تاریخچه هیپنوتیزم
۱۳۹۱-۱۰-۱۳
من دکتر حریری ( محمد جواد ) پزشک و هیپنوتراپیست ( هیپنوتیزم درمان گر ) ، عضو انجمن جهانی هیپنوتیزم و عضو انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران هستم .
تصورات غلطی درباره هیپنوتیزم وجود دارد که باعث شده خیلی از افراد جامعه به هیپنوتیزم بدبین شوند و نتوانند از تاثیرات مثبت درمانی آن بهره گیرند .
متاسفانه بسیاری از مردم هیپنوتیزم را یک کار خارقالعاده میدانند که انسان را اسیر دست هیپنوتیزمگر میکند اما هیپنوتیزم در حقیقت، یک پدیده طبیعی مغز انسان است، همانطور که خواب و بیداری وضعیتهای مختلف و طبیعی مغز انسان هستند.
واقعیت این است که هیپنوتیزم در زندگی روزانه اشخاص ممکن است بارها اتفاق بیافتد. برای مثال دانشجویان و دانش آموزان وقتی استاد در حال صحبت است گاه هیپنوتیزم افکارشان می شوند.
هیپنوتیزم فرآیندی علمی است که به کمک آن سطح هوشیاری و آگاهی انسان گستردهتر و عمیقتر میشود و توجه و تمرکز افزایش مییابد. در این حالت فردی که هیپنوتیزم شده است میتواند به بخش ناهوشیار (یا ضمیر ناخودآگاه) دسترسی داشته باشد.
هیپنوتیزم تکنیکی برای تمرکز حواس، با بهرهگیری از روشهای علمی اثبات شده است و میتواند به انسان در دستیابی به ضمیر ناخودآگاهش کمک کند. فرد هیپنوتیزم شده تقریبا شبیه فرد خوابیده است بدن او ریلکس و چشمانش بسته است. البته در همه موارد هیپنوز کلینیکال هم این گونه نیست که فرد چشمانش بسته باشد. هیپنوز در حالت بیداری هم وجود دارد که به آن Alert Hypnosis گفته می شود.
هیپنوتیزم یکی از شیوههای کار پزشکان، روانپزشکان و روانشناس است و بر پایهی اصول پزشکی و روانشناسی انجام میشود. کسی که هیپنوتیزم را انجام میدهد باید دارای گواهینامهی علمی هیپنوتیزم باشد.
انجام هیپنوتیزم بدون داشتن مهارت و گواهینامهی علمی، کاری غیرقانونی و غیراخلاقی است. هیپنوتیزم به روشهای گوناگونی انجام میشود و مراحل هر روش تفاوتهایی با هم دارند.
هدف من از ایجاد این سایت معرفی روشهای درمان با شیوه هیپنوتیزم بیدار است تا افراد بتوانند از برکات و مزایای هیپنوتیزم استفاده ببرند.
۱- پذیرش ۲- تمرکز ۳- تلقین ۴- انجام فرآیند ۵- بازگشت
– پذیرش: نخستین گام برای انجام هیپنوتیزم این است که فرد بخواهد هیپنوتیزم شود چون هیپنوتیزم فرآیندی نیست که به زور انجام شود. اگر کسی نخواهد هیپنوتیزم شود یا با هیپنوتراپیست (هیپنوتیزم کننده) همکاری نکند هیپنوتیزم نخواهد شد. خوب است بدانید که برخی پذیرش هیپنوتیزم در انسانهای گوناگون به یک اندازه نیست و برخی از افراد هیپنوتیزم پذیر نیستند.
– تمرکز: تمرکز کردن و آرامسازی ذهن بسیار مهم است اگر کسی که میخواهد هیپنوتیزم شود نتواند تمرکز کند فرآیند هیپنوتیزم با چالش روبهرو میشود و انجام هیپنوتیزم شکست خواهد خورد. برای آرامش و تمرکز از فرد خواسته میشود بدنش را در شرایط آرام و ریلکس قرار دهد. میتواند دراز بکشد یا بنشیند. تنفسش را عمیق و منظم کند. ماهیچههایش را شل و تمرکز کند. فکر خود را آرام کند و به خود تلقین کند که میخواهد بخوابد.
– تلقین: تلقین را میتوان محرکی نامید که به انجام فرآیند هیپنوتیزم کمک میکند و مثلا به فرد می گویند بخواب و فرد در شرایط خواب عصبی قرار میگیرد. تلقین و محرکها میتواند دیداری یا شنیداری باشند. یکی از نمونههای محرک دیداری برای تلقین، متمرکز شدن به یک نقطه است. برای محرک شنیداری میتوان از گوش دادن به صدای تیک تاک ساعت یا صدای موسیقی ملایم و یا صدای خود هیپنوتراپیست باشد.
هیپنوتراپیست در فرآیند تلقین، فرد را به آرامش فرا میخواند و در تلقینهایش فرد رابه ریلکس و آرام شدن تشویق میکند ومی خواهد که در راحترین وضعیت ممکن قرار گیرد و فرد به آرامش قبل از خواب نزدیک می شود.
– انجام فرآیند هیپنوتیزم: در این هنگام فرد هیپنوتیزم شده است . همانگونه که گفتم هنگامی که کسی هیپنوتیزم میشود میتواند به سطوح عمیقتر هوشیاری و نیز ناخودآگاه ذهنش دسترسی داشته باشد. هیپنوتراپیستها در این هنگام به درمان کسی که هیپنوتیزم شده است میپردازند.
– بازگشت: پس از انجام هیپنوتیزم باید کسی که هیپنوتیزم شده است را بار دیگر به کمک تلقینهای دیداری و شنیداری به شرایط طبیعی بازگرداند. و از حالت هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی بیرون آورد.
877 دیدگاه ها
سلام جناب اقای دکتر حریری.من میخوام درباره خواهرم باشماحرف بزنم.الان۲۲سال داره.۱سالی میشه وارد دانشگاه شده.ازبچگی زیاداهل رفت وامد ودوستیابی و وارد اجتماع شدن و…نداشت درضمن همیشه شاگرد ممتازبود.۶ماهی میشه درس ول کرده حسابی گوشه گیر.تنها.کم حرف گاهی وقتهابی حرف.حتی هذیان هم میگه.خلاصه تمام این مدت پدرومادرم نتونستن بخاطرافکارقدیمی ونداشتن هزینه برای دکترو..کاری انجام بدن.البته۱باردکتراعصاب بردنش امابیفایده بود.ومن باوجودمشکلات فراوان در زندگی خودم وداشتن۱بچه۳ساله ومهمتراینکه توی شهردیگه زندگی میکنم.البته باداشتن همسری کاملافهمیده ومهربان که درتمام مراحل حامی ویاورم بوده برای کمک به خواهرم.برای کمک ودرمان خواهرم هرجالازم بوده رفتم وهرکاری کردم.تااینکه جدیدابتنهایی پیش روانشناس رفتم وماجرای خواهرم روباجزییات تعریف کردم.تشخیص دادن که خواهرم اکسیزوفرنی داره بازهم برای اطمینان کامل قرارشدچندروز دیگه باخواهرم برم پیششان.حالامیخوام بدونم اگرتشخیص دکتر درست باشه روش هیپنوتیزم میتونه به خواهرم کمک کنه یاخیر؟اخه دکترگفت شایدنیازبه بستری شدن توبیمارستان داشته باشه.مافکرمیکنیم بابستری شدن حالش بدترمیشه .ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید اونم قبل اینکه ۱شنبه یعنی۱/۲/۹۳ خواهرم ببرم پیش روانشنس.بینهایت ممنونم ازتون.وبیصبرانه منتظرپاسختان هستم.
سلام دلشکسته عزیز.
با کمال تاسف یک هفته از ضرب الاجل شما گذشته است ! تمام مراجعین سورالات فوری را تلفنی می پرسند کاش شما هم تلفن زده بودید . در هر صورت انجام هیپنوتیزم در اسکیزوفرنی و زیر مجموعه های آن ممنوع است بخاطر آشفتگی روانی خاصی که در آن است . دارو درمانی و بستری شدن بهتر جواب میدهد. خداوند یارتان باشد .
سلام آقای دکتر من ۲۳ سالمه و ساکن مشهدم ۵ سال پیش با پسری دوست شدم و خیلی عاشقش بودم وبهش وابسته شده بودم بعد ۲ سال یکدفعه وبدون اطلاع خبر ازدواجشو شنیدم که میگفت به اصرار خانوادش بوده بعد اون خیلی شوک بزرگی به من وارد شد که باعث شد استرس شدید هم بگیرم وشکست عمیقی خوردم چند ماه فقط در بستر بودم دچار ناراحتی معده شدم و چون خیلی لاغرم خیلی سخت تونستم دوباره خودم رو به حالت عادی برگردونم.الان ۳ ساله که تمام زندگیم شده عذاب ولی دوستام کمکم کردن و تونستم لیسانس معماری مو با معدل خوبی بگیرم.چون واقعا عاشق معماریم و آرزوم اینه که تا آخرشو برم و همش میگم اگه اون شکست نبود من الان تو یه جایگاه بهتر بودم.ارشد قبول شدم اما به خاطر استرسم نرفتم و ترسیدم بدتر بشم گفتم درمان بشم بعد برم .چون واقعا با عشق و علاقه کار میکردم و حتی از جونم هم مایه میذاشتم واسه درسم و پروژه هام.اما از بعد اینکه ۶ ماه پیش درسم تموم شد دچار افسردگی و نا امیدی شدم به خاطر استرسی هم که دارم فک میکنم راه نجات ندارم بعلاوه که خاطرات گذشته هم مدام عذابم میده و من توی این مدت نتونستم حتی به ازدواج فکر کنم.همش فکر میکنم نمیتونم با کسی که دوستش ندارم زندگی کنم و خوشبخت باشم و مدام فکر و خیال میکنم.ارشد هم که نرفتم و چند ماه دنبال کارم اما انگار زندگیم راکد شده و من نمیتونم هیچ کاری رو انجام بدم.گفتم ازدواج میکنم بعد ارشد میخونم که یکی کنارم باشه کمکم کنه شاید بهتر بشم اما حتی حاضر نشدم تا الان با یک نفر هم صحبت کنم.نمیدونم چیکار کنم دست خودم نیست.بجز بخاطر معدم دیگه واسه استرسم دکتر نرفتم اصلا میترسم دارو اثرات بدی داشته باشه..خواهش میکنم راهنماییم کنید آقای دکتر آیا با هیپنوتیزم خوب میشم.الان نه میتونم به ازدواج فک کنم نه درس بخونم نه کار
سلام رها جان.
