشـد و درمـانـگـر هـم بـتـوانـد بـه خـوبـی آموزش دهد، بیمار می تواند حتی با گوش دادن بـه نـوار ضبـط شـده و ادامـه دادن تمـرینـاتـی کـه درمانگر در یک جلسه به بیمار آموزش می دهد بـهترین نتیجه را بگیرد. البته مهم است که فرد تـــوانـــایـــی جـــذب مــطــلـــب را داشــتـــه بـــاشــد و هیپنوزپذیری خوبی دارا باشد.

هیپنوتیزم درمانی می تواند به دو شکل متفاوت صورت بگیرد:

۱- دگر هیپنوتیزم درمانی:

در این حالت، درمانگر پس از صحبت کردن با بیمار و ایجاد آمادگی ذهنی و روحی در او، در صورت نیاز بیمار به القای خلسه هیپنوتیزمی، او را به عمق مناسبی که برای برنامه درمانی اش مناسب باشد، می رساند و در این شرایط به هیپنوتیزم درمانی می پردازد.

آیا هیپنوز خطری برای فرد هیپنوز شونده دارد؟

‌خیر! اگر هیپنوز درست و توسط کسی که به هیپنوز مسلط است و یک درمانگر آموزش دیده است، انجام شود، هیچ گونه خطری را برای فرد به دنبال ندارد. اما قبول داریم که هیپنوز ناشیانه و آماتور ممکن است خطراتی برای روان و مغز داشته باشد.هیپنوز آموزش لازم دارد و کسی که می خواهد اقدامی در این زمینه انجام دهد باید اجازه این کار را داشته باشد.

‌در مورد تکنیک هیپنوز نیز باید گفته شود  از زمانی که فرد وارد وضعیت هیپنوز می شود تا زمانی که از این وضعیت بیرون می آید مسیری مانند مسیر زیر طی می شود که ‌رایــج تــریــن تـکـنـیــک استفـاده از روش آرام ســـازی پـیــش رونــده عـضــلانــی اســت. از فــرد خـواسـتـه می شود که راحت تکیه بدهد. متنی گفته می شود که براساس آن از فرد خواسته می شود که اجازه دهد عضلات بدنش به ترتیب از پنجه پا ریلکس و شل شود. سپس عضلات کف پا، ساق پا و …، از فرد خواسته می شود اجازه دهد که آرامش به صورت صعودی از اندامش بالا رود. در اثنا هم از شخص می خواهیم هر وقت ریلکس شدن را در عضلات مختلف حس کرد بـا انـگـشـت خـود اشـاره دهـد. به این اصطلاحا سیگنال فکری- حرکتی می‌گویند.
بـه هـمـیـن تـرتـیـب ادامـه پـیـدا مـی کـنـد تا کل عضلات از کف پا تا سر ریلکس و شل شوند. این الـقـا هـیـپـنـوز اسـت. در مـرحـلـه بـعـد الـقـائات و تـلـقـیـنـاتـی متناسب با مشکل بیمار به وی ارائه می‌شود.
در ایـن تـلـقـیـنـات بـه فـرد تـلـقین می شود که تـــوانــایــی کـنـتــرل رفـتــار خــود را دارد چــرا کــه می‌خواهد رابطه ای خوب با اطرافیانش داشته بـاشد. معمولا القا هیپنوز حدود ۱۵دقیقه طول می کشد.
تلقینات درمانی نیز حدود ۱۵تا۲۰ دقیقه طول مـی کـشـد. برای بازگشت از هیپنوز هم از فرد خــواسـتــه مــی شــود کــه بـا شـمـارش مـعـکـوس چشمـانـش را باز خواهد کرد و تمام آرامش و نکات مثبتی که در این زمان تجربه کرده است را همراه خواهد داشت .

یک جلسه هیپنوتیزم در این شرایط حدود ۴۵ دقیقه طول خواهد کشید.

علم هیپنوز چقدر در مراکز آموزشی و درمانی توسعه یافته است؟

‌متاسفانه هیپنوز گسترش بسیار محدودی داشته است. با توجه به اینکه هیپنوتیزم بسیار وقت گیر است و نیازمند مایه گذاشتن از خود است چندان مقبول درمانگران نیست. از نظر مالی نیز چندان سودآور نیست بلکه کاهش درآمد را هم می تواند به همراه داشته باشد . این عوامل سبب شده است که تنها علاقمندان به این رشته وارد هیپنوتیزم شوند. گسترش آگاهی های عمومی نیز در این زمینه اندک بوده است. بنابراین هیپنوتیزم چندان گسترش نیافته است. معتقدیم یوگا، مدیتیشن و  TM ‌نوعی  Self hypnosis هستند.‌هر سه مورد یک وجه مشترک دارند. همه موارد نوعی کارکردن با درون و  Self Help ‌هستند. اما هیپنوتیزم هیچ ربطی به فلسفه و ایدئولوژی ندارد. در حالی که  TM ‌و یوگا نامگذاری های خاص دارند. خصوصا  TM ‌فلسفه و ایدئولوژی خاص خود را دارد.

 ۲- خود هیپنوتیزم درمانی:

در این روش کافی است بیمار طی ۲ یا ۳ جلسه ، طریقه استفاده از خود هیپنوتیزم و نحوه درمان و تلقین به خود را بیاموزد. پس از آن می تواند با روشی که یاد گرفته خودش را در خلسه هیپنوتیزمی قرار دهد و در این شرایط، به صورت ذهنی ، متن تلقین را مرور کند و یا به نوار صوتی که پس از چند دقیقه سکوت. (مدت لازم برای رسیدن او به حالت خود هیپنوتیزم) متن تلقین را پخش می کند ، گوش دهد. در این وضعیت ، بیمار بدون نیاز به مراجعات مکرر به مطب پزشک و صرف هزینه گزاف ، خودش این برنامه درمانی را انجام می دهد.

