اگر از اضطراب و استرس، افسردگي، پرخاشگري، وسواس، ترس هاي بی اساس، لکنت زبان، پانيك (هراس)، ضعف حافظه و اعتماد به نفس رنج می برید و از سایر روشهای درمانی نتیجه نگرفته اید. روشهای نوین هیپنوتیزم درمانی همراه با مشاوره پزشكي راهی برای خاتمه دادن به این مشکلات جسمانی و روانی است. با درمان با هيپنوتيزم بيدار هر روز بهتر و بهتر مي شويد.

موفقیت تحصیلی با هیپنوتیزم یادگیری بخشی از موفقیت تحصیلی است. مانع های ذهنی در پروسه یادگیری و موفقیت تحصیلی زیادند: مشغله های فکری ناشی از درگیریهای داخل خانواده، رقابتها، کمال گرایی ها، درگیریهای داخل مدرسه و دانشگاه، مسایل اقتصادی، پیام های منفی از جانب دیگران چه بصورت عمدی چه بصورت غیر عمدی، حسادتها، تحقیرهای هدفدار […]

هیپنوتیزم در اوج افتخار  در کتاب خلاصه روان پزشکی که مربوط به سال ۱۹۹۸ است و از پرفروش ترین کتابها در زمینه روان پزشکی بالینی است و همانطور که از پزشکان نامداری چون کاپلان و سادوک انتظار می رفت به ان مطالب اصیلی اضافه شده و به این نکته اشاره دارد که در تمام انواع […]

 نگاهی به هیپنوتیزم درمانی مقدمه متن کامل سخنرانی دکتر حریری در جمع پزشکان در آزمایشگاه پارسه هیپنوتراپی در شاخه‌های مختلف طب به ویژه روان‌پزشکی کاربردهای فراوانی دارد، هیپنوتراپی به ‌دلیل توانایی‌های متنوع و شکل خاص تکنیک‌ها، همواره مورد توجه هر دو گروه بیمار و درمان‌گر بوده است. باورهای اشتباهی مانند قدرت هیپنوتیزور، تحت سلطه قرار‌گرفتن […]

هیپنوتیزم واثرتلقین شناخت تلقین یکی از مواردی است که برای بشر بسیار ضروری می باشد . تلقین در ظاهر معنائی ساده و همه فهم دارد ولی مکانیسم تاثیر آن یکی از بغرنجترین ، پیچیده ترین و مجهولترین مسائل است . پدیده تلقین همواره مورد توجه انسانها بوده است . آدمی از اولین روزهای تاریخ بشریت […]

 هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی هیپنوتیزم درمانی یا هیپنوتراپی روش درمانی نویی نیست بلکه سابقه ای به قدمت بشر دارد، بطوریکه در کتاب شفای ابن سینا به عنوان یک پدیده در درمان نیز مطرح شده است. هیپنوتیزم در دوره ای به عنوان طب مکمل معرفی شده بود، ولی از سال ۱۹۹۸ به عنوان یک درمان کامل […]

نجات از معلولیت با هیپنوتیزم  ABSTRACT IN ENGLISH خلاصه و مقدمه :  Case presentation: جلسه سخنرانی دکتر حریری در ۲۶ بهمن ماه ۹۱ در انجمن علمی هیپنوتیزم بالینی ایران با حضور جناب آقای دکتر شریفی روان پزشک و ریاست محترم انجمن هیپنوتیزم و جناب آقای دکتر مهدی فتحی فوق تخصص بیهوشی قلب و استاد دانشگاه […]

هیپنوتیزم بیدارچگونه است ؟ مدتها بود هیپنوتیزم را به روش معمولی بکار می بردم اما همواره به این فکر بودم که با نگرانی های مردم چه کنم ؟ آن دسته از نگرانیهائی که در هیپنوتیزم معمولی  به آنها اشاره کردم . برای آنهایی که باورهای نادرستی از هیپنوتیزم داشتند توضیحات کافی میدادم وقت صرف میکردم و […]