درپیام شما چندین نکته وجود دارد که بنظر یکی از مهمترین آنها افسردگی بخاطر از دست دادن آن رابطه است. تغییر نگرش و رفع افسردگی از کاربردهای هیپنوتیزم است . خداوند یارتان باشد .
سلام
من سینا ۱۸ سالمه کث متاسفانه از دوران کودکی دچار لکنت زبان به صورت خفیف هستم.البته گاهی کاهش و افزایش پیدا می کنه.به روانپزشک زیاد مراجعه کردم که بعضی ها میگن از استرس و اضطراب نشئت می گیره اما با دارو رفع نشده گفتار درمانی در دوران کودکی رفتم که اونم بی فایده بودم. با تشکر
سلام سینا ی عزیز.
تمام انواع مشکلات اضطرابی با هیپنوتیزم قابل درمان هست . هیپنوتیزم به رفع مشکل لکنت زبان کمک میکند و یکی از راه های درمانی لکنت و عوارض پیرامونی آن مثل کاهش اعتماد به نفس ، ترس از حضور در جمع و خودکم بینی است .
خداوند یارتان باشد .
سلام وخسته نباشید.
سال نو را به شما تبریک میگم.
آقای دکتر من دانشجوی ارشد محاسبات نرم هستم.مدتی هست که دچار استرس شدید شدم،استاد سخت گیری داریم که باعث ایجاد این استرس شدن. طوری که حتی با بردن اسم ایشون هم من تپش قلب شدیدمیگیرم.دست وپام بی حس میشه وتمام علائم استرس رو دارم از نوع شدیدش.سرکلاس من متوجه درس نمیشم. هرچیزی میخونم فراموش میکنم.وجدیدا احساس میکنم واقعا خنگ شدم. دیگه هیچ انگیزه ای برای خوندن درس ندارم و مدام دوست دارم از درس خوندن فرار کنم.
از طرفی مشکلات و فشارهای عصبی دیگه ای رو هم تو زندگی خصوصی ام تحمل میکنم که اونها هم مزید بر علت شدن. میشه راهنماییم کنید؟
سلام فرناز جان.
از لطف شما ممنونم ایام بر شما مبارک باد. با حدود ۶ جلسه هیپنوتیزم درمانی بر این مشکلات مسلط میشوید. برای برنامه ریزی با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید. خداوند یارتان باشد .
سلام، میخواستم بپرسم که از طریق هیپنوتیزم امکان داره که من به کودکی خودم برگردم و مشکلاتی که اون موقع داشتم رو بیان کنم؟ وو صدای خودم رو برام ضبط کنید؟
تصور میکنم که علت ترسهای خودم رو باید در اون دوره پیدا کنم.
و اگر امکان داره در یک جلسه اتفاق می افته یا خیر
متشکرم
سلام سارا جان.
برگشت سنی با هیپنوتیزم امکان پذیر هست و برای آماده شدن شما و پیدا کردن آن موضوعات و مهمتر از آن ، درمان و مدیریت آنها حدود ۵ تا ۶ جلسه نیاز هست . اغلب هم نیاز نیست که بیان کنید و ضبط کنید ، یادآوری آنها در ذهنتان کافی است . این را بخاطر این میگویم که شاید در خاطرات شما موضوعی باشد که مایل نباشید نزد من و یا همراه خود بیان کنید . البته این که گفتم به این معنی نیست که حتما به همراه نیاز دارید . اختیار با شماست. خداوند یارتان باشد .
سلام آقای دکتر . خسته نباشید . میخواستم بدونم با هیپنوتیزم میشه شخص خاصی به همراه تمام خاطراتشو از زندگی و حافظه واسه همیشه پاک کرد یا نه؟ من پارسال به شدت به خانمی علاقمند شدم که هنوزم دوسش دارم و نمیتونم فراموشش کنم . عشقش داره داغونم میکنه . من ازدواج کردم و میخوام واسه همیشه اون و تمام خاطراتشو از زندگی پاک کنم و دیگه هیچی از اون در زندگیم نباشه و واسه همیشه فراموشش کنم . میشه با هیپنوتیزم اینکارو کرد یا نه؟ اگه اینکار شدنیه ، خود شما میتونین اینکارو بکنین؟ یا کسی رو سراغ دارین که بتونه اینکارو انجام بده .
سلام مهرداد جان.
بارها به این سوال پاسخ داده ام که ” آزار” خاطرات بد را میتوان از بین برد ولی اصل خاطره که جزء واقعیتهای تاریخ زندگی شماست را نمیتوان و صحیح نیست که از بین برد و خلاء ذهنی ایجاد کرد. خداوند یارتان باشد .
با سلام و آرزوی سلامتی برای شما دکتر حریری عزیز
خیلی خوشحالم که این وبسایت را پیدا کردم
من از نوعی اختلال اضطراب شدید رنج میبرم که مربوط به ازدواج میشود و حالت ترس پیدا کرده است. نزدیک شدن به ازدواج برای من ترس آور شده است. دلیلش را نمیدانم. اما از دوران کودکی چنین ترسی داشتم. من در دوران دبیرستان دچار اضطراب امتحان شدم که بسیار آزار دهنده بود و دوران دانشگاه به اوج خود رسید. با حالت تهوع بسیار شدید همراه بود ودر مدت زمان امتحان پایان ترم غذا خوردن برای من به رنج تبدیل میشد و با حالت تهوع میبایست غذا میخوردم و بین ۷ تا ۹ کیلوگرم کاهش وزن داشتم. البته به کمک یک مشاور بهتر شدم اما اضطراب اصلی من که مربوط به ازدواج است همچنان پابرجاست.
چند بار به ازدواج نزدیک شدم اما ارتباطم در همان مراحل ابتدایی و قبل از نامزد شدن بهم خورد البته هیچ کدام به دلیل اضطراب نبوده است. با این حال اضطراب در هر ارتباط برای من رنج زیادی ایجاد کرد و دائم نگران بودم در حضور دیگران دچار اضطراب شوم و همه چیز را خراب کنم و شخصیت و شأن انسانیم زیر سوال رود. و یا اینکه در زندگی آینده ابعاد آن نیز گسترده تر شود. اضطراب اعتماد بنفس مرا در زمینه ازدواج به شدت پایین آورده و احساس میکنم اگر برای آن فکری نکنم هیچگاه قادر به ازدواج نخواهم بود. البته باید اشاره نمایم در دیگر فعالیتهای خود از جمله شغل، تدریس و … از اعتماد بنفس کافی برخوردار هستم و مشکلی ندارم، و اگر به دوستان و نزدیکانم بگویم که چنین مشکلی دارم باور نخواهند کرد.
اما زمانی که قصد دارم به موضوع ازدواج نزدیک شوم این اضطراب پدیدار میگردد. وجود اضطراب مرا سرخورده کرده دائما احساس میکنم باید کاری برای خود انجام دهم و دائم به دلیل وجود آن غمگین هستم. زندگی معمولی و داشتن یک خانواده برایم یک آرزو شده است.
خواهشمندم به سوالات اینجانب پاسخ دهید و به من کمک کنید
• آیا هیپنوتیزم میتواند مرا در درمان نماید و اضطراب مرا کاهش دهد؟
• به چند جلسه نیاز است؟
• فاصله زمانی بین جلسات چقدر میباشد(بنده ساکن تهران نیستم)؟
• امکان دارد شرح کامل مشکل خود برایتان از طریق ایمیل بفرستم؟
سلام جواد جان.
موضوعی که فرمودید با هیپنوتیزم قابل درمان است . بنظرم ۶ جلسه نیاز باشد ولی باید شما را ببینم . میتوانید برای تماس با من و یا برنامه ریزی با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید. خداوند یارتان باشد .
سلام
وقتی کسی در مقابل هیپنوتیزم شدن مقاومت می کند (در برخی غیر ارادی است مانند بیماران وسواس شدید و افراد بدبین ) چگونه می توان بر ذهنشان تاثیر گذاشت ؟
سلام سحر جان .
این یک تکنیک پیچیده و تخصصی داردو فقط قابل استفاده جهت درمانگران است و مفصل است . خداوند یارتان باشد.
سلامآقای دکتر وعرض خسته نباشید،من۲۷ سالمه وحدود۱۷ سال مبتلا به تریکو مانیا هستم آیا با هیپنوتیزم درمانی مشکل من حل می شوذ و به چند جلسه نیاز دارم با تشکر
سلام خانم حمیده پورخردمند.
هیپنوتیزم به رفع مشکل تریکو مانیا کمک میکند و یکی از راه های درمانی تریکو مانیا و عوارض پیرامونی آن مثل کاهش اعتماد به نفس ، ترس از حضور در جمع و خودکم بینی است . بنظرم حدود ۱۰ جلسه نیاز دارید. خداوند یارتان باشد.
با سلام خدمت
اقای دکتر من ۲۷سالمه و حدود ۵سال است که ریزش مو دارم و خیلی از دکترها رفتم ولی فایده ای نداشت آیا هیپنوتیزم برای این بیماری میتواند موثر باشد لطفا مرا راهنمایی کنید البته من در تبریز هستم با تشکر
سلام صنم جان.
اگر گفته اند ریشه های اضطرابی دارد تمام انواع مشکلات اضطرابی با هیپنوتیزم قابل درمان هست . برای راهنمایی بیشتر با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید. خداوند یارتان باشد .
باسلام . میشه توضیح بدین که دوره هیپنوتراپی رو کجا گذروندید و مدرکتون رو از کجا گرفتین؟ پزشک که نوشتین تو معرفی خودتون منظورتون پزشک عمومی هست؟ اگه امکان داره بیوگرافی کاملتری از خودتون بگذارید ممنون
سلام سمیرا خانم .
بنظرم بیوگرافی من در حد لزوم کافی هست اما شما صفحه مربوطه [ درباره ما ] را مطالعه نفرموده اید . لینک آن این است :
https://hypnotismbidaar.com/%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%۸۷-%d9%۸۵%d8%a7
خدانگهدار.