مطالب  مرتبط :

تعریف هیپنوتیزم

تاریخچه هیپنوتیزم

فوائد هیپنوتیزم

انواع هیپنوتیزم

هیپنوتیزم علمی را بیشتر بشناسیم

کلیدهای اصلی موفقیت هیپنوتیزم

هیپنوتیزم بیدار چگونه است

هیپنوتیزم را چطور تعریف می کنید

هیپنوتیزم شاهکارش ایجاد آرامش است

هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی

زندگی خوب با هیپنوتیزم بیدار

ارتباط ریلکسیشن و هیپنوتیزم

همسو نگری با بیمار

باورهای نادرست

آموزش فن خود هیپنوتیزم

تعریف ضمیر خود آگاه و ناخود آگاه

پرسشهای متداول در مورد هیپنوتیزم

شرایط لازم جهت انجام هیپنوتیزم

آمادگی جهت آموزش خود هیپنوتیزم

 بازدید کننده محترم؛

 لطفا در صورتیکه قصد دارید هر یک از مطالب این وب سایت  را به هر شکل، اعم از شفاهی، مکتوب و یا دیجیتالی، نقل یا منتشر فرموده یا به اشتراک بگذارید، خواهشمندم لینک مستقیم و اشاره صریح به سایت هیپنوتیزم بیدار دات کام   www.HypnotismBidaar.com داشته باشید.

 کلیه حقوق این سایت برای مدیر و مالک آن محفوظ است، لطفا شما هم آنرا محفوظ و محترم بشمارید.

 متشکرم

دکتر محمد جواد حریری ، پزشک و هیپنوتراپیست (هیپنوتیزم درمان گر ) هیپنوتیزم بیدار بالینی ایران

دكتر محمد جواد حریری
دكتر محمد جواد حریری
با سلام افتخار دارم با عنوان سایت هیپنوتیزم بیدار در خدمت شما هموطنان عزیز و گرانقدر باشم. من دکتر محمد جواد حریری متولد شیراز دیماه سال 1340 هستم. در سال 1358 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در رشته پزشکی عمومی پذیرفته وپس از انقلاب فرهنگی مشغول به تحصیل شدم و در سال 1369 نائل به کسب درجه دکترای طب از دانشگاه مذکور گردیدم دوران طرح خارج از مرکز را در شهرستانهای مختلف با کسب تجربیات بسیار سپری کردم . در طول دوران تحصیل و پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه در مراکز و بیمارستانهای بسیاری واقع در شیراز و تهران و غالب اوقات در بخش اورژانس نسبت به مداوای بیماران همت گماردم ، در همین دوران با مطالعات آزاد که در زمینه روانشناسی و هیپنوتیزم داشتم به فن هیپنوتیزم علاقه وافری پیدا نمودم و در نهایت پس از مطالعات بسیار در سال 1375 با گذراندن دوره های تخصصی انجمن علمی بین المللی هیپنوتیزم بالینی ایران به عضویت آن انجمن درآمدم و همواره سعی در بروز رسانی اطلاعاتم در زمینه فوق الذکر را داشته ام. از آن سال تاکنون علاوه بر فعالیتهای پزشکی به بررسی و درمان بیماران نسبت به رفع اضطراب ، تقویت حافظه ، افزایش اعتماد بنفس ، اختلالات خواب ، درمان بیماریهای روان تنی ، لکنت زبان و..... با روشهای "ریلکس محور" همت گمارده و همواره کوشیده ام تا با فعالیتهای خود دوستداران و مراجعین خود را راضی نگه دارم و تلاشم بر این بوده که مانند یک دوست واقعی آنچه را که اندوخته ام برای بالا بردن سطح آگاهی و بینش مردم عزیز دراختیارشان قرار دهم و بنظرم در این باب موفق هم بوده ام . اکنون نیز با جمع بندی آن تجربیات و مشاهده آثار و برکات روشهای ریلکس محور، به تبیین روشهایی میپردازم که با حفظ اصول ، کاربردی نیز هستند، و بدینسان "هیپنوتیزم بیدار " متولد شده و پا به منصه ظهور گذاشته است. امیدوارم در سایه لطف و عنایت خداوند متعال و نظرات و راهنمائی های ارزشمند شما بزرگواران بتوانم هر چه بهتر و کاملتر پاسخگوی شما عزیزان باشم . و من الله التوفیق . دکتر محمد جواد حریری

444 دیدگاه ها

  1. فاطمه گفت:

    سلام
    پدر ما حیلی مضطرب و سرکوب گر و بدون اعتماد به نفس و زودجوش و به شدت انتقاد گرا هست و هیچ وقت هیچ تعریفی از ما نکرده
    مادرمون به شدت توسط پدر سرکوب شده و اعتماد به نفس نداره و افسرده هست و کلا درکی از بچه هاش نداره
    مشکل اضلی ما با برادرم هست از بچگی مورد انتقاد شدید پدر بوده و مادر از ابتدا به خاطر مشکلات روحی خودش معتقد بود مه این بچه مریضه!!!
    برادرم از ۱۵ سالگی مشکل پیدا کرده:افسردگی،اعتماد به نفس پایین، وسواس فکری و عملی، و در چند سال اخیر که نسبت به یه عده ی خاص بدبینی پیدا کرده
    چون مادرم همیشه از بدی ها و ظلم هایی که خانواده ی عموم به ما کردن گلایه میکرد الان برادرم نسبت بهشون حساس و بدبین شده و فکر میکنه که اونا میخوان نذارن پیشرفت کنه
    لطفا راهنمایی کنین.
    ممنون

    • سلام فاطمه جان.
      افسردگی،اعتماد به نفس پایین، وسواس فکری و عملی را با هیپنوتیزم میتوانم برایشان درمان کنم اما خودشان باید در جلسه حضور پیدا کنند و با شرح حال دقیق، اوضاع فکری ایشان را بسنجم تا بتوانم پلن درمانی مناسب برایشان طراحی کنم. خودشان با تلفن های دفتر تماس بگیرند و وقت بگیرند. بدبینی هایی که دارند را باید ببینم چگونه است و اگر قابل درمان با هیپنوتیزم بود روی آنها هم کار میکنم.
      پاینده باشید.
      این سوال را در صفحه “هیپنوتیزم بیدار چیست” هم گذاشته اید جواب آنجا را هم ببینید.