سرفصلهای پیشرفت تحصیلی پیشرفت تحصیلی اجزائی دارد که با شناخت آنها و آموزش و بکارگیری راهکار مناسب برای هر کدام از آنها میتوان باعث پیشرفت تحصیلی یا پیشگیری از افت تحصیلی و یا توقف روند افت تحصیلی شد. در سرفصلها پیشرفت تحصلیلی گروه هدف و مخاطبین من شخص دانش آموز و دانشجو بعنوان یک واحد مستقل و […]

بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی عصبی به طور عمده در زنان جوان مجرد و یا دختران نوجوان بیشتر روی می دهد. بیشتر این افراد از هوش بالایی برخوردارند و ازنظر شخصیتی خود محور، درونگرا، آرمانگرا ، لجباز، و کمال طلب و بیش از حد حساس هستند و رفتارهای وسواسی و خود تنبیه گر در آنان ملاحظه می گردد.
گاهی عواطفی همچون افسردگی، اضطراب، ترس و مشتقات آنها از قبیل احساس گناه و شرم در شخص برانگیخته می شود و چنان شدید می شود که دفاع عادی روانشناختی را درهم می ریزد.
بنابراین عواطف همچون افسردگی، اضطراب، ترس و مشتقات آنها از قبیل احساس گناه و شرم ازطریق فرایندهای فیزیولوژیک ابرازمی شود و اعضا و احشای بدن فرد به جای ذهن فرد از درد و رنج خویش سخن می گویند. عاطفه ناخوشایند به صورت جسمی تظاهرمیکند و جزء ذهنی ، آن به ناخودآگاه سپرده می شود.
اینگونه بیماریها که عوارض جسمی واضح دارند که ناشی از عوامل روانی است، در حیطه پزشکی روان – تنی (پسیکوسوماتیک) دسته بندی می شوند. بی اشتهایی عصبی یکی از این نابسامانیهای روان – تنی است.
گرچه انزجار و چندش به غذا یا بی اشتهایی به عنوان نشانه اصلی توصیف شده است اما به نظرمی رسد نشانه اولیه عبارت باشد از کشش اجباری به لاغرشدن، که اغلب همراه با بیزاری از چاقی است. علاوه بر فقدان اشتها که عموماً به صورت ثانویه روی می دهد لاغری مفرطی پدید می آید که همراه با حفظ توانایی جسمی است و این امر با لاغری ناشی از یک بیماری سرشتی وفق نمی دهد. نشانه های دیگر شامل قطع قاعدگی ، یبوست، کاهش سوخت وساز بدن، کم آبی، خشکی پوست، ریختن موها و فعالیت بی قرارانه است.
در یک گروه از بیماران که اکثریت را تشکیل می دهند، احساس گرسنگی و اشتها هردو وجود دارد. اما بیمار به صورت خودآگاه، با احتمال افزایش وزن، از خوردن می ترسد، آگاهانه تغذیه را محدود می کند. او ممکن است اصرار داشته باشد به تنهایی غذا بخورد. به شکلی متناقض، این بیمار امکان دارد با موضوع آشپزی اشتغال فکری پیداکند و مرتباً دستور پختن غذا یا کتابهای آشپزی را مطالعه یا حتی گردآوری کند. دیدگاه او نسبت به درمان، توأم با فریبکاری یا منفی است و حیله هایی را به کار می برد تا از خوردن بپرهیزد. این بیمار ممکن است دوره هایی از پرخوری داشته باشد که بلافاصله با امتناع از خوردن غذا جایگزین می شود. گاهی هم پس از پرخوری، در خود استفراغ ایجاد می کند تا وزنش بالا نرود. علی رغم محدودیت غذا، فعالیت و انرژی فراوان این بیمار جلب توجه می کند. اما گاهی از فرسودگی به عنوان یک عارضه شکایت می کند.
عموماً به نظرنمی رسد که این بیمار نگرانی زیادی درباره قطع قاعدگی یا به طور کلی سلامتی خویش داشته باشد. خلق غالب در چنین بیماری عبارت است از افسردگی و شرم. نگریستن زیاد در آینه شایع است. ساختار شخصیتی چنین بیماری وسواسی است.
