اعتبار علمی هیپنوتیزم - دکتر حریری در دومین کنگره بین المللی هیپنوتیزم
دکترحریری
2013-01-01
هیپنوتیزم چیست ؟
2013-01-02
Show all

تاریخچه هیپنوتیزم

 تاریخچه هیپنوتیزم :

 تاریخ نانوشته هیپنوتیزم در عمق قرون و اعصار گذشته ریشه دارد . زمانی که هنوز هیپنوتیزم را نمی شناختند و مکانیسم تاثیر گذاری آنرا نمی دانستند و اسمی هم برایش نداشتند و لذا تاثیرات آنرا ، تاثیرات جادوئی و یا مقدس میدانستند و یا تاثیراتی عادی می پنداشتند . رقصهای آئینی و درمانی قبیله های آفریقائی ، درمانهای جادوئی جادوگران قبیله ، نوای مهیب و مهیج طبلهای جنگی تحریک کننده سربازان و قشون ، زار درمانی در جنوب ایران و درمانهای مشابه در سایر فرهنگها، ذکرها و مانتراها، سنگ درمانی، کارهای مرتاضان و جوکی ها ، رجز خوانی ها و خطابه های پر شور سران و سرداران،  تاثیر همگی اینها جزو افتخارات قدرت تلقینات کلامی و غیر کلامی است .

تاریخچه هیپنوتیزم

حدود 230 سال پیش که باز هم هنوز هیپنوتیزم را نمی شناختند پزشک مشهور، خوشنام و دانشمندی بنام “آنتوان مسمر” در فرانسه از مغناطیس طبیعی یعنی آهنربا خواصی مشاهده کرد .

آنروزها آهنربا بتازگی کشف شده بود و جذابیت داشت. علوم هم گسترده نبودند و دانشمندان هر چیزی را که میدیدند با دانسته های خود مرتبط میکردند و سعی در توجیه  چرایی آنها داشتند مثل قبل ترها که حوادثی که می دیدند به دانش نجوم مربوط می کردند  یا اگر کسی بیمار می شد به حلول روح ناشناخته در بدن وی نسبت میدادند. بهر حال جذابیت آهنربا در بین مردم و توجه آنها به آن و فراموش کردن آلام و امراضشان در حین این توجه، ” دکترآنتوان مسمر” را به این فکر انداخت که این بهبودی موقتی در ارتباط با آهن ربا و احتمالاٌ به علت لمس و نگهداری آن است. نظر خود را خواست آزمایش کند. تاریخ ذکر نکرده است که آیا “مسمر” این عقیده خود را در ابتدا چگونه بیان کرد که برخی باور کردند واقعاٌ آهن ربا میتواند در شفا بخشی موثر شود و چگونه شد که او خود هم باور کرد بطوریکه برای تائید نظریه خود مصمم شد دست به آزمایش بزند:

او بشکه بزرگی ساخت مانند حوض، آنرا پر از آب کرد، قطعات آهنربا را در آن انداخت، بیماران مشتاق ( هیپنوز شده – تلقین شده – باوردارانی که انتظار داشتند با این وسیله توسط پزشک مشهور و خوشنام و معتبر شهر خوب شوند ) را دور آن جمع کرد و میله هایی دست آنها داد که درون آب مغناطیس دار وارد کنند تا انرژی بگیرند که خوب شوند….. و خوب شدند! راضی و شادان بیرون آمدند و بقیه را هم ترغیب کردند و خود نیز مشتاقانه دوباره و چند باره بدور آن بشکه حوض مانند جمع شدند و خوب و خوبتر شدند !

برای “مسمر” و مردم یقین شد که تئوری مغناطیس صحیح است و این علم، مانیه تیزم نام گرفت که مشتق از کلمه مگنت و مگنتیزم است. حسودان و پزشکان منجمد آن دوران را به حال خود بگذاریم و نگوئیم که در قبال شهرت روز افزون مسمرچه کارشکنی ها و حسادتهایی که نکردند و چه افتراهایی که نزدند و چه بدگوئیهایی که نکردند.

مدتی “مسمر” به این شکل کار کرد ومردم را  درمان کرد، بتدریج دید واقعاٌ آن آب و آن آهن ربا و آن حوض و تشکیلات نیست که شفا می دهد، خودش به تنهایی که با بیمار مواجه می شود خودبخود خوب می شود! بنابراین فهمید که این وسایل نیستند که شفا بخش هستند و این اثر مغناطیس بیرون و مغناطیس طبیعی نیست که مردم را شفا می دهد و درمان میکند، و اینطور استنباط کرد که این مغناطیس بدن خود اوست که درمان میکند. بدین مناسبت او نظریه مانیه تیزم خود را اصلاح کرد و نظریه مغناطیس حیوانی را ارائه داد . البته یقیناٌ منظورش از بکار بردن کلمه حیوان، گفتن ناسزا نبوده است چون میگفت مغناطیس از بدن من به بدن افراد دیگر وارد می شود و هر کسی مغناطیسی دارد که امکان دارد آن مغناطیس معیوب و بیمار شده باشد، و آن مغناطیس که بیمار شده باعث بیماری او شده است، مغناطیس بدن من او را درمان میکند .