با سلام خدمت دکتر
سوالی داشتم از خدمتتون
بنده ۲۹ سالمه و از موقعی که یادمه هر شب با دیدن یه کابوس همیشگی از خواب میپرم و هر شب چند بار تکرار میشه
و باعث شده حتی از خوابیدن هم بترسم
خواستم بدونم با هیبنوتیزم این مشکل حل میشه؟
سلام شهره جان.
این نوع مشکلات ریشه های اضطرابی دارد و شاید هم یک واقعه سرکوب شده یا یک موضوع رنج آور فراموش شده باشد . تمام انواع مشکلات اضطرابی با هیپنوتیزم قابل درمان هست . برای تعیین وقت با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید. خداوند یارتان باشد .
سلام اقای دکتر خسته نباشید من از زایمان اولم دچار افسردگی خیلی کمی بودم و رفته رفته بیشتر شده و الان هم مبتلا به افسردگی هستم هم وسواس فکری شدید به روانپزشکای زیادی مراجعه کردم ودارو های مختلفی خوردم ولی هیچ تاثیری نداشتند تاثیر که نه ظرر هم داشتند میخواستم ببینم میشه با هیپنوتیزم درمان شم به طور کل؟؟؟درضمن الان۴۳سال دارم ممنونم.
سلام مهناز خانم.
بله . یکی از راه های درمان افسردگی هیپنوتیزم است. برای تعیین وقت با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید. خداوند یارتان باشد .
سلام اقای دکتر.من شدیددچارسردمزاجی جنسی هستم ومشکل فیزیولوزیک هم ندارم.گفتن شایدخاطره اتفاق یاچیزی ازگذشته هست.که البته من بیادنمی اورم.زندگی مشترکم شدیدا دچارسردی واختلال شده.ایابااین روش امیدی هست؟
سلام مریم جان.
هیپنوتیزم در این زمینه موثر است ولی من در زمینه مشکلات جنسی کار نمیکنم کسی را هم که در این زمینه موفق عمل کند را نمیشناسم . موفق باشید .
سلام آقای دکتر
برادر خانم بنده با سن ۱۸ سال به شدت پرخاشگر است و نمی تواند خود را کنترل کند به طوری که از شدت عصبانیت و پرخاشگری وسایل منزل را می شکاند و با پدر دست به یقه می شود، این وضعیت از مدتها پیش در ایشان بوده و به مرور زمان با افزایش سن در حال زیاد شدن می باشد، بیمار ساکن اصفهان بوده و سیگار و گاهی مشروبات الکلی نیز مصرف می کنند خواهشمند است راهنمایی های لازم را به اینجانبان اعلام فرمایید.
با سپاس فراوان
بی صبرانه منتظر راهنماییهای ارزشمند جنابعالی می باشیم.
سلام پویا جان.
درمان پرخاشگری با هیپنوتیزم در کل حدود ۶ جلسه است . ودرضمن ایشان خودشان باید به این نتیجه برسند که این یک مشکل است و باید برای درمان اقدام و مراجعه کنند ، در چنین صورتی وقتی داوطلبانه مراجعه میکنند این فضا ایجاد میشود که با ایشان صحبت کرد و مواردی که از چشم شما و افراد خانواده پنهان است را بیان نمود و بررسی کرد . هر گاه آمادگی درمان داشتند با وقت قبلی مراجعه بفرمایند تا “بررسی کنم” . موفق باشید .
با سلام وخسته نباشید.
بنده ۳۲ ساله و متاهل هستم.
میخواستم بپرسم که شما با هیپنوتیزم می توانید من را به زندگی گذشته ام ببرید؟
سلام نسیم خانم.
اگر منظورتان قبل از تولد است من در زمینه های درمانی کار میکنم و این جزء کارهای درمانی نیست ضمن اینکه در صحت و سقم وجود چنین دوره هایی از نظر علمی در سطح دانشمندان جهانی “اتفاق نظر” وجود ندارد . امروز را زندگی کن !
موفق باشید .
سلام -من ساناز ۳۲سال که علاقه بسیار زیادی به خود هیپنوتیزم دارم که بسیارموفق هم هستم درخودهیپنوتیزمی-ولی دقیقا متوجه یک موضوع نشدم که اثرات هیپنوتیزم چیه مثلامن در عشقم شکست خوردم باتلقین درحالت هیپنوتیزم به خودم میخوام عشق گذشته رو برگردونم چقدتاثیرداره-۲-باتوجه بهاینکه من گذشته خیلی سختی داشتم (پدر و مادرم به رحمت خدارفته اند ومن با خانواده پسرعمویم چندسالی بودم که درحال حاضر باخواهرم که متاهل است زندگی میکنم مشکلی ندارم چون خودهیپنوتیزم انجام میدم خودمو امیدوار میکنم ودرحالت خلسه به خودم تلقینات مثبت میدم فقط این موضوع (شکست عشقی)ی عذابم میده-همش خودمو سرزنش میکنم که خودم باعث شدم که از دستش بدم -جدیدا کسی میخوادوارد زندگای ام بشود که خیلی دوست دارم بدستش بیاورم آیاباهییپنوتیزم میشه کاری کرد –ااراه راهنماییم کنید چه جملاتی رودرحالت خلسه بکار ببرم که موفق بشم-ممنون وسپاسگذارم.م
سلام ساناز خانم.
با هیپنوتیزم در این زمینه ها نمیشود کاری کرد بجز رفع آزار آن خاطره بد .
شما بیشتر به افزایش و فراگیری مهارتهای اجتماعی نیاز دارید همچنین به روانشناسانی مراجعه کنید که در زمینه روابط دختر و پسر و در زمینه مشاوره های قبل از ازدواج کار میکنند . بنظر میرسد شما هنوز تکلیف خودتان را با فکر آن اولی روشن نکرده اید و میخواهید وارد رابطه دیگری شوید واین برای روحیه شما خوب نیست . موفق باشید
سلام خسته نباشید.بنده ۲۷ سالمه و ۱۹ساله که مبتلا به تریکو تیلو مانیا هستم.یعنی موهای خودم رو میکنم.روانپزشک هم رفتم ولی نتیجه ای نداشته.ایا با هیپنوتیزم مشکلم بطور کامل حل میشه؟لطفا اگه قطعا درمان میشه بگید چون از امید دادن های بیپشتوانه خسته شدم.موفق باشید
باتشکر
سلام دانیال عزیز
تریکوتیلومانیا یا همان کندن موی وسواسی از جمله بیماریهای گروه وسواس است که با ۱۰ تا ۱۲ جلسه درمان هیپنوتراپی ( هیپنوتیزم درمانی ) قابل بر طرف شدن است . با شماره ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید تا از توضیحات بیشتر ی داده شود. موفق باشید.
سلام و خدا قوت آقای دکتر
من یک سال پیش به کمک روش هیپنوتراپی ده کیلو از وزنم رو کم کردم که متاسفانه ۴ کیلوش برگشته. در حال حاضر ۱۵ کیلو اضافه وزن دارم. دو سوال دارم.
یک- آیا به کمک هیپنوتیزم قادر هستم به وزن دلخواهم برسم ؟ آیا اثر این روش دائمی هست یا خیر؟
دو- من شاغل هستم، شما روزهای پنج شنبه و شاید جمعه فعالیت درمانی دارین؟
سلام راضیه خانم .
بسته به اینکه آیا چه نوع تلقیناتی را بدرستی انجام میدهید اثراتش دائمی است. روزهای پنجشنبه هم مثل سایر ایام با وقت قبلی در خدمتم. موفق باشید .
شاید بهتره از ۱۳ سال پیش شروع کنم . بعد از فارغ تحصیلی ماما یی از دانشکاه و گذ راندن طرح در کاشان با همسرم که تازه درسش تموم شده بود به تهران اومدیم . تمام سالهای اول زندگی مون تقریبا من با حقوق کمی که داشتم و با کمک خانواده همسرم ادامه دادیم . اواخر طرحم رو توی بیمارستان مولوی گذروندم و همون موقع بود که باردار شدم . با کار نداشتن همسرم تازه فارغ التحصیل شده و اواخر طرح من ……
ولی خدابه من بزرگی کرد و اوضاع کمی بهتر شد و همسرم مشغول بکار در یک شرکت خودروسازی شد .
گرچه دوران سخت بارداری رو با کار تمام وقت بیمارستان گدروندم ولی بعد از زایمان تقریبا طاها پسرم ۶ ماهه بود که برای رها شدن از افسردگی بعد از زایمان رو به درس خوندن (مترجمی زبان )اوردم
از طرفی میخواستم حداقل دو سال اول در کنار بچه ام باشم و از طرفی نمی تونستم اروم بشینم .
طاها ۴.۵ ساله بود که درسم تموم شد (جالبه که بجای لیسانس مجدد ،فوق مامایی نخوندم )حالا بدنبال کار به هر دری زدم
با وجود غنی بودن خانواده همسرم از نظر مالی وتک پسر بودن او در خانواده تنها کمک اونا داشتن یه سقف روی سرمون بود
من برای طاها نقشه های بزرگی داشتم و با در امد همسرم سخت بود که به ارزوهام برای طاها برسم
با کار کردن توی درمانگاه پایین شهر شروع کردم بعدش یه مطب با یه دوست گرفتم مطب هزینه اش با دخلش جور در نمی اومد و شاید اون زمان پشتوانه مالی میخواست که من شرایطش رو نداشتم واینا جواب در امدی رو که من انتظار داشتم نمیداد دنبال کار زبان و تدریس و ترجمه و……
رفتم و… هر روز انگار کمتر بدست میاوردم
تمام این مدت هم از نگاه سرزنش امیز مادر شوهرم که تو
هیچی نشدی و عرضه نداری و …. دور نبودم .
البته اون با من این کارو فقط نمیکرد با همسرم هم سالها این کارو کرده
از نظر اون همه بی عر ضه ان و ….