در گروه دیگری از بیماران مبتلا به بی اشتهایی عصبی، زیربنا جنبه نمایشی و هیستریک دارد. دراین گروه از همان آغاز، گرسنگی و اشتها انکار می شود. ترس غیرمنطقی از غذاخوردن به علت احتمال ناراحتی روده وجوددارد.
برخلاف گروه اول، بیمار درکنار دیگران غذا می خورد اما علاقه ای به آشپزی ندارد. این عده برخلاف گروه نخست هیچگاه پرخوری نمی کنند. فعالیت زیاد هم در آنان معمولاً دیده نمی شود. وجود دگرگونی عاطفی توسط آنان انکار می شود و نگرانی اندکی درباره تصویر بدنی خویش نشان می دهند. دراین بیماران حتی پس از افزایش وزن، فقدان قاعدگی ادامه می یابد.
سومین گروه از افرادی که دچار اضطراب و واکنش های تبدیلی هستند تشکیل می شود. برخی از افراد این گروه مبتلا به اسکیزوفرنیا هم می باشند. صرفنظر از آن عده که دچار اضطراب هستند، حتی درصورت افزایش وزن نتیجه غایی بی اشتهایی عصبی خوب نیست. به نظرمی رسد مبتلایان این گروه فاقد انرژی هستند و افزایش فعالیت هم در آنان دیده نمی شود. ازنظر عاطفی افسرده هستند.
مبتلایان به بی اشتهایی عصبی مطابق با روش کاستن از وزن خود نیز طبقه بندی شده اند. یک گروه با استفاده از مسهل و ایجاد استفراغ می کوشند وزن خود را بکاهند که ممکن است در نتیجه به اختلالات شدید سوخت و ساز بدن دچار شوند.
بیشتر بیماران این گروه قبلاً چاق بوده اند، سابقه خانوادگی از چاقی دارند و رفتارهای تکانه ای آسیب به خود را، ازجمله اقدام به خودکشی، مجروح کردن خود و گاهی مصرف الکل یا موادمخدر را به فراوانی نشان می دهند.
گروه دیگری از مبتلایان به بی اشتهایی عصبی، تنها به وسیله رژیم گرفتن وزن خود را می کاهند.آغاز بی اشتهایی عصبی بین ۱۰ تا ۱۵ سالگی است و گرچه تعداد مبتلایان زیاد به نظرنمی رسد اما با توجه به اینکه حتی امروز درحدود ۱۰ درصد مبتلایان در اثر بی اشتهایی عصبی می میرند، اهمیت زیاد دارد.
بی اشتهایی عصبی به ندرت ممکن است درجنس مذکر دیده شود.
در بیشتر موارد بی اشتهایی عصبی تاریخچه ای ازچاقی و پرخوری وجوددارد که همراه با احساس گناه درمورد چاق بودن است. معمولاً روابط ناشاد خانوادگی به شکل کدورت و دشمنی بین مادر و دختر ملاحظه می گردد.
پیگیری لاغرشدن گاهی از اوقات به عنوان عملی حاکی از پذیرش تخاصم آمیز و مبارزه طلبانه ازسوی دختر علیه مادری که به رژیم گرفتن و کم خوردن برای پرهیز از چاقی اصرار دارد، به کار می رود.
از دیدگاه روانپویایی چنین استدلال می شود که دختر نوجوانی که با ضرورت تفرد و استقلال در دوره بلوغ روبه رو می گردد و خود را درمعرض تهدید ازدست دادن وابستگی به خانواده می بیند، با واپسگرایی پرخاشگرانه به رابطه ابتدایی کودک – مادر واکنش نشان می دهد، رابطه نادرستی که درآن نیاز کودک به تغذیه، ازسوی مادر نادیده گرفته می شده است.
رابطه دو گانه گرای بین بیمار و مادر او که همزمان با عشق و نفرت همراه است در بیمارستانی که دختر برای درمان درآن بستری می شود به خوبی قابل مشاهده است. مادر حاضر به ترک دختر نیست و دختر هم تا زمانی که مادر در کنار بستر اوست از خوردن احتراز می کند. با جداکردن مادر، فرستادن او به خانه، دختر در بیمارستان غذاخوردن را شروع می کند.