  2. زهرا گفت:

    سلام اقای دکتر من به خاطر یک سری اتفاقاتی که در کودکیم افتاد به شدت از خیانت میترسم طوری که متاسفانه تمام افکار و وجودم انرژی منفی شده و از هر چیزی که ترسشو دارم تو زندگیم اتفاق می افته اطرافیانم گفتن باید هیپنوتیزم بشم تا این ترس و وحشت ها از وجودم بره و به شدتم اعتماد به نفسم پایینه اقای دکتر میشه خواهش کنم راهنماییم کنید به خدا حال خوبی ندارم

    • سلام زهرا جان.
      اعتماد به نفس پایین و ترس های نابجا را با هیپنوتیزم میتوانم برایتان درمان کنم اما باید در جلسه حضور پیدا کنید و با شرح حال دقیق، اوضاع فکریتان را بسنجم تا بتوانم پلن درمانی مناسب برایتان طراحی کنم. با تلفن های دفتر تماس بگیرید و وقت بگیرید.
      پاینده باشید.

  3. طاهره گفت:

    سلام می‌خواستم ببینم هیپنوتیزم برای موفقیت در کنکور ایا موثره؟
    ایا میتونه هوش را زیاد کنه
    ایا میتونه حافظه رازیاد کنه
    راستش فایل هایی در نت است که مدعی‌است میتونیم با گوش دادن مکرر به انها در کنکور به انها موفق بشیم به نظر من صرف گوش دادن به این فایل‌ها که حاوی تلقین مثبت هستن نمیشه رتبه تاپ کنکور شد ایا با هیپنوتیزم توسط شما میشه بهضریب هوشی ۱۵۰ و رتبه تاپ کنکور تجربی رسید
    ممنون از پاسخ شما🌷

    • سلام طاهره عزیز.
      سوال اصلی شما تقویت حافظه و موفقیت در کنکور است که در پاسخ به آن باید بگویم که بله من در زمینه موفقیت تحصیلی و تقویت حافظه کار میکنم و موثر هم هست. دو سه سوال هیجانی دیگر (احتمالا ناشی از تبلیغات اغراق آمیز) هم هست که تابع همان خواسته شماست که به عبارت های دیگر بیان کرده اید اما نمیتوان به آنها جواب داد؛ مثل اینکه به ضریب هوشی ۱۵۰ برسم، واقعا چه کسی میتواند اینقدر دقیق بگوید که “بله به ۱۵۰ میرسید” و بعد فرض کنیم شما بعد از درمان بروید جایی تست کنید و بگویند خیر شما ۱۴۹ هستید! و بعد شما اظهار ناراحتی کنید که به ۱۵۰ نرسیده اید و متحیر باشید که آیا این ۱۴۹ برای شما کافی هست یا نه؟!
      اینکه به چه رتبه ای خواهید رسید طبیعی است که بسته به Base نمرات شما و میزان تلاشی که خودتان میکنید هم هست. چه کسی بدون دانستن مهارتهای درسی شما و توانایی های ذهنیتان می تواند تضمین کند شما با هیپنوتیزم و یا هر روش دیگری به رتبه تاپ میرسید بعد شما احیانا تلاشی نکنید و بعد هم که به آن رتبه نرسیدید بپرسید پس چه شد که نرسیدم. و یا اینکه اصلا رتبه تاپ برای شما چه رتبه ای هست؟
      مثلا دانش آموزی داشتم که از معدل ۱۳ به ۱۷ رسید خب این ۱۷ برای او بسیار رویایی و غیر قابل انتظار بود؛ یک دانشجوی مهندسی مکاینک بود که مشروط شده بود و توانست سرآمد سایر همکلاسیهایش در مکانیک سیالات و در ریاضی بشود و سایر دروسش هم ارتقا پیدا کرد و معدلش به نحو چشمگیری افزایش یافت.
      در هر صورت بله تشریف بیاورید من با هیپنوتیزم برای موفقیت تحصیلی شما کار میکنم.
      موفق باشید.

  4. nafas گفت:

    سلام اقای دکتر خسته نباشید من ۶سالی هست دچار مشکلی هستم خیلی ها میگن ممکنه جن باشه و خیلی ها میگن دچار بختک میشم سراغ خیلی روانشناسو روانپزشک ها رفتم اما بی فایده بود میخواستم بدونم با هیپنوتیزم برطرف میشه؟؟ چند جلسه طول میکشه؟؟

    • دكتر محمد جواد حریری گفت:

      سلام نفس عزیز!
      توضیحات شما خیلی ناقص است و نمیشود اظهار نظر کرد. لطفا در روزهای غیر تعطیل از ساعت ۱۱ صبح ببعد با تلفنهای مطب تماس بگیرید تا راهنمایی بشوید.
      موفق باشید.

  5. ناصر گفت:

