سوالات افسردگی
2013-01-19هیپنوتیزم و باورهای نادرست
2013-01-22
«احساس ميكنم كه خيلي بيكس هستم»، « همه از من متنفرند» من حتي خودم هم از خودم متنفرم . چگونه ميتوانم از اين چاه نكبت خلاص شوم» «نميتوانم درس بخوانم» « من هيچ دوستي ندارم» آيا اين جملات آشناست؟ آيا نظير چنين جملاتي را از زبان نوجوان خود شنيدهايد؟
افسردگی نوجوانان بيشتر از آنچه قبلاً فكر ميكردند، رايج است. نوجواني كه بنظر گوشهگير و تنها ميرسد، در بيشتر موارد درگير يك دوره حل مسئله است. در حاليكه براي برخي ديگر يك مشكل جدي تر است كه حتي در مواردي ميتواند منجر به خودكشي شود. نوجوانان افسرده احساس غمگيني ميكنند و ممكن است اين حالت را بعنوان احساس بيكسي استنباط نمايند.
معمولاً اينگونه نوجوانان در ارتباطات خود با خانواده و دوستان راحت نيستند. آنها اغلب توانايي تمركز حواس ضعيفي دارند، در شروع عمل و اقدامات خودانگيخته بينهايت مشكل دارند، تغييرات قابل توجهي در نحوه تفكر و رفتار آنها مشاهده ميشود، اغلب اوقات در طول شب با اختلالات خواب مواجهند و تغييراتي در الگوهاي غذاخوردن آنها مشاهده ميشود، ممكن است احساس شديد خستگي كنند، انگار خود را بزور حركت ميدهند يا برعكس برخي از آنان بسيار پرانرژي هستند، ممكن است احساس گناه يا بيارزشي كنند. نوجواني كه مبتلا به بيماري افسردگي است، اگر كمكي كه به آن نياز دارد دريافت نكند، ممكن است اقدام به خودكشي نمايد. بطور عادي نوجوانان وقتي كه غمگين باشند درباره غمشان شكايت يا صحبت ميكنند و سعي ميكنند كه براي رفع آن كاري كنند. بطور كلي افراد در نوجواني از والدينشان دور ميشوند و بيشتر با همسالان خود تماس و ارتباط برقرار ميكنند. تفاوت بين غم معمولي نوجوانان و افسردگي بستگي به مدت زمان، شدت و ميزان انحراف خلق از خلق و رفتار معمول نوجوان دارد. نوجوانان به دلايل مختلف غمگين ميشوند. نوجواناني كه بطور ممتد تحت فشار رواني هستند، افسرده ميشوند و اين موارد بيشتر در خانوادههايي اتفاق ميافتد كه مورد مشابهي در بين اعضاي خانواده از افسردگي وجود داشته است.
چند نكته مهم
– در اجراي انضباط از تقويت مثبت استفاده كنيد. شرمساري و تنبيه در برقراري انضباط ممكن است باعث بروز احساس بيارزشي و عدم كفايت در اداره امور زندگي در نوجوان گردد.
– از ابراز حمايت بيش از حد و راهنمايي بي حد به نوجوان احتراز كنيد. حمايت بيش از حد امكان هر گونه بروز اشتباهي را از نوجوان مي گيرد. هدايت و راهنمايي بيش از حد در زمينه آنچه كه بايد و آنچه كه نبايد توسط والدين باعث ميشود كه نوجوان فكر كند آنها به او اعتماد ندارند.
– انتظار پذيرش مطلق از طرف نوجوان خود نداشته باشيد.
– از نوجوان خود انتظار تكميل و برآوردن آرزوها و اهداف ناكام خود را نداشته باشيد.
مجدداً ذكر ميگردد كه گاهگاهي احساس ناخشنودي در بين نوجوانان شايع است.