در واقع سالها بعد بود که نقش روانی آتوریتۀ پزشک در درمان بیماران، شامل معروفیت، محبوبیت، شهرت، حاذق و آگاه بودن تدوین و بیان شد. اما آن سالها او آنرا به مغناطیس بدن خودش نسبت داد. بهر حال باز هم تعداد زیادی درمان شدند و محبوبیت او به حدی رسید که حسادت و بدگوئی ها را به حد انفجار کشاند و “مسمر” بالاجبار، خودخواسته، به کشوری دیگر مسافرت کرد وسالهای طولانی ساکت و ناشناس باقی ماند.

بتدریج پزشکان دیگری کار “مسمر” را دنبال کردند تا اینکه پزشکی بنام “جیمز برید” که چشم پزشک بود بطور اتفاقی چیزی کشف کرد.

من یقین دارم او با مانیه تیزم و مانیه تیزم حیوانی و روش معالجات “مسمر” آشنائی داشته است که این حالت را تشخیص داده است. جریان به این شکل بود که روزی درحین معاینه بیماری بود، احتمالاٌ چشم پزشکان آن زمان هم از بیماران می خواستند چشم خود را کاملاٌ باز کنند و آنرا بی حرکت نگهدارند تا راحتتر معاینه کنند. چراغ معاینه مخصوص چشم پزشکی هم روشن بود و آن بیمار حرف شنو به آن خیره بود. کاری فوری برای دکتر “جیمزبرید”  پیش می آید و از اتاق بیرون می رود، آن بیمار هم طبق دستور مدتها به آن چراغ خیره ماند. وقتی دکتر “جیمز برید” برگشت بیمار را در وضعیتی دید که بیماران “مسمر” برایش تداعی شد و فهمید او هم همان حالات تمرکز فکر شبیه بیماران “مسمر” را پیدا کرده است و فکرش کاملاٌ روی چراغ متمرکز است و به صداهای دیگر جواب نمی دهد.

این آزمایش را روی بیماران دیگر تکرار کرد و همان نتایج درمانی “مسمر” را پیدا کرد. او برای تشریح این وضعیت کلمه هیپنوتیزم را اختراع کرد.

“جیمز برید” اسکاتلندی توضیح نداده است که چرا برای بیماری که چشمش کاملاٌ باز و خیره بوده است برای اولین بار لغت لاتین “هیپنوتیزم “  مشتق از کلمه ای لاتینی به مفهوم “خواب ” را بکار برده است و گفت این بیماران به حالت خواب وارد می شوند و هیپنوتیزم می شوند. این لغت زیبا و خوش آوا بلافاصله همه گیر شد و جیمز برید وقتی که فهمید این کلمه اشتباه است، خواست آنرا تصحیح کند و کلمه ای دیگر جایگزین کند که دیگر دیر شده بود و کلمه هیپنوتیزم مشهور شده بود. من فکر میکنم خود جیمز برید هم بقدر کافی مشهور بوده  که به محض اینکه حرفی بزند سخنش آنقدر سریع همه گیر شود. در آن زمان فقط حالات خلسه عمیق در سوژه های کاملاٌ مستعد را هیپنوتیزم می دانستند. حالاتی که در آن سوژه کاملاٌ از زمان و مکان منفک شوند و چیزهائی را بیاد بیاورند و یا از یاد ببرند و در هر حال تحت فرمان مستقیم هیپنوتیزور باشند. حالات سطحی تر را مثل همان طبلهای جنگی که در ابتدا گفتم را هنوز هیپنوتیزم نمی دانستند و این کلمه مثل الان اینقدر جامع و فراگیر نبود. 