بگذریم …. بریم دنبال داستان خودمون
با کوچک بودن طاها و نداشتن هیچ یاوری برای نگه داشتن اون، کار پیدا کردن خیل ی سخت بود مادر خودم هم گاهی تنها می تونست کمکی بکنه
خلاصه توی همین اثنا بود که خواهرم پیشنهاد رفتن توی کار های هنری رو داد تمام خانواده من توی زمینه هنر کار میکنند برادرم ارشیتکته و دو تای دیگه شون هم گرافیست ند
خواهرم هم که کار گردان وتهیه کننده صدا و سیما بود
من هم شروع کردم علاقه خاصی داشتم و ره چند ساله رو در یکسال ونیم طی کردم
سرزنشها ی خانواده شوهر شروع شد وای خدای من چه دوران بدی بود ولی انقدر انگیزه داشتم که با تمام مخالفتها جنگیدم خانواده همسرم و بطبع همسرم منو بیچاره کردن
تا اینکه با شروع کارم توی شرکتی که ۸ سال پیش خواهرم تاسیس کرد دونه دونه ارزو هام رو برای طاها علنی کردم
مدرسه خوب ،یادگیری پیانو ،کلاسهای شنا و رسوندن اون به مقطع مربیگری شنا ……توی سن کمش و
………یادگیری دو زبان و. ……
طاها با استعداد بود ومن تمام تلاشم رو برای این استعداد میکردم
تا کم کم من نیروی اصلی شرکت شدم ۵ سالی از کار ما نگذشته بود که
خواهرم بخاطر پسرش اقدام به مهاجرت کرد
اولش برای من نگران کننده بود ولی یه سالی که گدشت با اولین نبود خواهرم ، من تونستم از پس شرکت بر بیام .
این جای امیدواری بود .دو سال بعد نیرو هامون رو کم کردیم و از جمله برادرم از شرکت رفت حالا من مونده بودم ومن
اما هنوز هم مشکلی نبود خواهرم قرار بود بعد از سه ۴ سال برگرده و شرکت رو من نگه داشته بودم ولی با رفتنش و مشکلات مهاجرت کمی نگران کننده بنظر می اومد
. خلاصه این سالها ی اوج کار من بود در امد من دو تا سه برابر یه کارمند معمول بود
و من با این کارم تقریبا به هر انچه که میخواستم دسترسی داشتم و رضایت مندی از کارم همه سختی ها رو برام شیرین میکرد . حس استقلال – حس موجودیت در جامعه و حس پیروزی در برابر منفی بافی های اطرافیان-من موفق شده بودم
تا اینکه یک مشکلاتی شروع شد و کا ر ما تقریبا مشکل شد
من یه خلاقیت خدادای کوچیک و یه استعداد خوبی توی کارم داشتم توی این کار تقریبا میتونم بگم خانومی با توانایی های من خیلی کمه و گرچه امتیاز به حساب میامد ولی کار رو برای من با رقیبان مرد مشکل میکرد !ولی من همچنان دنبال راه کار جدید بودم
کار بیشتر پول کمتر
و همچنان با انگیزه ام برای طاها ادامه میدادم تا اینکه طاها تیز هوشان قبول شد
و من هم همچنان تونسته بودم شرکت رو سرپا نگه دارم .تا حدود ۱۰ ماه پیش که دیگه مشکلات ما زیاد شد و تا چند ماه اولش روهم با پس انداز ها گذروندیم من اگر چیزی هم پس انداز داشتم تموم شد.
ولی با بدتر شدن اوضاع موج سرزنش های چند ساله دوباره شروع شد و اینکه ما از اول هم گفتیم که این شرکت بدرد نمیخوره و تو نمیتونی و…و خواهرت ول کرد رفت و و خلاصه . تا اینکه از ۴ ماه پیش بطور کل همه چی از بین رفت . شاید هم من روحیه جنگیدنم از بین رفت
شایدم قبول شدن طاها کلید استوپ من رو زد.
نمیدونم چی شد ولی به یکباره من بریدم انگار یه کلیدی تمام سیستم من رو متوقف کرد .کم اوردن امور مالی و تا حدودی بدهی ها و…..باعث شد من یک دفعه در خودم فرو برم و بعد از یه افسردگی عمیق خودم رو گم کردم . برای من سختی زیاد پیش اومده بود ولی همیشه براش راه حل داشتم کتاب روانشناسی می خوندم ورزش می کردم و با دوستانم قرار میذاشتم به خدا نزدیکتر میشدم
ولی الان هیچ کدوم راه حل ها برای من انگیزه نیست۸تا ۱۰ ساعت کار روزانه سالهای قبل من ،بجز امور خونه
تبدیل شده به زمان استراحت و خواب برای من
.وانجام یکسری کارهای اجباری خونه.
حتی نمیتونم خودم رو جمع جور کنم و دنبال کار باشم هیچ حوصله و انگیزه ای ندارم . تقریبا شرکت رو بستم و به خواهرم گفتم دیگه نمیشه ادامه داد اون این سالها منو خیلی ساپورت کرده بود و حتی وقتی ایران نبود تمام هزینه های شرکت رو خودش میداد و میتونم بگم من توی یه جای مجانی کار میکردم بر عکس بقیه من فکر نمیکنم اون مقصره من انتخاب کردم و اون به من امید داد و هرچی که شده الان نتیجه تصمیم خودم بوده .تصمیم گرفته بودم توی اوج فشاری که چند ماه پیش داشتم فوق بخونم ولی نتونستم .کتابهاشو گرفتم و همچنان گوشه خونه است ماه دیگه امتحانه ومن فقط یکیش رو نیمه خوندم.
حوصله مهمونی- مسافرت
ادما وهیچ چیزی رو ندارم
اسمم رو باشگاه نوشتم ولی از رفتن به اونجا هم لذت نمی برم ساکت میرم ساکت میام . اضافه وزن شدیدی پیدا کردم
چند وقت پیش با همسرم حرف زدم خیلی این مدت برای برگرداندن روحیه من .تلاش کرد ولی فایده ای نداشت راستش بلد نیست بدتر کارو خراب میکنه تا درست .اینم یکی از مشکلات هم سن بودنه دیگه
منو تشویق کرد که با خوندن دندانپزشکی راهمو عوض کنم واز اشتباهات گدشته ام دور بشم منم رفتم کتابها رو گرفتم و شروع کردم اولش بد نبود ولی ۳ هفته بیشتر طول نکشید همه کتابارو پس دادم حالم از هر چی پزشکیه بهم میخورد.مسعله اینه که من راه رفته رو دوست داشتم و ازش هم پشیمون نیستم و نمیتونم ارزوهای همسرم رو برای پزشک شدن جامعه عمل بپوشونم
ولی طاقت سرزنش های اونو وخانواده اش رو هم ندارم
از طرفی فکر میکنم چهل سالگی دوره ای است که من باید کم کم به ثمره کار وتلاشم نزدیک بشم ولی من الان همه چی رو از دست دادم . ایا واقعا من اشتباه کردم ایا واقعا سالهای اوج کاریم رو برای یه کار بیهوده گذاشتم
ایا من اشتباه کردم ولی اونموقع که تصمیم گرفتم فکر میکردم بهترین راهکاره و تمام این سالها با لذت کار کردم با هیجان و با اشتیاقی که کمتر کسی توی کارش داره من عاشق کارم بودم وحرفه ای هم شدم
ولی
ایا من باید راه خودم که همون مامایی بود رو میرفتم اما من اونموقع با بچه برام خیلی سخت بود از طرفی من رشته های پزشکی رو دوست نداشتم . ایا حرف بقیه که می گویند اگه ازش پول در میاوردی بهش علاقه مند میشدی درسته و
هزار حرف دیگه که هر روز مثل پتک توی سرمه .
راستش نمیدونم چه طوری خودم رو نجات بدم با این همه بی انگیزگی .
. همسرم ازم خواست برنامه ده سال دیگه ام رو بهش بدم ولی میدونی حتی نمیدونم چی بنویسم چی میخوام و چی کار کنم . بهش گفتم میخوام خانه دار باشم مثل خیلی های دیگه . ولی بهم گفت داری به خودت دروغ میکی . اره اون راست میگه و لی من مثل یه جوجه ضعیفی شدم که هر چی میخواد رو دوتا پاش بایسته نمیتونه
مدتی به خودم امید میدادم همه چی درست میشه بحران از بین بره دوباره همه چی خوب میشه ولی این امید ها هم دیگه کار ساز نیست
من انگار دیگه اون زن قوی نیستم که یه روزی یه شرکت رو می چرخوند یا اون کسی که بتونم برای رسیدن به ارزوهام بایستم و بجنگم و بدست بیارم
از تو چه پنهون ایمانم هم ضعیف شده
از خدا هم دیگه توقعی ندارم کتاب های روانشناسی و مطالب مثبت هم برام پوچ و بی اساس شده . ولی نمیدونم چم شده و چیکار کنم . میخوام بخودم کمک کنم ولی چطوری
سلام فریده خانم .
شرح حال مفصلی بود. ممنون که وقت گذاشتید و اینها را برای من و بازدید کننده ها نوشتید. دچار افسردگی واکنشی ( واکنش به مشکلاتی که پیش آمده ) شده اید. الان لذت می برید از اینکه فرزندتان را به شکوفایی هایی رسانده اید . لذت می برید از اینکه سالهایی را با رفاه گذرانده اید و وقتی به زندگی نگاه میکنید می بینید که در واقع میتوانید از زندگی لذت ببرید. و شاد هستید که در هر مقطع بهترین کاری را که می توانسته اید انجام داده اید. و هر زمان که درون ناخودآگاه شما خستگیاش برطرف شد می بینید که میتوانید دوباره با انرژی و شادابی به کارهایی بپردازید. جوجه ها می نشینند که دوباره راه بروند.
با تشکر از شما که وقت گذاشتید و جواب من را دادید از کلام شما بسیار دلگرم شدم .
سلام اقای دکتر خانمی چهل و دو ساله هستم حدود دو سال است که روماتیسم مفصلی دارم وتحت نظر دکتر دارو مصرف میکنم اما همچنان درد مفاصل دارم واحساس میکنم منشا عصبی دارد چند ماهی است که بیحوصله شدم به کارهای منزل به هیچ عنوان نمی رسم و رغبتی ندارم در سه سال گذشته دایما بیمار بودم دیسک کمر عمل کردم – عمل هیسترکتومی داشتم وبه خاطرهمین بی تحرکی کلی چاق شدم اخیرأ جایی خواندم که از طریق هیپنوتراپی میشه وزن رو بدون بازگشت کم کرد ایا این موضوع صحت داره؟ اگر منو راهنمایی کنید تا اخر عمر از شما ممنون میشم ضمنأ اقای دکتر به خاطر بر داشتن رحم دچار یائسگی زودرس هم شدم و دارو مصرف میکنم ایا روماتیسم مفصلی و گر گرفتگی هم با هیپنوتراپی قابل درمان است . با تشکر
سلام محبوبه خانم .