بی اشتهایی عصبی ریشه های روانشناختی خودآگاه و ناخودآگاه فراوانی دارد و بیمار از این طریق به منافع اولیه وثانویه دست می یابد.به وسیله نشان دادن تخاصم و برانگیختن دیگران به رفتارهای تنبیهی که به نوبه خود موجب احساس گناه در آنان می شود، نفع اولیه برای بیمار به دست می آید.
بیماری نفع ثانویه ناخودآگاهی هم برای بیمار به ارمغان می آورد که به شکل توجه، عاطفه و همدردی ازسوی خانواده است.
در برخی موارد این امر باعث می شود توجه خانواده از فرزند دیگرشان که محبوب تر است به سوی بیمار معطوف گردد و حسادت وی تخفیف یابد.گزینش درمان بستگی به وضعیت بیمار در هنگام نخستین ملاقات با او دارد. اگر بیمار دچار سوءتغذیه شدید باشد و شواهدی از کمبود ویتامین و عدم تعادل آب و املاح دیده شود، تغذیه از راه رگ و لوله معده علاوه بر تغذیه دهانی ممکن است برای حفظ حیات ضروری باشد.
دراین صورت هرکوششی به جز برقراری یک رابطه حمایتی که مشوق درمان باشد غیرعاقلانه است. باید بیمار به آغاز مصرف غذا با مقادیری کمتر از آنچه او به عنوان حدظرفیت خود می داند تشویق گردد و با گذشت زمان این مقادیر را باید بیشتر کرد. در صورتی که کشمکش های خانوادگی آشکار باشد، وی را باید از مداخلات افراد خانواده محافظت کرد.
در برخی بیماران بستری، رفتار درمانی در زمینه تقویت عاملی، یعنی پاداش دادن به تغذیه به صورت اجازه فعالیت جسمی، موجب افزایش سریع وزن گردیده است.در برخی از بیماران که زمینه خلقی دارند مصرف داروهای مناسب مفید بوده است. برای پیشگیری از برگشت بیماری، خانواده – درمانی برای بازسازی روابط خانوادگی ضروری است. کوشش های بیمار برای رشد شخصیت و خود – اتکایی باید تشویق گردد. برای بیمارانی با ساختار شخصیتی روان – نژند، روان درمانی بینشگرا قابل انجام است.در بسیاری از بیماران، چشم انداز سازگاری اجتماعی و رهایی از نشانه ها خوب است.
اساسا بی اشتهائی عصبی بر دو نوع است:
۱- محدود کننده: در این حالت بیمار به شدت مصرف هر گونه خوراکی را محدود میکند و به شدت لاغر میشود. آمادگی زیادی برای ابتلا به افسردگی در این دسته وجود دارد.
۲- در دسته دیگر حملاتی از پر خوری وجود دارد ،به طوریکه بیمار مرتب محتویات خورده شده را برمی گرداند (استفراغ) یا سعی میکند از مواد مسهل یا ادرار آور برای لاغر شدن استفاده نمایند. وزن متوسط این بیماران نسبت به گروه قبلی بالاتر است، بسیار عصبی ، وآمادگی زیادی برای ابتلاء به اختلال افسردگی دوقطبی دارند.
بیماری مشابه دیگری وجود دارد به نام بمیاری بولیمیا (بی‌اشتهایی عصبی) که بیشتر یک اختلال روحی روانی است تا یک بیماری جسمی . بولیمیا در واقع زاییده تصور نادرستی است که مبتلایان به این بیماری از وضعیت جسمی خویش دارند و همواره فکر می‌کنند باید لاغرتر شوند.
این بیماری بیشتر کسانی را درگیر خود می‌کند که به نوعی شغل یا موقعیت اجتماعی‌شان ارتباط مستقیم با وضعیت بدنی آنان دارد مثل مدل‌ها، هنرپیشه‌ها، خواننده‌ها و … و شیوع آن بین زنان و دختران جوان بیشتر است.
بولیمیا یا آنورکسیا به دو شکل بروز می‌کند
۱- رژیم‌های طولانی و هولناک و اجتناب شدید از خوردن.