درصورتي كه متوجه شديد حداقل 3 مورد يا بيشتر از موارد ذيل بمدت دوهفته يا بيشتر ادامه دارد احتمال ابتلا به افسردگي نوجواني وجود دارد:
– گريه كردن، غمگيني يا بداخلاقي
– گوشه گيري (احتراز از دوستان، فعاليتها و وقايع اجتماعي)
– مشكلات تغذيه
– افت عملكرد مدرسه اي
– فعاليت زيادي يا فقدان فعاليت انرژي
– احساس گناه يا خودكم بيني
– خستگي بيش از حد و دائمي
– اشتغال ذهني بيش از حد در مورد مرگ، مردن يا آرزوي مرگ
اگر نوجواني كه مبتلا به افسردگي است كمكي دريافت نكند ممكن است بعنوان يك راه فرار از اين موقعيت، اقدام به خودكشي نمايد.
1- تهديد يا صحبت كردن در مورد كشتن خود
2- ابراز آمادگي براي مرگ مثل بخشيدن مايملك خود، وصيتنامه، نامههاي وداع، يا خداحافظي كردن)
3- بنحويي صحبت كردن كه انگار هيچ اميدي به آينده ندارد.
4- احساس بيكسي و نااميدي نسبت به خود يا سايرين
نوجواناني كه هر كدام از اين علائم را نشان دهند بايستي حتماً به روانپزشك ارجاع شوند و كمك تخصصي ويژه دريافت كنند. اگر احساس ميكنيد كه نوجوان شما ممكن است از افسردگي رنج ببرد پيشنهاد ميشود كه نسبت به ارجاع او به يك متخصص باتجربه بهداشت روان و انجام ارزيابي دقيق اقدام نماييد.
– داوطلب گوش دادن به صحبتهاي آنان باشيد. زماني را واقعاً صرف نوجوان خود كنيد. احساس نكنيد كه هميشه بايد توان پاسخگويي به سئوالات آنها را داشته باشيد . فقط گوش كنيد.
– مسئله مطرح شده توسط آنها را كاملاً جدي بدانيد. آن مسئله ممكن است براي شما مهم نباشد ولي براي آنها اهميت دارد. به نوجوان خود نشان دهيد كه مورد توجه شماست و سعي در درك او داريد.
– نوجوان خود را تنها نگذاريد. بيان اين جمله كمكي به نوجوان نميكند: «چيزي نشده، سرت را بالا بگير، فردا حتماً روز بهتري خواهد بود، مسئلهاي كه بوجود آمده براي او كاملاً جدي و واقعي است.
– نوجوان را تشويق كنيد كه با ساير بزرگسالان نيز همانند شما صحبت كند. به او پيشنهاد كنيد كه به آنها بعنوان يك دوست بزرگسال اعتماد كند. (اين افراد مورد اعتماد والدين باشند)
– سعي كنيد نشان دهيد كه آنها برايتان اهميت دارند. آنها ممكن است از شما دوري كنند. در كنار آنها بمانيد. سعي كنيد شرايطي را فراهم كنيد كه با شما كاري را بطور مشترك انجام دهند. به آنان تأكيد نكنيد كه بايستي شاد باشند. با آنها و احوالشان كنار بياييد.
– به موقع به آنها پيشنهاد كمك كنيد. دريافت كمك به موقع مانع از فرورفتن نوجوان در افسردگي عميق تر ميشود و پيشگيري از بروز اختلال ميگردد.
– سعي كنيد تا علت اندوه نوجوان را دريابيد . منشاء غم كجاست؟ با درك منشاء بروز غم نوجوان بهترين وسيله براي آزادساختن خود از اثرات آنرا در اختيار دارد.
– انتظار طرد داشته باشيد. اگر سعي در ارتباط يا حمايت از نوجوان افسردهاي را داريد تعجب نكنيد كه گاهي پاسخهاي منفي و يا رفتار تحريك پذيري نشان دهند. اين وضعيت را شخصي و خصوصي تعبير نكنيد. يك اصل مهم صبوري و تحمل است.