فکر میکنم شما به سختی هیپنوتیزم شوید یا شاید هیپنوتیزم نشوید بعلت وجود همزمان روماتیسم مفصلی دیسکوپاتی و علایم یائسگی چون موجب می شود در طول جلسه هیپنوتیزمی بطور همزمان دردهای مختلفی در کمر و مفاصل و گرگرفتنهای گاه و بیگاه داشته باشید و این مانع مشکلاتی در ایجاد خلسه بوجود می آورد.
جناب دکتر حریری
باسلام من در یزد زندگی میکنم و هیپنوتیزم درمانی در اینجا نمیشناسم بسیار هم علاقه مند هستم که از مزایای هیپنوتیزم بهره مند شوم لطفا مرا راهنمایی کنید.
باتشکر
سلام مهدی جان .
چیزی از مشکل خود ننوشته اید . جزییات را تلفنی از خانم صادقی مدیر دفتر من سوال بفرمایید. موفق باشید .
سلام
آقای دکتر من حدود ۵ سال است که وسواس فکری شدید دارم ، به دکترهای زیادی هم مراجعه کردم و ۲ بار هیپنوتیزم شدم ،ولی مشکلم حل نشد ،آیا با هیپنوتیزم میشه خاطرات گذشته و وسواس های فکری شدید رو فراموش کرد؟
سلام کتایون عزیز
مشکل وسواس فکری حداقل ۹ تا ۱۰ جلسه نیاز به درمان دارد . با هیپنوتیزم درمانی آزار خاطرات گذشته برداشته می شود . موفق و موید باشید.
سلام آقای دکتر واقعا از صمیم قلب ازتون تشکر می کنم که با صبر وشکیبای به سوالات پاسخ میدین من ی چن سالی هستش وسواس فکری دارم که به این شکل هستش چون رشته تحصیلیم تا ارشد ریاضی بودش من دچار وسواس نسبت به این که ایا ما کلا درس فک میکنیم منظورم اینه شاید کلا جهان برامون توهم باشه یا اینکه ما هر لحظه داریم اشتباه فک می کنیم ولی مثلا خودمون متوجه نشیم و به هر چیزی که اسمش حقیقت بزارم دچار وسواس میشم و من از درون بد جوری اذیت میکنه و همی افکار باعث شده از زندگیم لذت نبرم و همیشه سرم درد میگیره چون احساس میکنم کل دنیا شایدغلط باشه. دکتر باور کنید زندگی کردن برام خیلی سخت شده و همیشه مضطرب هستم که احساس میکنم همی الان ی چیزی از درون داره منو میخوره خلاصه خیلی دارم رنج میبرم البته هم روان پزشک رفتم و هم روانشناس ولی فقط برای ی هفته الی دو هفته حالم خوب شد دوباره حالم به حالت قبلی برگشت. دکتر خواهشا به من بگید من با هیپنوتیزم درمانی خب میشم ؟ من حاضرم هرچقدرم هزینه کنم که فقط خوب بشم و قول میدم تمام تمریناتی که بگین انجام بدم
سلام سانیار عزیز.
از اینکه پاسخها بعلت مشغله کاری طول میکشد عذر میخواهم. درمان وسواس فکری از کاربردهای هیپنوتیزم است و حدود ۱۰ جلسه نیاز دارد. موفق باشید.
سلام من بادوسه جلسه تمرین به حالت اول سمنامبول رسیدکه بی نهایت لذت بخش بود ولی ادامه ندادم چطودبیام خدمتتان که شرطی سازیم کنید؟میتونم باخودشماتماس بگیرم حرفام زیاده.
سلام سروش جان .
خیلی خوبه ، افرین . شما میتوانید با تلفنهای مشاوره تهران : ۹۰۹۲۳۰۵۰۷۶ و مشاوره شهرستان : ۹۰۹۹۰۷۰۳۹۸ که درسایت هم هست از تلفن ثابت و بدون گرفتن صفر و یا ۰۲۱ تماس بگیرید.
موفق باشید.
سلام دکتر باشرطی سازی چندجلسه وبین هرده جلسه چندروزفاصله باشه که خودهیپنوتیزم شد؟وأیابده نیازبه دکترمیشه نواقص خودروبرطرف وباخودهیپنوتیزم به گذشته آینده وحتی دنیای پس ازمرگ رفت؟
سلام
من می خواستم بدونم که آیا ممکنه شخصی هیپنوتیزم نشه؟
من میخوام یه قسمتی از حافظم رو پاک کنم و می دونم که همچین چیزی ممکن نیست و حقیقت رو باید پذیرفت و سعی کرد که در زمان حال زندگی کرد اما می خواستم بدونم که آیا هیپنوتیزم می تونه “واقعا” این خاطره رو کمرنگ کنه یا کمک کنه که با یاد آوریش کمتر عذاب بکشم؟ من خیلی درمونده شدم ازتون خواهش می کنم که صادقانه جوابمو بدید…
ممنون
سلام .
با هیپنوتیزم میشود ” آزار خاطرات بد” را کم کرد یا از بین برد و کسی که قدرت هیپنوتیزم پذیریش کم باشد با صرف وقت بیشتری میتوانم کمکش کنم که بتواند از برکات هیپنوتیزم بهره ببرد. موفق باشید.
باسلام وعرض خسته نباشی خدمت جناب دکتر حریری
من ۴۰ سالم و قبلا دو بار افسردگی گرفتم و با دارو در کوتاهترین مدت درمانشدم اما اکنون ۸ماه است که من دچار افسردگی شدم و از داروهای مختلف استفاده کردم وتا حد بسیار کم پایین آمده و دچار اختلات در خوابم شده و همش یا تو فکرم یا اگر درمدت کمی بخوابم خواب سبک و همش خواب میبینم آیا امید هست با هیپنوتیزم درمان شوم و از این بیماری خلاص شوم قبلا از بذل لطف شما سپاسگزارم
سلام خانم یاآقای قلعه نویی
مممولا افراد افسرده زیاد تر از معمول می خوابند . در هرصورت این مشکلاتتان با ۸ جلسه بهبود می یابد. موفق باشید.
سلام
من هر چی سایت رو گشتم شماره تماس با مطب یا آدرسش رو پیدا نکردم. ممکنه بفرمایید چطور میشه مشاوره گرفت؟
سلام دنیای عزیز
آدرس مطب و شماره تلفن آن در سمت راست سایت و همچنین در قسمت بالائی سایت روی ارتباط با ما کلیک نمائید نوشته شده است با این حال به اطلاع می رسانم که آدرس مطب جهت انجام هیپنوتیزم درمانی تهران – ضلع شمالی فلکه اول صادقیه – خیابان گلناز دهم – نبش خیابان پانزدهم شرقی – پلاک ۱۱ – طبقه چهارم – واحد ۱۰ و تلفن آن ۴۴۲۷۶۳۱۱ و ۴۴۲۷۶۳۲۶ ۰۲۱- ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ است .جهت مشاوره با تلفنهای ذکر شده تماس بگیرید تا برای شما تعیین وقت شود . موفق و موید باشید .
دختری ۳۷ساله هستم ۱۳سال است که مبتلا به بیماری لوپوس میباشم عوارض ناشی از این بیماری طی سالیان گذشته منجر به ضایعه فشار بالای ریه و در نتیجه بزرگ شدن یطن راست قلب و همچنین تخریب مفصل لگن سمت چپ شده است که در مورد مشکل لگن میبایست جراحی و پروتز جایگزین شود که متاسفانه به دلیل نارسایی قلب امکان بیهوشی میسر نمیباشد با راهنمایی یکی از دوستان و مطالعه ای که از قبل در رابطه با مقوله هیپنوتیزم و تاثیر آن به روی ضمیر ناخودآگاه و نتایجی که بی شباهت به معجزه نبوده به این قکر افتادم که با توجه به شرایط موجود تنها راه ممکن برای بهبود وضعیت لگن و البته مشکلات دیگرم بهره بردن از این تخصص فوق العاده شاید تنها راه ممکن باشد ، از شما تقاضا دارم ارائه طریق بفرمایید .
سلام شکوفه خانم
از اینکه دچار این بیماری و این عوارض شده اید ناراحت شدم . این بیماری یک بیماری خودایمنی است که استرسها و فشارهای عصبی در پیشرفت آن نقش دارند . مدارک پزشکی خود را بیاورید تا بررسی کنم . در ضمن همزمان با هر برنامه ائی که پزشکان معالج شما توصیه می نمایند، برای انجام چند جلسه هیپنوتیزم درمانی از دفتر من وقت بگیرید . هیپنوتیزم روی تنظیم سیستم ایمنی بدن موثر است . برای شما امید بهبودی دارم .
سلام اگه میشه ادرسی یا شماره ای از مطب خودتون بدین برایه همسرم میخوام که استرس ۱۵ ساله داره و هیچ جور با هیچ دارو و روانپزشکی هم خوب نمی شه!
آدرس مطب : ضلع شمالی فلکه اول صادقیه – خیابان گلناز دهم – نبش خیابان پانزدهم – پلاک ۱۱ – طبقه چهارم – واحد ۱۰ است – تلفن ۷۰-۴۴۶۱۵۲۶۹- ۴۴۲۷۷۴۸۷- ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ جهت تعیین وقت . لطفاً با تعیین وقت قبلی مراجعه فرمائید .