    سلام دکتر چه مدت طول می کشه تا اکنت زبان خوب بشه و از چه تلقین هایی استفاه کنیم

    • سلام ناصر عزیز
      در لکنت زبان که یک اختلال هست و نه بیماری عواملی از جمله اضطراب ، ترس، گاها افسردگی، اعتماد به نفس و عزت نفس، اتوریته ها، نحوه گویش و عادتها نقش دارد و با هیپنوتیزم درمانی با تکنیکهایی که بکار میبرم تا حدود ۸۰ درصد در روانی صحبت کردن فرد نقش بسزایی دارد. تلقینات برای هر فرد با توجه به شرح حالی که در جلسه اول گرفته می شود متفاوت است. لکنت زبان از مهم ترین و متداولترین اختلالات تکلمی است که معمولاً در دوران خردسالی و از سنین ۲ تا ۴ سالگی آغاز می شود و به این دلیل پدیده ای خاص دوران کودکی است. در سنین ۶ تا ۷ سالگی نیز که مصادف با زمان آغاز مدرسه است به لحاظ ویژگی های عاطفی و سازگاری اجتماعی خاص این دوره موقعیت مناسبی است برای بروز لکنت زبان در میان کودکانی که بیشتر مستعد چنین اختلالی هستند. گاهی از موارد در دوران بلوغ نیز افرادی که قبلا به نحوی لکنت زبان داشته اند دچار لکنت زبان می شوند. تا به امروز درمانهای گوناگونی از جمله هیپنوتیزم درمانی ( هیپنوتراپی ) برای لکنت ارئه شده است و برخی از روش ها تا حد زیادی این اختلال را بهبود بخشیده اند . گفتار درمانی برای کودکان می تواند مانع از تبدیل لکنت به یک معضل شود. بنابراین توصیه می شود چه کودکانی که تازه علائم لکنت در آنها پدیدار شده و چه بزرگسالانی که مبتلا به لکنت می باشند حتما تحت درمانهای مناسب گفتار قرار گیرند .
      به طور معمول میزان لکنت بستگی به سطح اضطراب دارد.سخنرانی و ارائه برای گروه زیادی ازافراد با وجود اینکه ممکن است یک سویه باشد، معمولا ترس زیادی را به همراه دارد و این موقعیتی است که بیشتر افراد لکنت می کنند. مورد مشابهه دیگر،پاسخ دادن به تلفن است و معمولا افراد بعلت محدودیت و فشار زمانی در جریان تماس تلفنی دچار ترس می شوند.
      بنابراین دوباره فکر کردن به حالت هایی که در مواقع استرس دچار آنها می شویم مانند تپش قلب می تواند در غلبه بر ترس به هنگام ارائه یک سخنرانی کمک کند و باعث می شود که در ارائه‎های بعدی به لحاظ ذهنی و جسمی شرایط بهتری داشته باشیم.
      اگر پرسشی در این زمینه دارید،از تماس با ما ۰۲۱۴۴۲۹۵۵۹۶ دریغ نکنید.
      لکنت متغییر است و تعدادی از موقعیت ها وجود دارند که هر فردی که آن ها را تجربه کند روانی گفتارش افزایش می یابد.

  6. ژاله گفت:

    سلام اقای دکتر پزشک عمومی هستمو ۴ ماهه که به ام اس مبتلا شدم زندگیم که بهم ریخته بماند ولی یک سری خاطرت دوران دانشجویی مثل خوره افتاده به جونم که با یاداوریشون هربار گریه میکنم دلم میخواد این خاطرات از ذهن من حذف بشن امکانش وجود داره؟

    • سلام ژاله عزیز همکار گرامی
      ابتدا برایتان آرزوی سلامتی دارم . بله با هیپنوتیزم میتوان آزار خاطرات را از بین برد و زندگی راحتتری را به فرد هدیه کرد. تعداد جلسات درمان من برای این موضوع ۵ تا ۶ جلسه هست. انشاالله در خدمت شما خواه بود. موفق و سرافراز باشید.

  7. معصومه گفت:

    سلام و وقت بخیر
    آقای دکتر مشکل اصلی رو نمیدونم و سردرگمم،تا جاییکه یادمه از سوم ابتدایی وابسته ام گاهی به معلمم گاهی به دوستم گاهی به همکلاسی و…همیشه ترس داشتم ترس از دست دادن عزیزانم،به جایی رسیدم ک شب و روز آرامش ندارم،نمیدونم ریشه ى مشکلم چی و کجاست
    چکار باید بکنم
    چندبار هم دست به خودکشی زدم،شاید برای جلب توجه اما هیچوقت دوست نداشتم خودم رو از بین ببرم،شوق زندگی کردن تو وجودم هست اما اضطرابم به حدی رسیده ک خسته شدم،انگار دنبال یه گمشده ام…

    • سلام معصومه خانم
      درمان وابستگی ها و افسردگی با هیپنوتیزم خیلی خوب و موثر واقع می شود و با هیپنوتیزم درمانی با تکنیکهای هیپنوتیزمی همراه با مشاوره های پزشکی حدود ۱۰ تا ۱۲ جلسه انجام می شود. بهتر است با این درمان لذت زندگی خوب را تجربه کنید. موفق و سربلند باشید.

  8. دختر گفت:

    سلام
    من میخوام به یه پسری کمک کنم که مازوخیسم خیلی شدید داره،دیوونه وار عاشق شکنجه ست،عاشق تحقیر شدن توسط جنس مخالف،و هرکاری رو که یه پارتنر سلطه گر ازش بخواد انجام میده،از بچگی این حس رو داشته و الان ۲۸ سالشه،خیلی تو زندگی اجتماعیش موفقه و دانشمند بزرگیه میخواستم بدونم هیپنوتیزم درمانی جواب میده؟ با توجه به اینکه هم خیلی حسش شدیده و هم خیلی بلند مدته که این حس رو داره

  9. Mlk گفت:

    سلام
    من میخوام به یه پسری کمک کنم که مازوخیسم خیلی شدید داره،دیوونه وار عاشق شکنجه ست،عاشق تحقیر شدن توسط جنس مخالف،و هرکاری رو که یه پارتنر سلطه گر ازش بخواد انجام میده،از بچگی این حس رو داشته و الان ۲۸ سالشه،خیلی تو زندگی اجتماعیش موفقه و دانشمند بزرگیهمیخواستم بدونم هیپنوتیزم درمانی جواب میده؟ با توجه به اینکه هم خیلی حسش شدیده و هم خیلی بلند مدته که این حس رو داره
    با تشکر

  10. میاب گفت:

    سلام جناب دکتر وقت شما بخیر
    منوهمسرم حدود۲سال پیش باهم اشنا شدیمو شروع فوق العاده خوب رو تجربه کردیم همه چیز عالی بود تا براثر یه حس بی اعتمادی که احساس کرد من بهش بی اعتمادم، حال خوب همسرم جای خورش رو به یه پسر ناراحت و گاهی پرخاشگر داد جوری که هیچوقت نبود، من واقعا بهش علاقه دارم و میخوام کمکش کنم اما راهش رو بلد نیستم، لطفا راهکاری بفرمائید که قبول کنه بیارمش پیش شما و دوباره همون پسر شاد بشه