علم امروز ارتباط با ضمیر ناخود آگاه را در سطوح پائین تر و سطحی تر هم ممکن میداند و اذعان دارد که لازم نیست حتماٌ سوژه کاملاٌ عمق خلسه را تجربه کند تا تلقینات درمانی موثر واقع شود و از همین روست که تکنیکهای امروزه بیشتر جنبه علمی همکاری و هماهنگی و تعامل دارد تا جنبه جادویی و سلطه گری و سلطه پذیری و قدرت نمائی و اگردرآن زمان میگفتند بعضی افراد هیپنوتیزم نمی شوند و امروز می گویند تقریباهمه افراد هیپنوتیزم می شوند بعلت تغییر سطح سختگیری در تعریف هیپنوتیزم است که در آن زمان سختگیرانه تر بود و می گفتند اگر کسی به خلسه عمیق وارد نشود هیپنوتیزم نشده است. حتی در زمان فروید هم این نظریه حاکم بود، در حالیکه امروزه هر نوع تاثیرگیری و تاثیرپذیری را هیپنوتیزم می دانند و حتی مبحثی بنام هیپنوتیزم خود بخودی و روز مره وجود دارد. در واقع هر کس بتواند در حالت عادی چیزی را تجسم کند، به گذشته برود و خاطراتش را بیاد آورد، به آینده برود و برای خودش آینده ای را ترسیم کند هیپنوتیزم پذیر است و این تفکر است که باعث شده بگویند فقط افراد با IQ پائین تر از 50 و سیکوتیک ها و روان پریش ها هیپنوتیزم نمی شوند. فروید مکتب روانکاوی و تداعی آزاد را به همین مناسبت ایجاد کرد كه ميگفت همه هيپنوتيزم پذير نيستند.  در هر صورت نفر بعدی “میلتون اریکسون”  بود که علم روانشناسی هیپنوتیزم را گسترش داد و آنرا جامعتر و علمی تر کرد بطوریکه مکاتب مختلف روانکاوی، روان درمانی، شناخت درمانی، شناخت رفتاردرمانی و تداعی معانی با هیپنوتیزم تلفیق شدند و علم جامع هیپنوتیزم بالینی کنونی را بوجود آوردند که واقعاٌ یک حوزه تخصصی و پزشکی است و برخی رفتارها و کارهای آن زمان را در شان هیپنوتیزم علمی بالینی امروز نمی دانند. این رفتارها و کارها علاوه بر نگرش جادویی به هیپنوتیزم و تصور تسلط و حکمفرمایی بر سوژه و وجود انرژی در بدن شخص هیپنوتیزم کننده، خود بزرگ بینی هیپنوتیزم کننده و امثالهم شامل مواردی است که در قسمت هیپنوتیزم نمایشی و تفریحی توضیح خواهم داد.

از طرفی در ایران شاید بتوان گفت هیپنوتیزم با آقای شعبان طاووسی ملقب به کابوک شروع شد كه کتابهائی هم در این زمینه نوشتند كه بسياري را مجذوب نمود و با هيپنوتيزم آشنا كرد و از طرفي چون فرد پركاري بودند نامشان بر سر زبانها افتاد. ایشان پزشک نبودند و آن زمان هم هنوز راه هاي درماني هيپنوتيزم به وسعت امروز تدوين شده و پيشرفته و مشخص نبود لذا کارهای ایشان به مقتضای زمان مخلوطي بود از هيپنوتيزم نمايشي و برخي مسائل درماني كه شخصا از مطالعات خود استنباط كرده بودند.  بعد از ايشان افراد ديگري هم در ايران مشغول به هيپنوتيزم شدند تا اينكه درنهايت در سال 1372 انجمن هيپوتيزم ايران به همت برخي بزرگان تاسيس شد و به آموزش علمي هيپنوتيزم به پزشكان و دندانپزشكان پرداخت از اساتيد اوليه ميتوان از جناب آقاي دكتر منافي بنيانگذار اوليه انجمن، جناب آقاي دكتر جماليان، جناب آقاي دكتر عبدالله زاده و جناب آقاي دكتر شريفي نام برد. كه جناب آقاي دكتر شريفي، هم اكنون رياست انجمن را به عهده دارند. جناب آقاي دكتر سيد رضا جماليان علاقه و توان وافري در ترجمه كتب مربوط به هيپنوتيزم داشته و دارند و از همان سالها تا كنون به ترجمه و نشر كتابهاي بيشماري دست زده اند. بهرحال انجمن بعدها با فراز و فرودهايي در سازمان نظام پزشكي به رسميت شناخته شد و با رشد و بالندگي علمي در سال 1386 در سطح بين اللملي توسط مجامع علمي معتبر جهاني، مطابق استانداردهاي علمي و صاحب صلاحيت تشخيص داده شد و به رسميت شناخته شد و نامش به انجمن علمي بين المللي هيپنوتيزم باليني ايران ارتقا يافت چون قبلا در سال 1375 که من به عضویت انجمن درآمدم در آن سال نام انجمن “انجمن خوابواره (هیپنوتیزم) ایران” بود که تحت همین عنوان فعالیت میکرد و گواهی آموزش و عضویت میداد که مدارکی که صادر میکردند گاه بنام “انجمن هیپنوتیزم ایران” بود. پس از مدتی هیئت مدیره در سال 1386 تصمیم به تغییر نام گرفتند و نام انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران را به ثبت رساندند که تا کنون به همین نام فعالیت میکنند و اگر جایی سال تاسیس انجمن را سال 1386 دیدید بخاطر این تغییرات است. انجمن همچنان به آموزش كادر پزشكي اشتغال دارد. براي اساتيد پيشكسوت و جديد انجمن و پرسنل و تمام دانش آموختگان آن آرزوي توفيق و سلامتي دارم.