سلام خسته نباشید من ۲۵ سالم و از خجالتی بودن و سرخ شدن چهره خیلی رنج میبرم حتی یکی جلوم ازم تعریفم میکنه سریع قرمز میشم میخواستم بدونم راه درمان داره و چند جلسه .متشکرم
سلام نگین خانم
بخشی از مشکل شما مربوط به اعتماد به نفس می باشد که با هیپنوتیزم درمانی قابل برطرف شدن می باشد . تعیین تعداد جلسات درمان با هیپنوتیزم پس از گرفتن شرح حال و تشخیص دقیق میسر میباشد . متشکرم
باسلام آقای دکتر واقعا از صمیم قلب ازتون تشکر می کنم که با حوصله به سوالات پاسخ میدین من ندیدم تاکنون چنین پزشکی که علی رغم مشکلات وگرفتاری شغلی وغیره بدون هیچ ادعایی مشکلات را بررسی و جواب بده به هرحال ازتون ممنونم اجرتان با خدا
سه سوال دارم ممنون میشم جواب بدین
۱- اگر کسی که چندبار دچار مشکلات روحی و مالی خاصی شده واکنون نمیتواند فکرش را متمرکز ، برنامه ریزی وتصمیم درست بگیرد براش راه حلی پیشنهاد می کنید
۲- آیا میشود کاری کنید که با توجه به موارد فوق که اشاره نمودم افکار متفرقه و وسوسه انگیز را از ذهنم خارج و فقط افکار مثبت داشته وانرژی مثبت داشته باشم؟
۳-آیا میشودبا این هیپنو تیزم زندگی شاد و خوب داشته باشم که بتوانم بر مشکلات فائق آیم؟
منتظر جوابتون هستم که بیام نوبن بگیرم
سلام .
۱- بنظر میرسد بیشتر از هر چیز به مشاوره شغلی نیاز داشته باشد که یکی از شاخه های مشاوره و روانشناسی است.
۲- جزیات بسیاری نیاز هست که بفرمایید تا منظورتان روشن شود.
۳- در زمینه هایی که هیپنوتیزم کاربرد دارد ، امکان پذیر هست. در همین سایت ، صفحه کاربردهای هیپنوتیزم را بخوانید. موفق باشید .
با سلام خدمت جناب آقای دکتر حریری
هرشخصی که برای اولین بار چهره شما رو میبینه متوجه مهربانی قلبی شما میشه و این واقعاً حس خوبی رو منتقل میکنه. آقای دکتر من از طرفداران این فن هستم (فقط طرفدار!)به این خاطر که توفیق تست هیپنوتیزم رو هنوز پیدانکردم.عاشق استاد کابوک عزیز و کتابهاشم.آقای دکتر در جامعه امروزی که تنش و اضطراب و استرس حرف اول رو میزنن وجود آرامش و آسایش معنا پیدا میکنه. آقای دکترنمیدونم هزینه انجام هیپنوتیزم آیا مثل هزینه اینترنت تو ایران گرونه یا نه؟!متاسفانه به این فن هنوز توکشورماخوب توجه نشده و هیچ استاد هیپنوتیزمی رو ما در رسانه ها نمیتونیم ببینیم.شما با اینقدر ویژگی نباید حتی برای یکبارمصاحبه ای با شما پخش بشه؟!!این متاسفانه همون نگرشی رو القاء میکنه که هنوز این فن مورد اقبال خواص و عوام قرار نداره. به هرروی این وظیفه متولیان این امره که با تلاش و سعی بیشتر بتونن در جهت متقاعد سازی جامعه گام های لازم رو بردارن. خب آقای دکترعذرمیخوام سرتون رو درد آوردم.من فقط یه درخواست دارم اگه میشه یه مقدار در مورد مدیریت خاطرات بد و یا حذف و یاجایگزینی اون با خاطرات خوب صحبت کنید. حالا شما نوع خاطره بد رو اینطور فرض کنید که یادآوریش موجب نگرانی و یا ترس از بی آبرویی ،خجالت و …میشه .امیدوارم منظورم رو خوب متوجه شده باشید. خواهش میکنم به این نکته دقت کنین که هرکسی نمیتونه بیاد پیش شما یا بره پیش کسی دیگه و فقط باید با خودش حرف بزنه. آیا حرف زدن و بازآوری خاطره ها و نوشتن اون خوبه یا باید اجازه بروز افکار و تراوش اون رو نداد. این واقعاً آدم رو سر دوراهی قرارمیده.آقای دکتر خواهش میکنم طوری جواب بهم بدین که حس تازه گی رو درم ایجاد کنه. هیچ گونه اختلالی خوشبختانه ندارم. فقط و فقط همین.قبلا۱بار پانیک داشتم حدود ۱۰ سال قبل.یه کم هم وسواس فکری و عملی دارم.یه کم هم وقتی فکرش رو میکنم احساس میکنم نکنه افسرده شده ام! چند وقت پیش زیاد به اون خاطره ها اجازه دادم به ذهنم بیان و مدام ترسش هم میومد که یکدفعه احساس اضطراب شدیدی بهم دست دادولی خداروشکرمثل فبل نشدم.آقای دکتر متنم خیلی زیاد شد ببخشید. فقط ممنون میشم زودتر یه جواب خوبی بهم بدین و راهکار مناسبی بهم بدین.ممنون.خدای متعال شما رو در خدمت به خلق یاری و یاوری بکند انشاالله..
سلام SAM عزیز.
از لطف شما بسیار ممنونم. قسمت آخر نامه شما مرا به دوران جوانی برد زمانیکه هنوز کار پزشکی معمولی را انجام میدادم. آنروز در مطب بیمار میانسالی آمد و در شرح حال بیماری خودش چیزهایی گفت و تاکید کرد هیچ سابقه پزشکی خاصی ندارد در حین معاینه آثار جراحی روی قفسه سینه اش بود با تعجب از اینکه منتظر هیچ سابقه پزشکی خاصی نبودم ، پرسیدم این چیست؟ گفت چیزی نیست فقط عمل قلب باز کرده ام !
در مورد رفع آزار خاطرات بد زیاد نوشته ام . همه آنها هم یادآوریشان موجب نگرانی و یا ترس از بی آبرویی ،خجالت و …میشود و به همین خاطر است که بد هستند . در فرایند درمان مراجعه کننده ، مرحله به مرحله به درمانگر خود اعتماد میکند و مطالب خیلی محرمانه اش را بتدریج میگوید تا درمان شود و گرنه آن خودگویی ها و خود درمانیها امکان دارد برعکس تشدید کننده و مخرب باشند .
با تلفن های دفتر من ، خانم صادقی تماس بگیرید تا برای مشاوره تلفنی یا حضوری راهنمایی شوید. موفق باشید .
با سلام. ممنون آقای دکتر که وقت میگذارید و جواب می دهید. من الان حقیقت نمیتونم بیام پیشتون به دلیل مشغله ای که هست و بعد مسافت. آقای دکتر فقط بگم مطمئنم این افکار بیشتر ریشه در کودکی و نوجوانی من داره تا جوانی و بس.حالا نمیدونم همیشه تقصیر را باید به گردن اون دوران انداخت؟؟!!ولی فکرمیکنم پایه این افکار همون دورانه.ولی میدونم خودم این افکار رو پرورش دادم که دیگه سخت میشه جلوشو بگیرم؟چون تا چند سال پیش هم با خودم یدک میکشیدمشون ولی اصلا به این وضع الان نبود.(بهش فکرنمیکردم).یادمه یه دفعه توی یه مقطعی زیاد بهش فکرکردم (چندسال پیش(در تنهاییم.) برا همین دیگه فراموش کردنش سخت شده.البته این تفسیر خودمه،ببخشید.به هرحال آقای دکتر خواهشی که ازتون دارم لااقل مختصری اگه میشه یه جوری کمکم کنید. میگم من روابط عمومی خوبی هم در محیط کار وهم بیرون با مردم دارم و فقط وقتی فکر اون خاطرات که هجوم میارن درونم با هم صحبت میشه میگه اگه بفهمن چقد زشت میشه و یه جورایی عزت نفس و حرمت نفسم رو کاهش میده بعدش همون لحظه فکرم رو منحرف میکنم و نمیدونم با این عمل سرکوب میشه یا مدیریت؟!باور کنین اون لحظه اصن بهش فکرم نمیکردم و خودشون یه دفعه میان.حالا نمیدونم چیزی میبینم که این افکار وارد میشن و یا ربط به مسائل دیگه ای داره.راستی بگم آقای دکتر وقتی دیگران توی ادبیات محاوره ای خودشون اون کلمه یا کلماتی که بهشون حساسیت دارم رو میگن یا تصویری مشابه از اون صحنه ها رو میبینم دقیقاازدرونم ناراحت میشم و احساس گناه و قربانی شدن بهم دست میده حالا نمیدونم اغراق میکنم یا غلو؟ (الان با خودم گفتم اینایی که نوشتی آقای دکتر قطعاً میگه باید بستری بشی.!!)آقای دکتر ببخشید مزاح کردم.فقط انتظارم اینه جوابی که به این شرح حالهای اینجوری هم میدین مختصر و مفید باشه، و میدونم مراجعه حضوری بهتره ولی مطمئناً شما با موارد مشابه مثل من زیاد روبرو شدین و شاید بشه موقتاً راهکاری بررای مدیریت این افکار بهم بدین. اینم بگم از وقتی دارم اطلاعاتم رو در مورد ضمیرباطن افزایش میدم حالم بهترشده و تونستم با صحبت های تلقینی مثبت روحیه ام رو بالا نگه دارم.لااقل اگه این روش های معمولی خوبه بگید ادامه ش بدم یا نه؟نوشته اید مشاوره تلفنی ولی شرمندم به خاطر اینکه هیچ وقت اینکارونکردم چون با خودم میگم حرفام رو نباید تلفنی بزنم و اجازه به خودم نمیدم.حالا آقای دکتر اگه تونستید نوشتاری کمکم کنید ممنون میشم،اگر هم نمیشه باید بگم کجدار مریز باید برم جلو تا فرصت مناسبی برام پیدا بشه بیام.آقای دکتر نهایتش این افکار با من چکار میتونه بکنه اگه در برابرش مقاومت کنم یا به نوعی با این روش ها اجازه ورود به ذهنم بدم؟ خدای ناکرده رو رفتارم تأثیری که نداره؟همین چند خط هم اگه برام بنویسید چه جوابتون خوب باشه یا بد میدونم یه جورایی فصل الخطاب برامه و فوق العاده خوب یا بد در روحیه ام موثره.بازم ممنونم.
باسلام آقای دکتر آیا مشکلات جنسی اعم از انزال منی وعدم نعوظ کامل و… با هیپنوتیزم قابل درمان است ؟؟
سلام آقای مرادی
می گویند قابل درمان است اما من در این زمینه کار نمی کنم .