  11. میاب گفت:

    سلام جناب دکتر وقت شما بخیر
    منوهمسرم حدود۲سال پیش باهم اشنا شدیمو شروع فوق العاده خوب رو تجربه کردیم همه چیز عالی بود تا براثر یه حس بی اعتمادی که احساس کرد من بهش بی اعتمادم، حال خوب همسرم جای خورش رو به یه پسر ناراحت و گاهی پرخاشگر داد جوری که هیچوقت نبود، من واقعا بهش علاقه دارم و میخوام کمکش کنم اما راهش رو بلد نیستم، لطفا راهکاری بفرمائید که قبول کنه بیارمش پیش شما و دوباره همون پسر شاد بشه

    • سلام میاب عزیز

      اعتماد سهم مهمی را در بسیاری از فرایندهای زندگی نظیر انجام مذاکرات و نظارت مستمر بر عملکرد ها دارد و تلاش درجهت افزایش آن می‌تواند بسیاری از هزینه‌های مربوط به فعالیت‌های ذکر شده را کاهش و علاوه بر آن بهره وری را افزایش دهد. از این رو، اعتمادسازی در بین افراد یک خانواده را می‌توان یکی از مهمترین وظایف آن خانواده دانست. عوامل متعددی در ایجاد احساس بی اعتمادی موثر است . هرچند زندگی با یک فرد بی اعتماد به نظر مشکل می رسد، اما اگر یک همسر بی اعتماد دارید توصیه های زیر می تواند به داشتن رابطه ای با تنش کمتر با همسرتان کمک کند:

      توقعات غیرواقعی نداشته باشید
      درصورتی که بی اعتمادی و بدرفتاری همسرتان تحت تأثیر دوران کودکی اوست، نباید انتظار این را داشته باشید که این مشکل به سرعت رفع شود. گاهی این طور به نظر می رسد که تلاش شما به منظور ایجاد اعتماد و خوش بینی، نه تنها ثمری ندارد، بلکه موجب افزایش خصومت او نسبت به شما شده و شما را بیش ازپیش نسبت به بهبودی شرایط مأیوس می کند. اگر قادر به پذیرش همسر بی اعتماد خود هستید و همزمان امید به درمان دارید، شرایط بهتری برای تحمل بدرفتاری های ناشی از بی اعتمادی خواهید داشت.
      صبورانه اعتمادش را جلب کنید
      برقراری رابطه با چنین فردی و جلب اعتماد او مستلزم عملکرد سنجیده و شکیبایی بسیار است. بنابراین به تدریج و بدون هیچ گونه فشار و یا اجباری وارد رابطه با او شوید و اجازه دهید که او اندک اندک به شما اعتماد کند. به یاد داشته باشید که به همسر خود در مورد اعتماد فرصت لازم را بدهید و اصرار زودهنگام دراین باره نداشته باشید. برای مثال نگویید:«چرا تو نمی توانی به من اعتماد کنی؟» اگر چنین کنید فرضیه­ ی همسرتان مبنی بر این­که شما فردی انتقادگر هستید، به اثبات خواهد رسید و درنتیجه با شما مقابله خواهد کرد.

      اگرچه سخت است اما از او خشمگین نشوید طبیعی است که شما در برابر بدبینی، اتهامات، سرزنش ها و بدرفتاری های او با خشم و ناراحتی از خود واکنش نشان می دهید. اما مشکل این­جاست که این فرد از آن جایی که به شما بی اعتماد است، دقیقاً انتظار همین رفتار را از سوی شما دارد.

      لجبازی نکنید
      لجبازی کردن شاید روشی برای تخلیه­ ی هیجان های منفی نسبت به همسر بدرفتار و بی اعتماد باشد؛ اما پژوهش ها نشان داده است که لجبازی و اصرار بر تکرار رفتار نمی تواند چنین مشکلی را حل کند. رفتارهای تلافی جویانه شما سبب می شود که یک بار دیگر همسرتان به این نتیجه برسد که مثل همه­ ی افراد دیگر، به شما نیز نمی تواند اعتماد کند. بنابراین از چنین واکنش هایی خودداری کنید. فکر این­که یک فرد بی اعتماد، مانند کودکی زخمی و هراسان است، می تواند شما را در کنترل خشمتان نسبت به او یاری کند.

      همسرتان را مقصر ندانید
      به او نشان دهید که او در گذشته مستحق بدرفتاری و سوءاستفاده شدن نبوده است. افرادی که درگذشته با همسرتان بدرفتاری کرده اند، به احتمال زیاد او را مستحق این بدرفتاری ها و بی اعتمادی ها می دانسته اند. رسیدن به این نتیجه که بدرفتاری درگذشته به خاطر بد بودن او رخ نداده است؛ می تواند به عزت نفس بیشتر او کمک کند.

      رفتارهای شک برانگیز نکنید
      آن­چه می تواند بی اعتمادی همسرتان را بیشتر کند، رفتار مبهم، شک برانگیز و یا غیر صادقانه شماست. برای مثال اگر به دلایل مختلف که برای خودتان موجه است ترجیح بدهید تماس های تلفنی اعضای خانواده، دوستان و یا همکارانتان را در حضور همسر پاسخ ندهید؛ بدون این­که برای او توضیح دهید که این کار را از روی عادت و یا به خاطر خجالت انجام می دهید؛ می توانید زمینه ­ی ایجاد شک و بی اعتمادی را در همسرتان فراهم کنید.

      از یک روان درمانگر کمک بگیرید
      اگر بی اعتمادی و بدرفتاری همسرتان شدید است، به ویژه اگر تجارب بدرفتاری درگذشته آسیب جدی به او زده است، از شما نمی خواهیم که به تنهایی با آن روبه ­رو شوید. در صورت امکان بدون این­که همسرتان را متهم به بدبینی کنید و یا او را مقصر بدانید، از درمانگری صاحب صلاحیت برای تغییر این ویژگی کمک بگیرید.