۲- پرخوری مفرط و انجام حرکات جبرانی مانند استفراغ کردن یا استفاده بی‌رویه از داروهای مسهل و ادرارآور
مبتلایان به بولیمیا، در ابتدا پس از خوردن غذا، سعی می‌کنند با تحریک گلوی خود هرآنچه را که خورده‌اند، استفراغ کنند اما به مرور زمان و پس از تکرار این وضعیت، این موضوع روحی روانی می‌شود و به محض خوردن یا نوشیدن، دچار دل درد و استفراغ می‌شوند.
از دیگر عوارض بولیمیا همچنین باعث اختلالات آبوالکترولیت شده یعنی تنظیم سدیم و پتاسیم و کلسیم بدن به هم می‌خورد که همین وضعیت هم یکی از دلایل تشدید حالت تهوع و استفراغ در بیمار است.
از دیگر نشانه‌های این بیماری افت فشار خون بیمار است که این افت فشار خون به چند دلیل اتفاق می‌افتد که عبارتند از:
کم شدن آب بدن در اثر استفراغ‌های مکرر، اختلالات سدیم – پتاسیم و تحلیل عضلات قلب‌ بیمار که باعث افت حجم ضربه‌ای قلب می‌شود.
کاهش وزن شدید در این بیماران باعث تحلیل مفرط عضلات بدن از جمله عضلات قلب می‌شود که در اثر آن قلب دیگر قادر به پمپاژ مناسب خون نیست.
این افراد به محض اینکه سر پا می‌ایستند بیشتر افت فشار خون پیدا می‌کنند. بیشتر علت مرگ و میر مبتلایان به بولیمیا اختلالات قلبی عروقی گزارش می‌شود.
بی اشتهایی عصبی یا آنورکسیا می‌تواند موجب اختلالات کلیوی نیز ‌شود زیرا آب به اندازه کافی به کلیه‌ها نمی‌رسد و در شکل پیشرفته‌تر موجب نارسایی‌های کبدی هم می‌گردد اما معمولا پیش از رسیدن به این مرحله مرگ این بیماران فرا می‌رسد.
علایم جسمی بیماری بولیمیا
– دل درد، نفخ، یبوست و دفع گاز
– علایم ریوی ناشی از ورود مواد غذایی به مجرای تنفسی و عفونت ریه
– بی نظمی و حتی قطع قاعدگی
– ورم پاها به علت استفاده بی رویه از داروهای مسهل و ادرار آور
– زخم‌هایی روی زبان و لثه در اثر تماس با اسید معده در کسانی که استفراغ را تحریک می‌کنند
– به هم خوردن ضربان قلب
– خرابی و پوسیدگی دندان‌ها وزخم لثه‌ها
– کاهش شدید آب بدن، کاهش سطح پتاسیم که به ضعف شدید و ریتم‌های نامنظم قلب منجر می‌شود
علایم روحی – روانی بیماری بولیمیا
– افسردگی و اضطراب
– خستگی و بی حالی
– پرهیز از برقراری ارتباط چشمی
– آشفتگی روحی
– ضعف اراده
– داشتن افکار خودکشی یا دیگرکشی
معمولا درمان بیماری بولیمیا باید به صورت گروهی متشکل از پزشک متخصص داخلی، متخصص تغذیه و روانپزشک انجام شود. زیرا بسیاری از مبتلایان به علت تصور نادرستی که از وضعیت جسمی خود دارند حتی آمادگی پذیرش داروها یا مواد غذایی برای جبران کمبودهای بدنی‌شان را ندارند.

برای تمامی موارد ذکر شده درمان داروئی وغیر دارویی مناسبی از جمله هیپنوتراپی وجود دارد و گاهی به بستری بیمار در شرایط شدید نیاز باشد.

دکتر حریری ، پزشک و هیپنوتراپیست

۴ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. ناهید گفت:

    سلام آقای دکتر خسته نباشید واقعا مطالبی که به اشتراک میزارید عالی هستن و به من روانشناس خیلی کمک کرده ممنون

  2. ناهید گفت:

    سلام آقای دکتر خسته نباشید واقعا مطالبی که به اشتراک میزارید عالین و به من روانشناس خیلی کمک کرده ممنون

دیدگاه خود را به ما بگویید.