– بخاطر داشته باشيد كه شما نميتوانيد مسئول اعمال شخص ديگري كه تحت فشار رواني يا افسردگي يا افكار خودكشي است باشيد. آنچه كه شما ميتوانيد انجام دهيد ايفاي نقش بعنوان يك دوست مسئول علاقمند در كنار نوجوان به هنگام موقعيتهاي سخت ميباشد. در اين برهمه زماني ميتوانيد به نگرانيهاي آنها گوش كنيد، از آنها حمايت كنيد و براي دريافت كمكهاي تخصصي آنها را راهنمايي و ارجاع دهيد.( سودابه ملك پور، كارشناس ارشد روانشناسي كودكان استثنايي)
مانند هر بیماری دیگر، اینجا نیز پیشگیری مقدم بر درمان است. اگرچه ممکن است وجود زمینهی ژنتیکی، فرد را نسبت به افسردگی ، آسیبپذیرتر نماید ولی بیشک توجه به معنویات، آشتی با طبیعت و تقویت ارتباطهای سالم انسانی و خانوادگی، بهترین راه کاهش افسردگی و درنتیجه پیشگیری از آن است.
روشهای درمانی متنوعی مانند دارودرمانی، رفتاردرمانی، شناختدرمانی، خانوادهدرمانی، مشاوره، یوگا، مدیتیشن، روشهای تنآرامی، هیپنوتراپی و… برای مداوای افسردگی بهکار رفتهاند.
هیپنوتراپی یا هیپنوتیزم درمانی که در شاخههای مختلف پزشکی و روانپزشکی کاربردهای فراوانی دارد، بهدلیل تواناییهای متنوع و شکل خاص تکنیکها، همواره مورد توجه هر دو گروه بیمار و درمانگر بوده است. باورهای اشتباهی مانند قدرت هیپنوتیزور، تحت سلطه قرارگرفتن سوژه، دخالت نیروهای ماوراءالطبیعه و… سالها مانع پیشرفت هیپنوتیزم علمی بودهاند. خوشبختانه طی ۵۰سال اخیر، پیرو توجه فزاینده به مطالعهی علمی هیپنوتیزم، بسیاری از شُبَهات برطرف شده و این پدیدهی منحصربهفرد، بهعنوان درمانی مؤثر و قدرتمند، مورد تأیید و استفادهی مراکز معتبر علمی در سطح بینالمللی قرار گرفته است. در حال حاضر در سراسر اروپا و آمریکا، تمایل مردم و درمانگران برای بهرهگیری از فواید ارزشمند هیپنوتیزم، روزبهروز بیشتر میشود و این روش درمانی، محبوبیت و کاربرد افزونتری مییابد.
خلسه هیپنوتیزمی بهدلیل همراهی همیشگیاش با تنآرامی و آرامش عمیق، به خودیِ خود موجب کاهش استرس ، اضطراب و تنش میشود. اغلب جلسات هیپنوتراپی شامل حالاتی از آرامش خوشایند و لذتبخش نظیر احساس سبکی، شناوری و آرامش عمیق جسمی و روحی است که موجب تقویت اثرات درمانی هیپنوتیزم میشوند. بیمار به کمک هیپنوتیزم میآموزد که بیش از آنچه تصور میکرده، بر بدن خود کنترل دارد و میتواند تغییرات فیزیولوژیک بدنش را هدایت نماید. بنابراین هیپنوتیزم فرصتی است برای یادگیری اِعمال کنترل بهتر و مؤثرتر. زمانی که شخص چنین توانایی مفیدی را در خود ایجاد و تقویت نماید، اعتمادبهنفسش بیشتر میشود و بهتر قادر است آرامش خود را در موقعیتهای مختلف، حفظ کرده و براسترس ، اضطراب و افسردگی غلبه نماید. از سوی دیگر، یک هیپنوتراپیست ماهر و باتجربه قادر است با استفاده از تکنیکهای مؤثر هیپنوتیزمی، استرس ، اضطراب و افسردگی بیمار را درمان نماید . در صورتی که علایم افسردگی بسیار خفیف باشند، روشهای به عهده گرفتن مراقبت از خود را در پیش گیرید:
با دوستان و خانواده صحبت کنید.
به طور منظم ورزش کنید.
یک رژیم غذایی متعادل و کمچرب داشته باشید.
الکل مصرف نکنید؛
کارهای عادی زندگی خود را ادامه دهید.
فیلمهای خندهدار و شاد ببینید.
در صورت امکان به تعطیلات بروید.
احساسات خود را در یک دفتر خاطرات روزانه بنویسید.