باسلام خدمت آقای دکتر حریری عزیز موفق باشید مردی حدود ۴۸ساله هستم که به دلیل اشتباهاتم تا حدودی دچار ورشکستگی مالی شدم که هرکاری می کنم راه نجاتی را نمی بینم از دعا گرفته تا تلاش وهمین باعث شده که حتی فکر بهتر شدن زندگی هم نمیتونم بکنم تا چه رسد به تلقین و تلاش چون قبلا هم دچار افسردگی بود م وداروی سیتالوپرام مصرف می کردم اصلا آرامش روحی وروانی ندارم و نمیتوانم هیچ تصمیمی بگیرم وراهی درست برای نجات از این مشکلات اقتصادی پیدا کنم آیا ۱- راه درمانی است ؟ ۲-آیا میتوان کاری کنید که فقط فکر خوب وپیشرفت وتحول کنم واصلا افکارمنفی نکنم؟؟؟۳- آیا میشود کاری کنید که زندگی خوش و پر رونقی داشته باشم؟؟؟؟ ممنون میشم آقای دکتر منتظرم که جواب بدین وبیام وقت بگیرم .
سلام آقای محمد رضا دا
بنظرم به مشاوره شغلی نیاز دارید . در این مورد با تلفنهای من با خانم صادقی جهت مشاوره شغلی تماس بگیرید. موفق باشید
سلام آقای دکتر حریری
این حرفایی که میخوام بزنم تا حالا به کسی نگفتم جون یک مقداری نا به هنجار هستن
من ۲۰ سالم هستش حدود ۶ ساله پیش در اتوبوس یه یک همجنسباز که پیر هم بود برخوردم و …………………………..
مشکلات روانی من از همون موقع شروع شد البته قبل از این اتفاق من هم خجالتی و هم پر استرس بودم این اتفاق با عث شد که من زندگیم عوض بشه من همیشه جزو بهترین شاگرد های مدرسه بودم ولی سالی که میخواستم انتخاب رشته کنم
همون سالی بود که این اتفاق برای من افتاد درس ریاضی رو افتادم و تاثیر زیادی تو انتخاب رشته برای من داشت من با این حال رشته ی کامپیوتر رو انتخاب کردم و دانشگاه دولتی شهرم یعنی اصفهان قبول شدم سعی کردم این مشکل رو با گذشت زمان حل کنم ولی نشد کم کم دیگه از جامعه خودم رو کنار کشیدم و تنهایی رو انتخاب کردم شغلمم هم برنامه نویس هست انقدر توی این زمینه خوب کار کردم که پروژه های بزرگی تا علان به من پیشنهاد شده حتی استاد خود بنده به من پیشنهاد شراکت داده ولی این مشکلات روانی به من اجازه ی هیچ فعالیتی رو نمیدن من توی دانشگاه ۲ ترم هست که می خوام ۱۱ واحد رو پاس کنم ولی تمرکز فکری برای
من نمونده .
بارها شده توی دانشگاه بحث های علمی میشه و من شاید به عنوان تنها شخص در کلاس تسلط کامل روی بحث در زمینه ی برنامه نویسی دارم ولی به دلیل عدم اعتماد به نفس قادر نیستم مطلب رو ارایه بدم
بدلیل نداشتن تمرکز مجبور شدم ساعات بیشتری رو مطالعه کنم
اقای دکتر من تا الان دوست نداشتم قبول کنم مشکل دارم ولی دیگه کم اوردم
من شخصا ادم ارمان گرا هستم و همیشه برای ارزوهام تلاش زیادی کردم ولی این مشکلات بد جوری یغمو گرفته
اگر قابل درمان هست تورو خدا جواب بدین
سلام سعید عزیز
از مشکلات پیش آمده برای شما متاثر شدم . مشکل شما باترکیب هیپنوتیزم درمانی و مشاوره روانشناسی قابل درمان است . موفق باشید .
تشکر بابت جوابی که دادید
می خواستم بدونم مطب شما تهران هست ؟
من اگه بخوام بیام چند جلسه پیشنهاد می کنید ؟
سلام سعید جان
بله مطب درتهران- ضلع شمالی فلکه اول صادقیه – خیابان گلناز دهم – نبش خیابان پانزدهم شرقی – پلاک ۱۱ – طبقه چهارم – واحد ۱۰ می باشد که جهت تعیین وقت حتماٌ با شماره تلفنهای ۴۴۲۷۶۳۱۱ و ۴۴۲۷۶۳۲۶ ۰۲۱ و ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید . در خصوص تعداد جلسات در جلسه ای که شرح حال کامل گرفته می شود عمق آزار روحی شما مشخص و به تبع آن تعداد جلسات درمان مشخص میگردد . متشکرم
سلام و خسته نباشید خدمت شما. چند سوال در مورد هیپنوتیزم ازتون داشتم:
۱: اگر فردی از متخصص هیپنوتیزم بخواهد که خود هیپنوتیزم را برایش شرطی سازی کند اینکار به چند جلسه نیاز است؟
۲:حالت خلسه ی عمیقی که قبل از به خواب رفتن کامل ایجاد میشود تا چ حد عمیق است؟ آیا میشود کسی خودش را دراین حالت خلسه،نسبت به خود هیپنوتیزم با تلقین شرطی سازی کند تا دیگر نیازی به چند ماه تمرین خودهیپنوتیزم و مراجعه به متخصص هیپنوتیزم برای شرطی سازی نداشته باشد؟
۳:آیا میشود به وسیله خودهیپنوتیزم علاقه مندی به درس هایی مثل ریاضی و فیزیک ایجاد کرد؟ من درهنگام مطالعه دروس معمول خیلی زود ،کمتر از چند ساعت دلسرد میشوم و کتاب را نمیخوانم تا چندین روز بعد که شاید به طرفش بروم. شخصا خیلی راحت طلب و تنبل هم هستم!)
۴: اگر شخصی بوسیله خودهیپنوتیزم به حالت خلسه برسد باید در چ درجه از خلسه عمیق قرار گیرد تا تلقیناتش بهترین و سریعترین اثر را داشته باشد؟(منظورم از نظر زمانی و تعداد جلساته که هرچه کمترباشد بهتر! ). مثلا در طی ۱یا۲بار خودهیپنوتیزم عمیق،تلقیناتش را خیلی سریع وعملی به ضمیر ناخودآگاهش منتقل کند؟
۵:شما درزمینه های پاراسایکولوژی(به مانند جناب دکتر رضا جمالیان) مخصوصا برون فکنی روحی ، فعالیت یا اطلاعاتی دارید؟
۶: در کشور مخصوصا مشهد کلاس های آموزش هیپنوتیزم برگزار میشود یاخیر؟و با چه شرایطی میتوان در این کلاس ها شرکت کرد؟
۷: شما در شهر مشهد هیپنوتراپیست مطمئن و کاملی میشناسید . اگر میشناسید و مشکلی ندارد لطفا ایشان را معرفی کنید؟
با تشکر فراوان از شما استاد گرامی و پوزش بسیار بدلیل پرحرفی و سوالات زیاد .
سلام علی آقا.
۱-سه جلسه .
۲- متوسط است. بدون راهنما سخت است و دیر به نتیجه می رسید .
۳- بله می شود.
۴- هر چه عمیقتر بهتر . دنبال نتیجه سریع وضربتی نباشید .
۵- اطلاعات بله ، فعالیت خیر !
۶-کسانی میتوانند هیپنوتیزمدرمانی را یاد بگیرند که درمانگر محسوب شوند و دارای عضویت نظام پزشکی یا امثال آن باشند؛ مانند جامعه پزشکان، دندانپزشکان، روانشناسان، پرستاران، ماماها و همچنین فیزیوتراپیستها. آنها باید بتوانند تشخیص دهند که هیپنوتیزم برای چه بیمارانی مناسب است و برای چه بیمارانی مناسب نیست.
۷- می توانید با انجمن آن شهر تماس بگیرید.
موفق باشید.
سلام آقای دکتر حریری مهربان
من مطالب سایت شما رو مرتباً دنبال میکنم و خیلی خوشحالم که با چنین سایت خوب و پر باری آشنا شده ام و از مطالب سود مند آن استفاده میکنم . از اینکه همکاران روانشناس و روانپزشک در سایت شما نیز فعالیت خود را آغاز نموده اندو به مانند نوری است که به انوار آن سایت تابیده و آنرا پر بار تر و مفید تر نموده است تشکر و قدردانی میکنم و برای شما و سایر همکارانتان که خالصانه خدمت می کنید اجر خداوندی را طلب میکنم.با تشکر مجدد شیوا رمضانی
سلام خانم شیوا رمضانی
من نیز از لطف شما و همه کسانی که مشوق ما هستند و یاریمان می کنند تشکر می کنم. به امید سلامت و موفقیت همه شما
با سلام،
از کجا بفهمیم که هیپنوتیزم شدیم. من مشکل ترس اجتماعی دارم. هزینه مهم نیست. قبلا” هم هیپنوتیزم درمانی کرده ام. خواهشمندم راهنمایی بفرمایید.
سلام شاهین جان .
اگر شما قبلا هیپنوتیزم درمانی کرده اید ، تفاوت هیپنوتیزم و حالت معمولی را حتما متوجه شده اید ؛ سوال شما مبهم است و اینکه قبلا برای چه منظوری هیپنوتیزم درمانی کرده اید ؟ در هر صورت با تلفنهای من تماس بگیرید تا راهنمایی شوید . موفق باشید .
با سلام. جناب آقای دکتر اینجانب ۳۲ ساله دانشجوی کارشناسی ارشد دچار مشکل خجالت و کمرویی در جمع هستم و به همین دلیل توانایی ارایه کنفرانس در کلاس و احقاق حق خودم را ندارم.بنظر میرسد دلیل مشکل بنده رفتار سختگیرانه پدر و مادرم در دوران کودکی می باشد که اجازه صحبت در جمع را نمیدادند. آیا برای مشکل بنده در حوزه تخصص حضرتعالی راه حلی وجود دارد در زمان نسبتا کوتاه؟ با احترام
سلام محمد آقا.
بنظر میرسد مشکل شما ترکیبی از اضطراب حضور در جمع ( sociophobia ) و پایین بودن اعتماد بنفس است . با شش یا هفت جلسه هیپنوتیزم درمانی به لطف یزدان بهبود می یابید البته نیاز به گفتن نیست که تمریناتی را هم حتما باید انجام دهید. موفق باشید.