مطالب  مرتبط :

تعریف هیپنوتیزم

تاریخچه هیپنوتیزم

فوائد هیپنوتیزم

انواع هیپنوتیزم

هیپنوتیزم علمی را بیشتر بشناسیم

کلیدهای اصلی موفقیت هیپنوتیزم

هیپنوتیزم بیدار چگونه است

هیپنوتیزم را چطور تعریف می کنید

هیپنوتیزم شاهکارش ایجاد آرامش است

هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی

زندگی خوب با هیپنوتیزم بیدار

ارتباط ریلکسیشن و هیپنوتیزم

همسو نگری با بیمار

باورهای نادرست

آموزش فن خود هیپنوتیزم

تعریف ضمیر خود آگاه و ناخود آگاه

پرسشهای متداول در مورد هیپنوتیزم

شرایط لازم جهت انجام هیپنوتیزم

آمادگی جهت آموزش خود هیپنوتیزم

 بازديد کننده محترم؛

 لطفا در صورتيکه قصد داريد هر يک از مطالب اين وبلاگ را به هر شکل، اعم از شفاهي، مکتوب و يا ديجيتالي، نقل يا منتشر فرموده يا به اشتراک بگذاريد، خواهشمندم لينک مستقيم و اشاره صريح به سايت هیپنوتیزم بیدار دات کام   www.HypnotismBidaar.com داشته باشيد.

 کليه حقوق اين سایت براي مدير و مالک آن محفوظ است، لطفا شما هم آنرا محفوظ و محترم بشماريد.

 متشکرم

دکترمحمد جواد  حریری ، پزشک وهیپنوتراپیست ( هیپنوتیزم درمان گر ) و عضو انجمن علمی بین المللی هیپنوتیزم ایران

8 دیدگاه ها

  1. محمدسردارحسینی گفت:

    ایا بیمارمبتلا به ویلسون رامیشودهیپنوتیزم کرد

    • سلام محمدسردارحسینی.
      بیماران ویلسون که مس در کبد و یا در مغز تجمع پیدا میکند در صورتی که اختلال هشیاری و یا کند ذهنی یا بدبینی شدید نداشته باشند را میتوان هیپنوتیزم کرد. ولی اگر منظورتان این است که با هیپنوتیزم بیماری ویلسون درمان شود ؛ خیر این بیماری با هیپنوتیزم درمان نمیشود. موفق باشید.

  2. لاجرودی گفت:

    ایا بیماران مبتلا به ویلسون رامیشودهیپنوتیزم کرد

    • سلام لاجرودی جان.
      بیماران ویلسون که مس در کبد و یا در مغز تجمع پیدا میکند در صورتی که اختلال هشیاری و یا کند ذهنی یا بدبینی شدید نداشته باشند را میتوان هیپنوتیزم کرد. ولی اگر منظورتان این است که با هیپنوتیزم بیماری ویلسون درمان شود ؛ خیر این بیماری با هیپنوتیزم درمان نمیشود. موفق باشید.

  3. سعید گفت:

    سلام من سه ت مشکل دارم اگر امکان دارد به من کمک کنید در ضمن شنیدم با هیپنوتیزم درمان می شه

    یک : عدم اعتماد به نفس دارم
    دو: استرس زیاد دارم وقتی با جنس مخالف روبرو می شوم
    سه: وقتی با جنس مخالف روبرو می شوم دچار ترس می شوم و نمیتونم حتی با ایشان صحبت کنم چه برسد که بخواهم به ایشان پیشنهاد دوستی و … را بدهم

    • سلام سعید عزیز.
      این مشکلاتی که نام بردید جمعا با 6 تا 7 جلسه هیپنوتیزم درمانی حضوری رفع می شود . برای تعیین وقت با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید. خداوند یارتان باشد .خداوند یارتان باشد .

  4. با سلام
    من سوالی از خدمت آقای دکتر سید رضا جمالیا دارم اگر میشود ایمیل ایشان را به sardariy77@gmail.comارسال نمایید
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.