سعی کنید مشکلات در روابط با دیگران را حل کنید (البته بهتر است که در این زمان تصمیمات عمده نگیرید).
تا حدی که میتوانید فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ کنید.
مسؤولیتهای خود را تا زمان بهبودی به فرد دیگری واگذار کنید.
مطلب مرتبط:
17 دیدگاه ها
باسلام و خسته نباشید بنده 30 سالم هست.که حدود 12 سال پیش عاشق یه نفر شدم اما بعد از 7سال تموم شد که اونم به دلیل خیانت کردن مشکل بنده اینجا هست چون یه بار ضربه خوردم دیگه هیچ کسو نمیتونم قبول کنم برای زندگی و هز اون طرف واقعا دیگه امیدی به زندگی ندارم و تمام روزها تکرار و خوابم در صبحا بیشتره وقتی 7 صب بیدار میشم واقعا فکر میکنم چیکار کنم کجا برم وقتی میبینم هیچ برنامه ای و هدفی نیستت میخاابم و اعتماد به نفسم پایین اومده نمیدونم چیکار کنم تا اینکه خواستم ببینم ایا بنده هم به هیپنوتیزم نیاز دارم که مشکلم حل میشه.و بتونم دوباره زندگی کنم.ممنون میشم که جواب بنده رو بدهید مرسی.
سلام مهسا ی عزیز.
همانطور که بارها نوشته ام درمان افسردگی 10 تا 12 جلسه هست.
موفق باشید.
سلام دکتر. من از وقتی وارد ۱۴سالگی شدم یک حس های عجیبی دارم بیشتر شبا گریه میکنم اشتهای زیادی ندارم زمان خوابم نامرتب شده و بیشتر اوقات خوابم نمیبره از خانوادم دور شدم حس میکنم هیچ کدوم از اونا منو درک نمیکنن سر هر چیزی عصبی میشم اما برخلاف خونه توی مدرسه خیلی شادم یکم تو درسام افت کردم مامانم همیشه منو با دیگران مقایسه میکنه و همش نقطه ضعف های منو میگه گاهی اوقات از دست خودم و همه خسته میشم و دلم میخواد خودکشی کنم وقتی هم گریه میکنم نمیدونم دلیلش چیه احساس بدی نسبت به خودم و اطرافیانم دارم کم حوصله شدم و دلم میخواد تنها باشم نمیدونم باید چیکارکنم لطفا راهنمایی کنید .ممنون
سلام نفس عزیز
علايمی که ذکر کرده اید نشان از افسردگی است که با روش من با هیپنوتراپی 10 تا 12 جلسه نیاز به درمان دارد. در صورت تمایل به درمان با شماره مطب تماس بگیرید . همواره سلامت و موفق باشید.
سلام من 14سالمه و3ساله توخودم رفتم و همش بعضی شب ها گریه می کنم .واحساس می کنم که تمام کارهای روزانه ام تکراریه وبار دومه که دارم میام به این دنیا من همیشه باذهنم درگیرم وهمیشه قبل از این که اتفاقی بیفته من یه جورایی توذهنم ازش خبردار می شم من کسی رو می بینم که بقیه قادر به دیدن اون نیستن چن بار من ویردن به یه روانشناس ولی اصلا نتیجه نگرفتم ومشکل اصلیم اینه که نمیتونم به کسی بگم چون اگه بگم مطمئنم که حرفم رو باور نمی کنن
سلام مریم خانم
بهتر است به یک روانپزشک مراجعه و تحت درمان دارویی قرار بگیرید. موفق باشید.
من چهارده سالمه و به جرعت میتوانم بگم که هیچ مشکلی ندارم نه با خانوادن نه با اقوام و نه دوستام دوست زیاد دارم ولی دوست صمیمی ندارم ولی مدتی است که یکی از هم مدرسه ای هام مرده با هاش دوست نبودم ولی بعد از مرگ اون من یه نفر انگار تویه دلم مرگ را به من حس مرگ را به من تلقین میکنه و گاهی وقتا هم احساس بی ارزش بودن زندگی رو دادم و فکرایی به سرم میزنه که اصلا دوسشون ندارم خواهس میکنم خواهش میکنم جوابمو بدین میخوام مشکلم حل بشه ممنون
خدا را سپاسگزارم که هیچ مشکلی ندارید. بگذارید از این موضوع چند ماه بگذرد اگر بعد از آن (بعد از حدود 6 ماه) هنوز این مشکل پابرجاست مجددا تماس بگیرید. شادکام باشيد.