سلام اقای حریری…من به علت خاطرات گذشتم و هدفی که در اینده دارم خیلی استرس دارم و روانشناس هم گفتند که استرس ناخوداگاه دارم…مدتی هم دارو های اعصاب خوردم ولی فایده ای نداشت….این استرس باعث شده حتی در مشکلات عادی هم دچار مشکل بشم و به سرعت تپش قلب میگیرم…میخواستم بدونم ممکنه با روش هیپنوتیزم بیدار مشکلمو رفع کنید؟؟….ممکنه بعد از یه مدت به حالت اول برگردم؟؟ممنون
maryam خانم سلام .
اضطراب بکلی با هیپنوتیزم برطرف میشود و چون در جلسه سوم یا چهارم به شما خودهیپنوتیزم را هم آموزش میدهم اثرات آن دائمی باقی می ماند. موفق باشید .
سلام.آیا مرکز شما دنبال نیروی کار هست؟ارشد بالینی باتشکر
سلام خانم صدف.
بله . لطفا با ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرید تا با خانم صادقی صحبت و هماهنگی بفرمایید.
موفق باشید .
سلام آقای دکتر مرسی از جوابتون فقط یک سوال دیگه اونم اینکه من همیشه صدای قلبم رو احساس میکنم و این مسئله خیلی آزارم میده حتی چند بار نوار قلب گرفتم و ۵ ماه پیش هم رفتم اکو قلب ولی بهم گفتن مشکلی ندارم شکر خدا حالا میخواستم بدونم این تپش قلب هم با این روش شما بهبود پیدا میکنه چون من اگر استرس هم نداشته باشم صدای قلبم رو میشنوم.
سلام من خیلی مشکلات بیخوابی بی اشتهایی و… دارم . بنظرم به هیپنوتیرم نباز دارم اگه بشه پیش آقای دکتر برم. به ایمیلم جواب بدهید. ممنون
کار که نشد نداره عزیزم کافیه تماس بگیرید و وقت ملاقات بگیرید . همان تلفنهای همیشگی : ۴۴۶۱۵۲۶۹ و ۴۴۶۱۵۲۷۰ و ۴۴۲۷۲۴۷۴و۴۴۲۶۸۷۴۷و ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ برای این موارد حدود پنج جلسه لازم هست . اگر مورد دیگری هم باشد در خلال همین جلسات مرتفع میشود به شرطیکه از قبل مرا در جریان بگذارید تا تلقینات مربوطه را برایتان طراحی کنم . در ضمن در تماس با همان تلفنها میتوانید وقت مشاوره تلفنی هم بگیرید که خلاصه ای از مشکلاتی که نام نبرده اید را مطرح فرمایید. ممنونم.
سلام جناب آقای دکتر حریری :
من حدود یکسال و نیم هستش که با مشکل اضطراب شدید درگیر هستم و هر روز به جای بهتر شدن بدتر میشم دیگه از این دلهره ها و استرس های بیجا خسته شدم خواهش میکنم کمکم کنید. من ۲۴ سالم هست و متاهل هم هستم لطفا اگه میشه به من بگید مشکل من با چند جلسه برطرف میشه ممنون میشم.
سلام سهیلای عزیز.
خب شما به درمان اضطراب احتیاج دارید که با حدود ۴ جلسه انشاءالله بهبودی می بابید .
در مطالبتون خاطره ای نوشته بودید از اینکه میتوان از طریق هیپنوتیزم خاطرات بد را فراموش کرد. آخه من در سایت دیگری خونده بودم که نمیشه و یا فقط کمرنگ تر میشه. این مطلب که امکانش هست واقعا خوشحالم کرد.
اما سوال دیگری هم داشتم. در همان سایت این را هم خوندم که بعد از هیپنوتیزم شخص تقریبا تمام آنچه را که طی هیپنوتیزم اتفاق افتاده را به یاد میاورد. آیا این موضوع صحیح است؟ من تصور میکردم که چیزی از جریان هیپنوتیزم به یاد نمیاورد!
سلام نرگس عزیز.
احتمالا اشتباه متوجه شده اید. خاطرات هر چقدر هم که بد باشند جزئی از گذشته ما بوده اند و واقعیت هایی هستند که نمی توان آنها را انکار کرد یا از بین برد ، فراموش هم نمیشوند چون بهرحال چیزهایی ما را بیاد آنها می اندازند. ضمن اینکه فرار کردن از آنها ما را بیشتر دچار بحران میکند و آزار میدهد . اما با هیپنوتیزم میشود آزار آنها را کم کرد یا از بین برد و تغییر داد . در مورد مطلب دوم اگر به تعریف هیپنوتیزم که : هیپنوتیزم یک هشیاری متمرکز است توجه کنیم متوجه میشویم که هیپنوتیزم خواب نیست و بیداری است و بنابراین بیاد می آوریم . ممنونم.
با درود
میخواستم بدونم آیا از طریق هیپنوتیزم میتوان خاطرات بد در گذشته را کمرنگ یا از بین برد؟
سلام نرگس عزیز.
خاطرات هر چقدر هم که بد باشند جزئی از گذشته ما بوده اند و واقعیت هایی هستند که نمی توان آنها را انکار کرد یا از بین برد ، فراموش هم نمیشوند چون بهرحال چیزهایی ما را بیاد آنها می اندازند. ضمن اینکه فرار کردن از آنها ما را بیشتر دچار بحران میکند و آزار میدهد . اما با هیپنوتیزم میشود آزار آنها را کم کرد یا از بین برد و تغییر داد .
با سلام خدمت آقای دکتر حریری
ابتدائا خدمتتان عرض کنم که حقیر از دوران مجردی و جوانی علاقه وافری به هیپنوتیزم داشته ام و از آنموقع مطالعات و دوره هایی را نیز دیدم.اما برای درمان بیماریها نیاز به تخصص هست که انشائالله نزد شما هست و امیدواریم همه ما بتوانیم از آن بهره مثبت ببریم .و اما مسئله ای که برای من و یا بهتر بگویم همسرم وجود دارد مسئله وسواس است که حدود ۴یا ۵ سال گریبانگیر زندگی ما شده و تقریبا موضوع اصلی آن.متاسفانه همه ما از این بیماری ایشان رنج می بریم .البته لازم است که بگویم ما یک پسر ۷ ساله هم داریم.از شما تمنا میکنم ما را راهنمایی بفرمایید.متشکرم
سلام محمد آقای عزیز.
شاید از وسواس شستشو یا وسواس پاکی و نجسی صحبت میفرمایید. وسواس از بیمایهایی است که درمانش طولانی است و با هیپنوتیزم معمولا هشت تا نه جلسه وقت می برد. انشاءالله که همسر شما بتوانند از این مشکل رهایی یابند. متشکرم .
سلام
ممنونم از پاسختان آقای دکتر.وسواس ایشان وسواس پاکی و نجسی میباشد.آقای دکتر آیا درمان قطعی با این تعداد جلسات حاصل میشود یا درمان نسبی است .زیرا ایشان تحت نظر روانپزشک میباشد و دارو مصرف میکند و هنوز نتیجه خاصی حاصل نشده است.در صورت امکان هزینه درمان را برایم ایمیل بفرمایید.ممنونم.
ba salam doreye kotahi dideam va kheyli alaghe daram
man iman daram ba hipnotizm mitunim bimarihaye na alaj ro ham darman konim
مینای عزیز؛ گاهی شما علم و اطلاعات و تجربه ای دارید که بر اساس آن چیزی را مطرح میکنید اما طوری مطرح میشود که در شنوندهای که آن علم و تجربه را ندارد، مقاومت و عناد و ستیزه ایجاد میکند چون چیز دیگری برداشت کرده است که صحیح نیست. در فرمایش شما چیزی هست که شبیه گفته من است که در جایی نوشتهام : “جذابیت هیپنوتیزم، ارایه راهحل در مواردی است که علم پزشکی برای آنها راه حلی ندارد و یا خیلی محدود است و یا راهحل پیشنهادیاش خیلی طولانی است. مثل تقویت حافظه، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد انگیزه، مدیریت خاطرات بد، ترک سیگار، دیدن کابوس و سایر اختلالات خواب، درمان وسواس، درمان اضطراب، بیماریهای روان تنی، درمان میگرن و سردردهای تنشی و سایر مطالب. بلی در چند مورد آخر داروهایی وجود دارد مثلا برای خواب چند دارو هست ولی آیا معضل اختلالات خواب برطرف شده است؟ برای میگرن چند دارو وجود دارد و همه میگرنی ها از آنها خورده اند و میخورند ولی هنوز از میگرن رنج میبرند. این نشان میدهد که ما پزشکان در کنترل این موارد با علم پزشکی کلاسیک ناکام بودهایم. اما هیپنوتیزم برای اینها راه حل دارد.”
همینطور دیده شده و گزارش شده است که بعضی افراد سرطانی با هیپنوتیزم و بدست آوردن آرامش و نگرش جدید و بهتر، توانسته اند با مرگ مقابله کنند و بیماری را به عقب برانند.
اثبات شده و تجربه شده که بیماری MS که یک بیماری لاعلاج است با هیپنوتیزم و بدست آوردن آرامش میتواند متوقف شود و پیشرفت نکند.
در مورد همین آقای یوسف الف که در سایت ذکر کردهام، و قرار بود پای ایشان قطع شود و با هیپنوتیزم از این فاجعه نجات پیدا کرد و این مورد را برای اولین بار من انجام دادهام و گزارش کردهام، در این مورد هم هیپنوتیزم کمک کننده بوده است.
البته بجز چند مورد دیگر که من الان ذکر نکردهام، در بقیه بیماریهای ناعلاج از هیپنوتیزم استفاده نشده است و محتاج بررسی است.
از علاقمندی و انرژیهای مثبت شما ممنونم.
مینا جان ؛ از علاقمندی شما خوشنودم و امیدوارم که از منبع صحیح و علمی اطلاعات خودتان را کسب کرده باشید، ثانیا امیدوارم که اطلاعات خود را به روز و پیشرفته کنید و هر چه که میخوانید و میشنوید را علاوه بر اینکه با دید باز امکان درست و صحیح بودن آنرا در نظر میگیرید، با عقل و منطق، آنرا بررسی و نقد کنید؛ و هم در محتمل دانستن آن و هم در نقد آن، احساسات را دخیل نفرمایید. امیدوارم موفق و سربلند باشید.