  12. دریاباری گفت:

    باعرض احترام و خداقوت محضر شما پزشک بزرگوار
    من دختر ۱۳ ساله ای با قد ۱۶۲ و وزن ۹۲ دارم که از چاقی خود رنج میبرد از شم تقاضا دارم که بنده رو راهنمایی بفرمایید که آیا بوسیله ی هیپنوتیزم می توان به درمان چاقی پرداخت؟

    • سلام خانم / آقای دریا باری
      اگر چاقی دختر خانم شما ناشی از خوردنهای اضطرابی و یا احساسی باشد بله با روش هیپنوتیزم قابل انجام است . لازم بذکر است در برخی افراد افسردگی میتواند ایجاد چاقی نماید که درمان افسردگی میتواند موثر واقع گردد. در جلسه اول شرح حال تخصصی که از مراجعه کننده گرفته می شود برای همین منظور است تا با بررسی دقیق اقدام لازمه صورت بگیرد. لطفا با مطب با شماره ۴۴۲۹۵۵۹۶ تماس بگیرید. موفق و سلامت باشید.

  13. مجتبی گفت:

    سلام
    آقای دکتر من به شدت دچار افسردگی شدم طوری که حوصله هیچ کسی حتی خانوادم رو ندارم گوشه گیر شدم . علاقم نسبت به انسان ها خیلی کم شده . طوری که با یک اشتباه کوچک طرف مقابلم ازش متنفر میشم .
    پرخاشگر شدم . ناامید از زندگی از هدفهام از علایقم .امید به زندگی و آینده ندارم .
    مشکل دیگری هم دارم نمیدانم مربوط به افسردگی هست یا نه اینکه اعتماد به نفسمو از دست دادم . استرس شدید دارم . دایما مضطربم . در داخل یک جمع نمیتوانم صحبت کنم بدنم مخصوصا سرم و دستهام به لرزش میفته . کند ذهن شدم چیزا یادم نمیمونه .
    به بن بست رسیدم طوری که از خانوادمم هم بدم میاد می خوام ازشون جدا شم برم جایی خیلی دور و تنهای تنها باشم .
    چیکار کنم ؟

    • سلام مجتبی عزیز
      افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات بهداشت روان است. بنابر اعلام سازمان جهانی بهداشتی در سال ۲۰۰۲ افسردگی از نظر باری که به جامعه تحمیل می کند، چهارمین رتبه را در بین بیماری ها داراست و شایع ترین علت ناتوانی محسوب می شود.
      عوامل تغذیه ای نقش مهمی در بروز افسردگی دارند. از طرف دیگر، کسانی که دچارافسردگی هستند غالباً تغذیه نامناسبی دارند. هنگامی که فردی دچار افسردگی باشد سطح انرژی در او کمتر از حد معمول است و اشتیاق و اشتها برای بسیاری از چیزها از جمله غذا در او از بین می رود و در نتیجه تغذیه فرد دچار اختلال می شود.
      مصرف بیشتر سبزی، میوه، مغزها، حبوبات و غلات کامل (سبوس دار) ، روغن زیتون، دانه های خوراکی، ماهی و لبنیات کم چرب در مقایسه با مصرف گوشت قرمز پرچرب، لبنیات پرچرب، کره و روغن های حیوانی، الگوی غذایی مناسب تری برای پیشگیری و درمان افسردگی هستند.

      پیروی از یک رژیم غذایی سالم، متنوع و متعادل، دریافت مواد مغذی به اندازه کافی و داشتن وزن مناسب در پیشگیری و درمان افسردگی مؤثر است. پیروی از هرم غذایی، راهنمای مناسبی برای انتخاب غذاهای سالم و متنوع است.

      بله بیماری افسردگی با هیپنوتراپی یا هیپنوتیزم درمانی قابل بهبودی است و با تکنیکهائی که بکار می برم حدود ۹ تا ۱۱ جلسه درمان صورت می گیرد . تعداد دقیق جلسات پس از گرفتن شرح حال کامل از بیمار تعیین میگردد . ضمن اینکه در کتاب کاپلان سادوک که تنها کتاب مرجع روانپزشکی و روانشناسان در سراسر دنیا است ذکر گردیده که هیپنوتیزم بی ضرر و مفیدو موثر است . همواره موفق و سلامت باشید.

  14. معصومه گفت:

    سلام آقای دکتر، برادرم ۴۴ سال دارد و نزدیک ۲۰ سال هست که پزشکان تشخیص ms داده‌اند الان نمیتواند راه برود ولی کاملا سالم است، آیا با روشهای شما قابل درمان هست؟ ممنونم

    • سلام معصومه خانم
      ام.اس نوعی بیماری التهابی مزمن، ناتوان کننده و اغلب پیشرونده در سیستم اعصاب مرکزی است که منجر به از بین رفتن پوشش میلین تارهای عصبی می شود و به تدریج می تواند باعث اختلال در انتقال پیام های عصبی بین مغز و سایر قسمت های بدن شود. نهایتاً چنین شرایطی منجر به تحلیل غیرقابل برگشت اعصاب می گردند.

      طیف گسترده ای از علائم ام.اس وجود دارند که بستگی به شدت آسیب و نوع عصب آسیب دیده دارد. بیماران مبتلا به موارد شدید ام.اس، توانایی راه رفتن و تکلم را از دست می دهند. تشخیص زودهنگام ام.اس مشکل است چراکه دارای دوره های فعال و غیر فعال است، گاهی اوقات علائم برای مدت چندین ماه از بین می روند .

      اگرچه احتمال ابتلا به این بیماری در هر سنی وجود دارد ولیکن اوج آن در سنین ۲۰تا۴۰ سال است و در زنان بیشتر از مردان دیده می شود. درمان ام اس با هیپنوتیزم ثابت نشده است . هیپنوتیزم از چه طریقی به یک بیمار ام اس کمک میکنه ؟ بیماری ام اس دوره‌هایی از سکون و توقف دارد ، اگر استرسهایی و فشارهای عصبی و اضطراب ایجاد شود فعال و شعله ور میشود. هیپنوتیزم میتواند با تکنیکهایی از طریق شناخت درمانی و رفتاردرمانی ، مانع تاثیر بد عوامل استرس زا بر فرد شود و بالطبع مانع پیشرفت بیماری علیرغم وجود استرس‌های خارجی و ناراحتی های روزمره میگردد. سلامت و موفق باشید.