ادامه بقیه ان مطلب من پشر 13 ساله هستم
فکر های زیادی در باره ی خودم و خانواده ام می کنم ارزو های زیادی در ذهن خود دارم از خود سوال می کنم از مردن کسی نزدیک هستیم یا نه لطفا جواب من را بدهید./
پیامتان ناقص است و من متوجه وجود سوالی در آن نشدم . اما در مورد مختصر حالتی را که توضیح دادید با والدین خود در این مورد صحبت کنید تا شما را به روانپزشک ببرند ببینند آیا وسواس فکری هست یا فقط یک اضطراب است . هر چه زودتر درست تشخیص داده شود و درمان شود بهتر است . شاید بد نباشد والدین شما با مدیر دفتر من خانم صادقی ۰۹۱۲۳۹۸۹۵۸۷ تماس بگیرند. خداوند یاورتان باد .
با عرض سلام خدمت دكتر حريري عزيز . من پسر 16 ساله هستم و یه مشکلي در رابطه با اعتماد به نفس و روابط اجتماعیم با دوستانم دارم. راستش مشکل من اینه که توی جمع های دوستانه معمولا ساکتم….نمدونم چی بگم. حرف زدن یکم برام سخته. معمولا وقتی میخوام حرف بزنم کلمات رو خوب ادا نمیکنم…. یا كوتاه كوتاه حرف میزنم و خيلي آروم . معمولا فکر میکنم صدام قشنگ یا مثلا تیپم خوب نیست….البته میدونم که بخشی از این ها اتلقينات درونیه….اما میخوام آنهارو از بين ببرم …. نمیدونم باید چه کار کنم. خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنید. با تشکر
سلام حامد جان .
اگر مایل به درمان اضطراب اجتماعی با هیپنوتیزم هستید میتوانید با تلفنهای دفتر من تماس بگیرید و تعیین وقت بفرمایید . تقریبا 8 تا 7 جلسه نیاز هست. موفق باشید.
سلام.میخواستم بدونم ایا بیماری دو قطبی با هیپنوتیزم درمان پذیر است ؟
سلام سمانه خانم . اختلال دو قطبی چند وجه دارد که هیپنوتیزم روی همه آنها میتواند کار کند : اول نداشتن شناخت و آگاهی بیمار از بیماریش و اینکه این تغییرات در حالت او عادی و متداول بین همه افراد نیست . دوم اینکه در زمانهایی افسرده است . و سوم اینکه در زمانهایی از حالت اعتدال خارج میشود و باید ضمن شناخت این حالت آنرا کنترل کند ؛ همه اینها با هیپنوتیزم قابل کنترل است. از سوال شما متشکرم.
آقای دکتر ممکننه کسی افسرده گی داشته باشه ولی خودش خبر نداشته باشه ؟ آیا هیپنوتیزم میتونه افسردگی رو درمان کنه ؟ متشکرم
سینا جان .
اغلب بیماریهای روانی و اختلالات رفتاری را خود فرد مبتلا متوجه نیست و انکار میکند . اما این را هم نباید فراموش کنیم که اغلب این قبیل مشکلات در همه افراد در زمان های خاصی بروز میکند که نباید به آن بیماری قلمداد کنیم بلکه طبیعی است . فقط پزشک باید تشخیص دهد که این رفتار طبیعی هست یا بیماری است. به کسی و به خودتان برچسب نزنید . مثلا اختلال دو قطبی یا وسواس یا چند شخصیتی ، اینها همه شون خصوصیت هایی دارند که به درجاتی در همه افراد هست و بیماری هم نیست و سالم هستند و دارو و درمان نمیخواهند. افسردگی هم جزء همین دسته است و با هیپنوتیزم قابل درمان است. متشکرم.