  15. بهنام گفت:

    سلام ایا امکان داره اعتیاد به یک دارو را در ذهن بیمار به یک موضوع تمام شده تبدیل کنید
    ایا میشود کاری کرد که فکر کند در گذشته مصرف را قطع کرده
    اگر نمیشود میتوان کاری کرد که از اعتیاد به دارو متنفر شود و با درد کم روحی و جسمی دیگر اعتیاد و دارو را فراموش کند
    در کل اگر بنده را راهنمایی کنید گره بزرگی از زندگیم باز کردید
    پزشک گرامی مشکل بنده بیشتر از اینکه جسمی باشه فکریه فکرم بیمار شده و برای هرچیز نیازمند محرک داروویی شده
    در اخر سپاسگزارم

  16. مریم یوسف زاده گفت:

    سلام آقای دکتر
    من یه برگ کاغذ فوق العاده مهم رو فراموش کردم کجا گذاشتم
    میشه با هیپنوتیزم در یک جلسه پیدا شه؟ (خیلی فوری و ضروری)

  17. نیاز گفت:

    سلام وقتتون بخیر، من حدود ۱۵سال در رابطه با شخصی بودم و الان جدا شدم. به شدت افکار منفی دارم و افسرده ام و هنوز شدیدا وابسته ام. آیا با هیپنوتیزم درمانی میشه وابستگی را از بین برد؟ چند جلسه لازمه؟ و هزینه هر جلسه حدودا چقدره؟ ممنونم.

    • سلام نیاز عزیز
      افسردگیها و وابستگی های عاطفی با درمانهای هیپنوتیزمی میتواند موثر باشد و در بهبودی فرد نقش بسزایی دارد. درمان هیپنوتراپی من برای این مشکل حدود ۱۰ تا ۱۲ جلسه است و فاصله بین جلسات به استثنای جلسات اول که میتواند نزدیک بهم باشد بین ۵ تا ۱۵ روز است. جهت هماهنگی و گرفتن نوبت درمان با مطب به شماره ۴۴۲۹۵۵۹۶ تماس بگیرید. موفق و موید باشید.

  18. آوا گفت:

    سلام. من ۵سالی هست که به یکی از دوستانم آنقدر وابسته شدید شدم که برای من عین عضو خانوادم شده . و مدام بهش فکر میکنم و برای دغدغه فکری بزرگی شده. حتی ازینکه با هر کی جز من رفت و آمد داره یا صمیمی هست یا حتی حرف میزنه حالم به شدت بد میشه. با هیپنوتیزم این مشکل قابل درمان هست؟؟؟ و چه قدر طول میکشه؟

    • سلام آوا جان
      بله با هیپنوتیزم وابستگی درمان می شود و با تکنیکهای هیپنوتیزمی و همچنین مشاوره های پزشکی که در طول درمان انجام می شود نیاز به ۶ جلسه است. طول درمان بستگی به گرفتن وقت ویزیت شما دارد. معمولا در جلسات اولیه میتوانید با فاصله کمتری نوبت ویزیت بگیرید و در جلسات بعدی فاصله جلسات بین ۵ تا ۱۵ روز است. جهت اطلاعات بیشتر درمان میتوانید با شماره مطب ۰۲۱۴۴۲۹۵۵۹۷ تماس بگیرید. موفق و سلامت باشید.

  19. گلاب گفت:

    سلام. این درمان برای ترک اعتیاد هم موثر است؟

  20. ژينا گفت:

    سلام آیا امکان فراموش کردن قسمت بزرگی از خاطرات کودکی با هیپنوتیزم امکان داره؟جوری که انگار واقعا فراموشی بگیرم؟

  21. آذر گفت:

    سلام آذر هستم مدت نوزده سال پیش با تبلیغات زیادی که بود برای پاره ای از مشکلاتم پیش …….. رفتم و از بار دوم دردهای وحشتناکی به سراغم امد واز اون موقع نتونستم راحت مثل همه مردم زندگی کنم و هنوز هم درد های وحشتناکی سراغم میاد مدام قرص اعصاب میخورم

  22. رضا گفت:

    سلام خسته نباشید اقای دکتر
    من ۱۶ سالمه و اوایل یعنی حدود ۴ سال پیش وسواس عملی داشتم ک کم کم رشد کرد
    خیلی عذابم میداد و من بیشتر چیزارو ب خانوادم میگفتم
    از دو سال پیش افسردگی هم اضافه شد ولی باز میشد تحمل کرد ولی الان وسواس فکری گرفتم ک خیلی خیلی عذابم میده حدودا یه سال ک اینجوری شدم همش فکر میکنم الان یه مشکلی پیش میاد تا یه نفر کنارم میشینه حس میکنم الان میکشمش و توهین به مقدسات میاد تو ذهنم و یه مشکلاتی ک نمیدونم خودم مقصرشم یا وسواس و اینا واقعا زندگی و سخت کردن
    این مریضی ها قابل درمانه؟

  23. نیما گفت:

    سلام جناب دکتر.وقتتون بخیر.امیدوارم حالتون خوب باشه
    ببخشید بابت مزاحمتی که براتون ایجاد کردم.
    من توی وبسایتتون داشتم مطالب و نظرات رو میخوندم که شماره تون رو دیدم و خواستم ازتون راهنمایی بگیرم..
    من یه دانشجو ۲۱ ساله ام و قبل از این داستان بسیار شوخ و فعال بودم و در هنر و موسیقی هم سر رشته دارم…
    حقیقتش من تقریبا بیشتر از سه هفته س که یه موضوعی داره اذیتم میکنه..
    تقریبا چند ماه پیش یکی از دوستانم داستان یه فیلم هالیوودی رو برام تعریف کرد که فیلم مربوط به دنیای میانی میشه..
    یعنی دنیای برزخ..
    و یه سری مطالب دیگه..
    من اون شب یه کم شک کردم به اینکه نکنه همه چی خواب باشه؟!
    به هر حال همون شب باهاش کنار اومدم و فهمیدم که دارم اشتباه فکر میکنم..
    بعد از دو سه ماه تقریبا هفته اول اردیبهشت راجع به انرژی و روح و چشم زخم و اینجور چیزا یکی صحبت کرد و اینکه همه چی ذهن انسان است..
    و میگفت امکانش هست که موجودات فضایی مارو ساخته باشن و ما ابزار باشیم..
    ولی من مطمئن بودم که داره اشتباه میکنه..
    چون هرکسی جسم مارو بسازه،روح رو نمیتونه…
    و روح رو فقط خدای خالق میتونه در ما بدمه..
    در ضمن اون روز هم ازش پرسیدم اگه موجودات فضایی ما رو ساخته باشن،پس اونا رو کی ساخته؟؟
    مطمئنا تمام هستی یک منشا داره و اون خداس..
    گذشت و بعد از یکی دو روز احساس کردم دقیقا یه صحنه ای رو قبلا هم دیدم..(البته اونروز خیلی خسته بودم)
    از اون روز ماجرا شروع شد..
    احساس میکردم ممکنه همه چی خواب باشه و به همه چی شک کردم..
    حتی آدما..
    احساس میکردم همه چی عجیب و پیچیده س..
    و همه چیز در دنیا به هم مرتبط هست..
    بعضی اوقات احساس میکردم کنترل چشمم رو ندارم و استرس در حدی بود که دست و پاهام شل میشدن و اشتهام رو کاملا از دست داده بودم واز درس افتادم…
    بعد از دوهفته با صحبت کردن با خانواده احساس کردم دارم بهتر میشم و سعی کردم بهش فکر نکنم..
    حدود شش روز خوب بودم و سعی میکردم سرگرم کنم خودم رو و تنها نباشم..
    با این حال بعد ۶ روز دوباره اون حالات برگشت اما با شدت کمتر..
    در حدی که اشتها دارم و استرسم کم تر شده..
    ولی ترس این رو دارم که تا آخر عمر ممکنه خوب نشم..تو این حالت ترس عجیبی میگیرم…خیلی بده
    این اذیتم میکنه..
    میدونم همه چی واقعیه و دیگران هم مثل من زندگی میکنن ولی یه حسی اذیتم میکنه..
    خیلی هم حساس و ترسو شدم..
    البته من یکی دوبار سابقه مصرف ماری جوانا رو هم دارم..
    در حدی که وقتی می کشیدم همه چی مثل خواب بود و رنگ ها انگار یه جوری بودن..
    یه بارهم کارم به بیمارستان کشیده شد
    پار سال همین موقع ها هم یه جوری شده بودم..
    انگار درک درستی از رنگ ها نداشتم ولی انقد زیاد نبود و بعد یکی دوماه خوب شد و من باشگاه رفتم و خیلی عادی زندگی میکردم..
    البته نشانه های یه سری وسواس از بچه گی داشتم..
    مثل صاف کردن پول ها و یک رو بودن کل پول ها و یه سری چیزای دیگه..
    یا مثلا درباره سلامتیم خیلییی حساسم..
    ولی این دفعه واقعا نوبره‌.
    من آدم بلند پرواز و با انگیزه ای هستم و در بدترین شرایط به اهدافم فکر میکنم و میخوام بهشون برسم..
    میدونم که خوب میشم ولی یه ترسی دارم که فکر میکنم نکنه همینجوری بمونم..
    بعد از خدا امیدم شمایید..
    لطفا کمکم کنید..
    میخوام مثل قبل زندگی کنم..
    من توی زندگیم سختی کشیدم تا به یه نتیجه ی خوب و یه زندگی ایده آل برسم..
    نمیخوام همینجوری بمونم
    خوب میشم؟؟

  24. نیما گفت:

    سلام جناب دکتر حریری وقتتون بخیر…
    من یه پسر ۲۱ ساله ام و دانشجو..آدم فعال و شوخ، و در موسیقی و هنر سر رشته دارم
    سه چهار هفته س که درگیر یه سری مسائل هستم..اینطوریه که یکی بهم درباره ی یه فیلم گفت که ممکنه ما توی دنیای میانی باشیم و همه چی غیر واقعی باشه..
    البته من یکی دو بار سابقه مصرف ماری جوانا رو دارم و بعد از مصرف حالت ترس میگرفتم و احساس میکردم دارم همه چی رو خواب میبینم و کارم به بیمارستان کشید ولی خوب شده بودم..گذشت و گذشت تا سه چهار هفته پیش توی دانشگاه احساس کردم یه صحنه ای رو قبلا دیدم و اون آغاز این ماجرا شد…یه سری سوالات درباره ی خلقت و خدا و اینجور چیزا ذهنم رو درگیر کرد..اوایل که این فکر میومد سراغم خیلی میترسیدم و دست و پاهام میلرزید..بعد از دوهفته به واسطه ی صحبت با پدر و مادرم یه خورده بهتر شدم..یه خورده درباره ی تلقین و قدرت و اراده ی انسان به یقین رسیدم ولی بازم فکرم درگیره..ترسم خیلی کم شده ولی بازم بعضی وقتا حالت عصبی و ترس میگیرم..میدونم همه چی واقعیه و همه واقعی ان ولی بازم هی یه فکر بهم میگه نکنه..نکنه..نکنه..
    بعضی وقتا به خودم میگم نکنه ادامه دار باشه و خوب نشم…این باعث ترس میشه..
    دوست دارم بشم اون آدم سابق و راهم رو ادامه بدم..میخوام به اهدافم برسم..
    توی یکی از کامنت ها یکی بود که دقیقا حال منو داشت..
    میخوام ببینم خوب میشم؟؟؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.